من نمی‌آیم، شما بیایید!

من نمی‌آیم، شما بیایید!

جسارت و شجاعت شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی برابر خفقان و فشار ساواک

مرحله جدید مبارزه شهید آیت‌الله شاه‌آبادی از سال ۵۶ شروع می‌شود. اهدافی که از این قضیه داشتند این بوده که تهییج احساسات مردم و تجری احساسات مردم در مبارزه با رژیم شاه را انجام بدهند. اقبال توده‌های مردم به انقلاب اسلامی و دعوت تمام‌عیار به سوی نهضتی بزرگ جزء اهدافشان بوده است. مبارزه ایشان به صورت علنی درمی‌آید. دوباره ساواک پی می‌برد که فعالیت‌هایشان علنی شده و ایشان را احضار می‌کنند. ولی ایشان جواب می‌دهند که من آنجا نمی‌آیم. در اینجا باز گزارشی از ساواک داريم که به این صورت عنوان شده:

«برابر اعلام سازمان اطلاعات و امنیت شمیران، به نامبرده بالا از طریق کلانتری ابلاغ گردد که خود را به آن سازمان معرفی نماید. لکن شخص مذکور در جواب کتباً نامه‌ای ارسال داشته که عین دست خط وی به پیوست ایفاد می‌گردد.» جوابی که شهید آیت‌الله شاه‌آبادی فرمودند این بوده: «سرهنگ افضلی؛ پس از عرض سلام و نهایت معذرت، خواهشمند است چنان‌چه فرمایشی باشد شخصاً یا به منزل اینجانب یا در مسجد لطف نموده مفتخرم فرمایید.» ایشان رسماً اعلام می‌کنند که من نمی‌آیم پیش شما، شما بیایید پیش من!

این مسئله که می‌گذرد، دستگیری‌های ایشان مجدداً شروع می‌شود. طی خرداد سال ۵۷، ایشان برای بار پنجم دستگیر می‌شوند. و ایشان در این مرحله علنی بازجوها را تحقیر می‌کردند و با افتخار خاصی قدم برمی‌داشتند و صحبت‌هایشان را انجام می‌دادند.

 

راوی: ابراهیم کریم‌زاده (نویسنده و پژوهشگر)

نظر خودتان را ارسال کنید