تبلیغ

تحصیلات عالیه و مبارزات منسجم همزمان شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

ایشان در سال‌های بعد از رحلت آیت‌الله‌العظمی بروجردی، تا سال ۴۹ و ۵۰ در قم بودند (حدود هشت نه سال). در آن برهه زمانی، مبارزات ایشان عمدتاً در تبلیغ زعامت و مرجعیت حضرت امام بود. در سال ۵۰ برای ادامه مبارزات به تهران آمدند. سطوح عالیه حوزه، دوره كامل درس خارج امام، حضرت آقای گلپایگانی، درس خارج مرحوم اراكی و درس فلسفه مرحوم علامه طباطبایی را طی كرده بودند.

بیشتر بخوانید
شعری برای شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

 

دل خود را به یزدان می‌­سپارم

ز راه و رسم خوبان می­‌نگارم

 

ز مردی که هماره روسپید است

ز نسل علم و تقوا، هم شهید است

 

همان استادزاده، آن مجاهد

هم او که بر ره حق گشته شاهد

 

از آن پیر طریقت، یادگاری

به راه دین نموده جان‌نثاری

 

ز خیل عاشقان، شیخ شهید است

یقین دان نزد حق او روسپید است

 

بیشتر بخوانید
حمایت‌های همه‌جانبه همسر شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

به تعبیر خود پدرم اگر توانایی و درک و صبر مادرتان نبود، خیلی جاها من نمی‌توانستم فعالیت کنم. زمان قبل از انقلاب که ما بچه‌های کوچکی بودیم و ایشان تحت عنوان تبلیغ در روستاها حضور پیدا می‌کردند، ‌اوایلش روزگار سختی بود. وقتی وارد روستایی می‌شدیم حتی به ما نان نمی‌دادند. ما توسط نوعی از انحراف که در درک مردم از روحانیت ایجاد شده بود، تحت فشار قرار می‌گرفتیم؛ حتی در زمینۀ مواد غذایی و منزل. آن موقع رسم بود و طبیعی بود که کسی تابستان در دهی زندگی کند، اما ما چون در این لباس و خانواده بودیم حتی روز اول که می‌رسیدیم، مدتی در منطقه بلاتکلیف بودیم و به ما منزل نمی‌دادند.

بیشتر بخوانید
شجاعت شهید شاه‌آبادی در تبلیغ

همراه شهید شاه‌آبادی که به شهر یا روستایی می‌رفتیم، هیچ‌کس نبود که به مسجد بیاید. کسی سراغ ما هم نمی‌آمد. حتی نان به ما نمی‌فروختند. نمی‌گذاشتند آب بیاوریم. اما همین آدم‌ها بعد از مصاحبت با آقا، زمان بدرقۀ ما گریه می‌کردند. ما را برای ماه رمضان یا محرم دعوت می‌کردند. ولی حاج‌آقا کس دیگری را جای خودشان می‌گذاشتند. می‌گفتند: «این‌ها دیگر آگاه شدند. هرکسی اینجا بیاید و برایشان صحبت کند، کنار آن آقا می‌آیند و به حرفش گوش می‌دهند.» خودشان به روستای دیگری می‌رفتند و همین کار را ادامه می‌دادند.

بیشتر بخوانید
تبلیغ اسلام و جذب جوانان در کوه

شهید شاه‌آبادی در زمان طاغوت، براي آگاهي مردم دست به هر تلاشي مي‌زدند. برای این کار، از مسجد نمی‌توانستند شروع کنند؛ چون می‌دانستند جوان‌ها مسجد نمی‌آیند. از جاهای دیگر شروع می‌کردند. مثلاً در مسیر راه کوه، به آن‌ها اعلامیه، رساله و نوار امام می‌دادند. حرف‌های امام و اهداف امام را برایشان می‌گفتند. رژیم را برایشان معرفی می‌کردند که چه کار با شما می‌کند و چه کار کرده است. میگفتند اين دشمنی است که از ظاهرش نمی‌توانید تشخیص دهید، پس آگاه باشید.

بیشتر بخوانید

پیش از انقلاب و در روزهایی که امام خمینی (ره) مبارزات خود را شروع کرد، شهید شاه‌آبادی در هر جا و در هر شهرستانی و به هر نحوی که می‌توانستند مردم را آگاه می‌کردند. به آقایانی که در آن شهر بودند وظیفه‌شان را گوشزد می‌کردند: «باید همه به هم اطلاع بدهیم. باید همدیگر را روشن کنیم تا بتوانیم این نهضت را به سرانجام برسانیم و امام را یاری کنیم. کمک کنیم که قدرت ایشان روز به روز بیشتر شود. کاری کنیم که تمام دنیا حرفی را که می‌زند بپذیرد و تمام دنیا بفهمد که کلام، کلام ایشان است. بدانند که ایشان نائب حقیقی امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) هستند.

بیشتر بخوانید

مقاله‌ای در سایت شهید آوینی با عنوان «ده خاطره از شهید شاه‌آبادی» برای این شهید بزرگوار کار شده است. ارتباط مستقیم، دائمی و خستگی‌ناپذیر آیت‌الله شاه‌آبادی با مردم و رسیدگی به مشکلات و گرفتاری‌های آن‌ها، نیز دشواری‌های خانوادۀ ایشان در زمان زتدان و آخرین سخنرانی ایشان پیش از شهادت، موضوع خاطرات همسر شهید است. شمه‌ای از فعالیت ورزشی و آمادگی بدنی شهید، موضوع خاطرۀ منقول از فرزندشان، حجت‌الاسلام سعید شاه‌آبادی است.

بیشتر بخوانید
سفر آخر

ویژه‌نامۀ بزرگداشت شهادت شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی، سفر آخر، به ذکر گوشه‌ای از فعالیت‌ها و زندگی ایشان پرداخته است. این مجموعه شامل زندگی‌نامه، خاطرات خانواده، دوستان و نظرات چهره‌های انقلاب دربارۀ حیات سراسر عبادت و خدمت و فعالیت این شهید بزرگوار است. این ویژه‌نامه به همت روزنامۀ همشهری و با قلمی جذاب و دلنشین در ۱۶ صفحۀ رنگی به همراه تصاویری از شهید شاه‌آبادی فرهم آمده است. برای مشاهدۀ این ویژه‌نامه می‌توانید از لینک زیر استاده کنید.

بیشتر بخوانید

بعد از سفر اول که با هم رفتیم، سفرهای بعدی مکه را با ارگان‌هایی مثل هلال احمر رفتند. آنجا همه به فکر سوغاتی و این حرف‌ها بودند. اما حاج‌آقا چند تا چاقو خریده بودند و قربانی‌های حاجی‌ها را انجام می‌دادند. همه نوع کاری انجام می‌دادند؛ از کارهای داخل کاروان گرفته تا بیرون کاروان. مثلاً آن زمان همه لباس‌هایشان را درمی‌آوردند و مردم تشخیص نمی‌دادند که کدام شخص روحانی است و کدام نیست؛ این برای شهید شاه‌آبادی مسئله بود. برای همین عبا و عمامه‌شان را می‌گذاشتند که اگر مسئله‌ای برای مردم پیش آمد یا سؤالی داشتند، بتوانند از ایشان بپرسند.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها