یاد شهید

برادرم یک گوهر ناب بود

در خانه ما یک حیاط وسیع و بزرگی بود که همه به آنجا می‌­رفتیم، حیاط خاکی بود و بچه‌­ها بازی می­‌کردند. خب، از آن دوران سال­‌های زیادی گذشته و حرکت­‌های آن موقع­‌شان که مدرسه می‌­رفتند و من هم مریض بودم، به صورت شبحی در نظرم است. بیشتر خاطرات زمانی که ازدواج کردند و این‌­ها، یادم است. پدرم مبارز بودند و خیلی فعالیت­‌ها انجام می‌­دادند كه عمال رژیم تبعیدشان کردند. همان میزان تلاشی را که پدرم می‌­كردند، ایشان هم داشت. حاج آقا مهدی یك گوهر نایاب و یک میوه بهشتی بود.

 

راوی: حشمت‌الشریعه شاه‌آبادی – خواهر شهید

بیشتر بخوانید
آمادگی شهید برای جان‌فشانی و خدمت

در زندگی افراد، هر کدام از مسائل با خصوصیات روحی­‌شان هماهنگ و عجین است و نمی‌­توان آن‌­ها را تفکیک کرد. شهید شاه‌‌آبادی هیچ­‌وقت نمی‌­گذاشت کار امروزش به فردا بکشد. در حساب خانوادگی رفیق خانواده بود. در حساب انقلاب، فدایی انقلاب و امام بود. در کارها تا آخرین لحظه پایداری می‌­کرد. در دین­‌داری زبانزد بود. در آخرین لحظات زندگی، سخنرانی‌­اش درباره شهادت است، از خدا می‌­خواهد: «خدایا ما را جزء شهدا قرار بده.» بعد هم شهادت نصیبش می‌­شود.

بیشتر بخوانید
صبر تبلیغ

در تبعید به بانه، همان یک ماه اول یادم هست سراغ مسجد محل را گرفتند. مسجد درش بسته بود. با زحمت بعد از دو روز سختی در مسجد را باز کردیم. دیدم که مسجد خاک خالی، کف آن پر از دست‌انداز است و قسمتی که می‌خواهیم نماز بخوانیم و احتیاط می‌کنیم، آنقدر صاف و مسطح نیست که به عنوان مصلی  استفاده کرد. ولی ایشان مقید بودند. من و ایشان حدود یک ماه تنهایی می‌رفتیم و من تنها مأموم ایشان بودم. در آن مسجد نماز می‌خواندیم، اقتدا می‌کردم و کسی نمی‌آمد اقتدا بکند و ایشان بازمی‌گشتند منزل و نماز را به خاطر احتیاط ناصاف و ناهموار بودن مسجد اعاده می‌کردند.

بیشتر بخوانید
توجه هموارگی شهید شاه‌آبادی به نسل جوان

 مرحوم شهید شاه‌آبادی در دوران انقلاب و مبارزه بسیار حساس بود و تمام جهات را در نظر داشت. حتی شبی آمدند در مدرسه عالی شهید مطهری، در جامعه وعاظ شركت كردند و پیشنهاد دادند كه اگر این جامعه مجالسش را، كه شب‌های سه‌شنبه در همان مكان ولی‌آباد بود، تشكیل بدهد، یک مقدار به یکدیگر نزدیك می‌شوند و می‌توانند از بركات جامعه روحانی مبارز هم بهره‌مند بشوند. بعد از این، برای آگاهی و بینش بیشتر جامعه وعاظ، گاه‌گاهی كه حضرت آقای ناطق نوری، كه مسئولیت جامعه وعاظ را بر عهده داشتند، از بزرگان جامعه مبارز هم دعوت می‌كردند.

بیشتر بخوانید
شهید شاه‌آبادی پیونددهنده حوزه و دانشگاه

شهید شاه‌آبادی کانون اتصال و پیوند بین حوزه و دانشگاه و جوانان انقلابی و مراجع و علمای حوزه بودند؛ یعنی یک حلقه واسطی بودند بین بچه‌های پرشور و انقلابی و مسلمان که می‌خواستند مبارزه کنند و در عین حال مبارزه‌ای اسلامی داشته باشند و مبارزه آن‌ها بر اساس موازین الهی باشد. و از طرفی نهضت نیاز به پشتوانه داشت و همکاری و همراهی علما.

بیشتر بخوانید
ارتباط شهید با همه اقشار جامعه

مرحوم شهید شاه‌آبادی عجیب بود در زندگی‌اش. یكی از امتیازات برجسته ایشان این بود كه با تمام اقشار ارتباط برقرار می‌كرد. برایش فرق نمی‌كرد اهل علم باشد، تاجر باشد، كاسب باشد، كارگر باشد، ‌زحمت‌كش باشد. با همه می‌جوشید و عجیب به همه احترام می‌گذاشت. ولذا در قلب مردمی كه ایشان را می‌شناختند جا داشت. زندگی خودش هم واقعاً یک زندگی طلبگی بود؛ یعنی از ابتدای زندگی تا پایان شهادت، یك‌ریزه تغییری در زندگی ایشان ندیدم؛ چه آن موقع كه طلبه بود، چه آن موقع كه نماینده مجلس بود. ماشینش تا آخر كه من یادم است، همون فولكس واگن بود كه شیشه عقب این ماشین كوچك بود و من از خاطرم نمی‌رود.

بیشتر بخوانید
نگاهی به فعالیت‌های گسترده شهید شاه‌آبادی از نگاه آیت‌الله محمد یزدی

من اولین باری که با عالم مجاهد بزرگ، حاج شیخ مهدی شاه‌‌آبادی آشنا شدم، در حوزه علیمه قم، حدود سال­‌های ۱۳۳۶–۱۳۳۷ بود که در دروس معروف حوزه شرکت می­‌کردند و بیشتر در درس حضرت امام، و به دلیل همین اشتراک در حوزه درس حضرت امام، گاهی جلساتی خصوصی‌­تر هم تشکیل می‌­شد. من از آنجا با عظمت بیت مرحوم آیت‌‌الله شاه‌‌آبادی و مسئله استفاده کردن امام از درس ایشان و عظمت مباحث عرفانی و اخلاقی ایشان، آشنایی پیدا کرده و کم‌‌کم با این بیت، نزدیک‌­تر و آشناتر شدم.

بیشتر بخوانید
توجه کامل به رعایت صرفه‌جویی و پرهیز از هر گونه اسراف

برای وضو گرفتن چند بار شیر آب را می‌بستند و باز می‌کردند. می‌گفتند: «اگر این کار را نکنیم، اسراف کردیم. نه‌تنها مال خدا را حرام کردیم، بلکه این کار وابستگی ما را بیشتر می‌کند. باید دست‌به‌دست هم بدهیم و خودمان را تأمین کنیم، نه اینکه محتاج‌تر شویم.» اگر زیر گلدان‌های ما ظرف بود، می‌گفتند: «ایرادی ندارد. گل خوب است. گلدان هم خوب است. اما شلنگ آب را روی آن نگیرید که هر قدر خواست مصرف شود و باقی بیرون برود. باید ظرف زیر گلدان باشد و با دست آب در گلدان بریزید تا آب زیاد مصرف نشود.»

 

راوی: همسر شهید

بیشتر بخوانید
حلقه اتصال تمام انقلابی‌ها و مخالفان حکومت پهلوی

شهید شاه‌آبادی کانون اتصال و پیوند بین حوزه و دانشگاه و جوانان انقلابی و مراجع و علمای حوزه بودند؛ یعنی یک حلقه واسطی بودند بین بچه‌های پرشور و انقلابی و مسلمان که می‌خواستند مبارزه کنند و در عین حال مبارزه‌ای اسلامی داشته باشند و مبارزه آن‌ها بر اساس موازین الهی باشد. و از طرفی نهضت نیاز به پشتوانه داشت و همکاری و همراهی علما.

بیشتر بخوانید
شباهت رفتاری شهید شاه‌آبادی با پدرشان آیت‌الله میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

اخوی آن­قدر خوش‌‌اخلاق بودند که احساس می‌­کردم ایشان با خداوند منان، داد و ستد داشتند و فدایی راه خدا و رسول و ائمه اطهار علیهم‌السلام و انقلاب اسلامی بودند. اصلاً کارهای ایشان بر همه تأثیر می­‌گذاشت؛ به‌‌خصوص در امر سیاست. مردم نیز وقتی جواب اعتمادشان را از اخوی گرفتند، در دور دوم با اقبال بیشتری به ایشان مسئولیت سپردند. خوب که نگاه می‌­کنم، می­بینم از میان برادرانم، اخلاق حاج‌آقا مهدی بیشتر به پدرم شبیه بود، با اینکه از دیگر اخوی‌­هایم کوچک‌‌تر بودند، ولی بیشترین وجه اشتراک را با پدرم داشتند.

 

راوی: حشمت‌الشریعه شاه‌آبادی - خواهر شهید

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها