وحدت حوزه و دانشگاه

روایتی از آدم‌شناسی و شخصیت‌شناسی شهید شاه‌آبادی

شهيد بزرگوار حاج آقا مهدی که نقش عمده‌ای در پيروزی انقلاب داشتند. سهمش از برادران ديگر جدا بود و جامعه هم اين را تطبيق کرد. تا وقتی شهيد شد و به لقاءالله پيوست، شاگردان امام و همکاران امام می‌دانستند که ايشان با چه خلوص نيتی مشغول به کار است. از بچگی با هم دوست بوديم و با هم رفت‌وآمد داشتيم. بعد از انقلاب هم يک بار رفتم خدمتشان، تقاضا کردم که من را به وزارت خارجه معرفی کنند. ايشان گفتند: «نه، تو سياسی نيستی.» همان لحظه خوشم نيامد، ولی بعد ديدم که راست می‌گويند؛ يعنی بهتر از خودم من را شناخت «من عرفه نفسه فقد عرف ربه.» خودش را که می‌شناسد هيچ، من را هم بهتر از خودم می‌شناسد.

بیشتر بخوانید
شهید شاه‌آبادی پیونددهنده حوزه و دانشگاه

شهید شاه‌آبادی کانون اتصال و پیوند بین حوزه و دانشگاه و جوانان انقلابی و مراجع و علمای حوزه بودند؛ یعنی یک حلقه واسطی بودند بین بچه‌های پرشور و انقلابی و مسلمان که می‌خواستند مبارزه کنند و در عین حال مبارزه‌ای اسلامی داشته باشند و مبارزه آن‌ها بر اساس موازین الهی باشد. و از طرفی نهضت نیاز به پشتوانه داشت و همکاری و همراهی علما.

بیشتر بخوانید
حلقه اتصال تمام انقلابی‌ها و مخالفان حکومت پهلوی

شهید شاه‌آبادی کانون اتصال و پیوند بین حوزه و دانشگاه و جوانان انقلابی و مراجع و علمای حوزه بودند؛ یعنی یک حلقه واسطی بودند بین بچه‌های پرشور و انقلابی و مسلمان که می‌خواستند مبارزه کنند و در عین حال مبارزه‌ای اسلامی داشته باشند و مبارزه آن‌ها بر اساس موازین الهی باشد. و از طرفی نهضت نیاز به پشتوانه داشت و همکاری و همراهی علما.

بیشتر بخوانید
استفاده از تمام لحظات حتی در اوج خستگی

من آن قسمتی که در رابطه با زحمت‌های شبانه‌روزی ایشان بود یادم نمی‌رود. بعضی اوقات ما در حرم حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) در شهر ری، ساعت ۱۲ شب به بعد قرار می‌گذاشتیم جلسه‌ای داشتیم که برای کارهایمان تنظیم می‌کردیم. دیگر اواخر جلسه، ایشان سرشان را روی زانوی من گذاشتند و گفتند این کتاب را برای من بخوانید. یک کتاب انقلابی در آن زمان بود. من صفحه اول کتاب را خواندم، دیدم ایشان خوابشان برده. همیشه در ذهن من آن صحنه وجود دارد.

بیشتر بخوانید
روایت حبیب‌الله عسکراولادی از جاذبه و دافعه شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

شهید شاه‌آبادی چنان بود که حتی در تمامی این سه دسته روحانی در آن دوران، که یک عده شاگردان و همراهان امام بودند، عد‌ه‌­ای نوعی رابطه با رژیم منحط داشتند و عده‌­ای نیز بیط‌رف بودند، با همه، با یک روابط عمومی خوب در ارتباط بود و از همه این­ها می‌­توانست در جای خودشان استفاده کند و می‌­توانست حتی در آن­‌ها که «مشهّر» بودند، به تعبیری از رژیم شهریه‌­بگیر بودند، اثر بگذارد.

بیشتر بخوانید