هنر ارتباط

هنر ارتباط

هنرمندی شهید شاه‌آبادی در حل مشکلات شرعی و اجتماعی خانم‌ها

سالی كه خاله‌ام تازه وارد دانشگاه شده بودند، مرتباً‌ آموزش‌های موثری در حضور ایشان در دانشگاه داشتند تا با دوستانشان ارتباط ارزشمندی داشته باشند. در همانجا ارتباطات عمیق‌تری پیدا شد. من با اینكه دانش‌آموز بودم، اما در خیلی از برنامه‌های دانشجویی كه می‌گذاشتند شركت می‌كردم. در كوه‌پیمایی‌ها و مراسم‌ها نمایندۀ كوچكی از طرف پدرم بودم. خانمی هم در یک پایگاهی تحت عنوان خیریه، از طرف ایشان مأموریت داشت تا در آن خیریه و مجموعه‌های دیگر فعالیت کند. این‌چنین تأثیر می‌گذاشتند و هدایتگر بودند. از طریق ما خیلی از اعلامیه‌ها و نوارها را پخش می‌كردند و چگونگی انتقال توضیح‌ها و تفسیرهای احكام را به ما می‌گفتند.

برخی افراد مثل من را آماده و موظف كرده بودند كه سؤالاتی كه خانم‌ها نمی‌توانند در هر شرایطی بپرسند (چه سؤالات شرعی، چه سیاسی) از طریق ما بپرسند. سؤالاتی كه حجب و حیا ایجاد می‌كرد یا خیلی نزدیك بودند كه از خودشان می‌پرسیدند. یا اگر سؤال خیلی دقیق بود، از من می‌پرسیدند، كه خیلی سخت بود. ایشان شرایطی را ایجاد كردند و گفتند به رسالۀ امام مراجعه کنم و مفهوم و نوع سؤال را كه درك كردند، گفتند از روی متن پله‌پله بخوان. جوری گفتند كه من به درک مطلب برسم بدون اینكه آن را بخواهند بشكافند و پردۀ حجبی از بین برود. خلاصه، در این ارتباط برقرار كردن و حل مشكلات و حجت الهی خیلی هنرمند بودند.

 

راوی: دختر شهید

نظر خودتان را ارسال کنید