عاقبت وثوق در کمیته شهید

عاقبت وثوق در کمیته شهید
20 اردیبهشت 1402
27 بازدید

وثوق برای خودش یک‌پا جلاد بود و از جمله کارهایی که کرد، یکی این بود که در تجریش پسر جوانی را که «مرگ بر شاه» گفته بود کشته و بعد به خانه رفته و به نامزدش گفته بود: «این هشتمین نفری است که کشته‌­ام!» البته عاقبت مردم این جانی را گرفتند و به سزای اعمالش […]

وثوق برای خودش یک‌پا جلاد بود و از جمله کارهایی که کرد، یکی این بود که در تجریش پسر جوانی را که «مرگ بر شاه» گفته بود کشته و بعد به خانه رفته و به نامزدش گفته بود: «این هشتمین نفری است که کشته‌­ام!» البته عاقبت مردم این جانی را گرفتند و به سزای اعمالش رساندند. یعنی نامزد وثوق حالش منقلب می­شود و به بهانه میوه گرفتن به بیرون می­‌رود و از سبزی‌فروشی به کمیته جماران زنگ می­زند و می­گوید که وثوق توی خانه است. مأموران می­‌آیند و وثوق را می­گیرند و می­برند و یک مأمور را هم می­فرستند به دنبال شهید شاه‌آبادی. آیت‌الله شاه‌آبادی رفته و دیده بودند که وثوق را در کمیته به درخت چنار بسته‌­اند، گفته بودند بازش کنید. او در داخل دفتر به کشتن هشت نفر جلوی چشم من و شهید شاه‌آبادی اعتراف کرد؛ خیلی راحت؛ مثل اینکه مرغ را سربریده! وثوق را به اوین بردند. آنجا هم خیلی راحت گفت که هر هشت نفر را خودم کشته‌­ام و بالآخره او را به سزای عملش رساندند.

راوی: احمد عرفاتی

برچسب‌ها:, , ,