جاذبه در حد امکان، دافعه در حد ضرورت

جاذبه در حد امکان، دافعه در حد ضرورت

روایت حبیب‌الله عسکراولادی از جاذبه و دافعه شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

شهید شاه‌آبادی چنان بود که حتی در تمامی این سه دسته روحانی در آن دوران، که یک عده شاگردان و همراهان امام بودند، عد‌ه‌­ای نوعی رابطه با رژیم منحط داشتند و عده‌­ای نیز بیط‌رف بودند، با همه، با یک روابط عمومی خوب در ارتباط بود و از همه این­ها می‌­توانست در جای خودشان استفاده کند و می‌­توانست حتی در آن­‌ها که «مشهّر» بودند، به تعبیری از رژیم شهریه‌­بگیر بودند، اثر بگذارد.

شهید شاه‌آبادی کار حوزه و دانشگاه را وجهه همت خودش قرار داده بود. از بعد از شهادت دکتر مفتح، چنین عنوانی که شهادت ایشان روز وحدت حوزه و دانشگاه است، به‌درستی مطرح شد. در همین راستا، شاید یکی از سنگ بناهای وحدت حوزه و دانشگاه، شهید حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی است و در این باره، تعبیری از آیت‌الله شهید دکتر بهشتی هست که می­‌فرماید: «جاذبه در حد امکان، دافعه در حد ضرورت.» می­‌فرماید: «ما در دنیای اسلام در شرایطی هستیم که جاذبه باید در حد امکان باشد و دافعه در حد ضرورت. نمی‌­شود كه انسان دافعه نداشته باشد، اما دافعه در حد ضرورت، جاذبه در حد امکان.»

شاید به غیر از خود شهید بهشتی، در عمل کردن به این، مرحوم شهید حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی موفق بود و واقعاً جاذبه‌­اش، جاذبه در حد امکان بود. شهید شاه‌آبادی بسیار فعال بود. با انرژی و سرعت تمام، در تمام جلساتی که می‌­توانست خودش را مؤثر بداند شرکت می­‌کرد و واقعاً برای یک روحانی با عبا و عمامه و نعلین، این‌طور دویدن خیلی بعید بود، ولی ایشان موفق به چنین امر ضروری و مهمی بود.

 

راوی: حبیب‌الله عسکراولادی

نظر خودتان را ارسال کنید