مسجد رستم آباد

ورود شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی به مسجد رستم‌آباد با مشورت با برادر

حاج‌آقا مهدی، بعد از سال ۱۳۴۱ش، که دیگر آن زمان به تهران آمده بودند، مدتی برای تبلیغ روحانیت به ماهشهر رفتند. بعد از بازگشت اخوی از ماهشهر، مرحوم حاج محمدتقی رستم‌‌آبادی، نوه مرحوم آخوند رستم‌‌آبادی، از دنیا رفته بود. مسجد رستم‌آباد در محلۀ اختیاریه، خالی از یک نفر معمم و پیش­‌نماز بود. به حاج‌آقا مهدی پیشنهاد کردند تا برای اقامه نماز به آنجا بروند. ایشان در سال ۱۳۴۲ سن سی‌‌سالگی را رد کرده بودند. حاج‌آقا مهدی به من گفتند که صلاح می­‌دانید به آنجا بروم؟ گفتم: «بهترین موقعیت است.

بیشتر بخوانید
شکستن سنت‌های غلط و دعوت به حضور جوان‌ها

از بچگی با آقا خیلی راحت بودم. شما چطور به هم سن و سال خودتان می‌رسید نشاطی به شما دست می‌دهد، ایشان هم با یک روحیه خیلی خوب، وقتی به ما می‌رسیدند، تمام غصه‌ها یادمان می‌رفت. من با اینکه سنم پایین بود و دختر بودم، در کمال عفت و حجاب، با حاج‌آقا این حالت را داشتم. در مسجد رستم‌آباد فرهنگ قدیمی داشتند. از بچگی با فرشته می‌رفتیم مسجد و از بزرگ‌ترها می‌ترسیدیم. خانم‌های پیر می‌گفتند خانم‌های جوان و بچه‌ها بروند عقب و بچه‌ها را به مسجد راه ندهیم؛ فقط پیرزن‌ها باید جلو باشند. از زمانی که شهید شاه‌آبادی به رستم‌آباد تشریف آوردند، همه چیز عوض شد. ما به آرزویمان رسیدیم.

بیشتر بخوانید
حفظ اتحاد در مسجد با گفت‌وگوی دوستانه و تواضع

فعالیت در مسجد رستم‌آباد قدرت وحدت‌آفرینی شهید شاه‌آبادی را بار دیگر نمایش داد. در آن ایام، آقاجون توانسته بودند پیر و جوان را به هم نزدیک کنند و هر دو طرف طیف را حفظ بکنند. کار آسانی هم نبود. فعالیت‌های انقلابی‌شان را نیز شروع کرده بودند و خیلی هم تند بودند. مثلاً فرض کنید که عَلم راه انداختن که هنوز هم قبحی ندارد و مردم هنوز هم عَلم‌کشی   می‌کنند. ایشان آن سال‌هایی که هنوز هیچی به هیچی بود، می‌گفتند این عَلم هیچ‌گونه شأنی ندارد و نباید راه بیفتد. در حالی که خود آن چهار نفر مردم مسجدی هم خودشان دو دسته شده بودند و آقاجون باید همین حرکت را هم جا می‌انداختند.

بیشتر بخوانید
ظهور روحیه جهادی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

بنای قسمت شمالی مسجد را ایشان گذاشتند. به دلیل ضرورتی که بود، نيمه‌كاره می‌ماند. چون سالیان سال  است كه آنجا آشپزخانه است و زیرزمین ماند. پایه‌ها را گذاشتند، کارها را انجام دادند، ولی آنجا باید کنده و خاکبرداری می‌شد. این قضیه مربوط به قبل از انقلاب است. اوایل کار ایشان در مسجد و شروع کار ایشان بود.

بیشتر بخوانید
اسنادی از منع منبر و تبعید شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

قبل از اینکه آیت‌الله شاه‌آبادی به تهران بیايند، یک سری فعالیت‌هایی می‌کنند که از قم به شهرستان‌های مختلف می‌روند برای سخنرانی. اینجا سخنرانی‌هایی انجام می‌دهند که ساواک مجبور می‌شود ایشان را در آن مقطع از منبر رفتن منع بکند. سندی هست که اینجا من برایتان می‌خوانم كه مربوط به سال ۱۳۴۸ است:

بیشتر بخوانید
دشواری‌های شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در محله رستم‌آباد

مادر ما سخت می‌گرفت. هر بار که آقاجون از زندان بیرون می‌آمدند، تمام تلاشش را می‌کرد که دیگر آقاجون به آن مسجد نرود. یکی به این خاطر که پر از ساواکی بود؛ حرف می‌زدی، بلافاصله دست ساواکی بود. از طرف دیگر میان مریدها و مسجدی‌ها، خیلی آدم‌های علیه‌السلامی هم پیدا نمی‌شد. آقاجون می‌رفتند زندان، یک مسجدی سراغ خانواده و خود ایشان نمی‌آمد. خب آدم ناراحت می‌شد. آقاجون از زندان بیرون می‌آمدند، می‌دیدند که باز این آدم‌ها آمدند و تقاضا کردند. محل ما هم که پایین بود و از مسجد دور.

بیشتر بخوانید
نمونه‌ای از بازجویی‌های شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در زندان ساواک

من یک نمونه از بازجویی‌هایی که انجام شده خدمتتان عرض می‌کنم:

سؤال بازجو این بوده: «سرکار به طور شفاهی اظهار می‌دارید رژیم حاکم بر جامعه امروز ایران را قبول ندارید، زیرا حضور خود را در کمیته اختناق می‌دانید و اعتقاد دارید تا زمانی که مسائل اجتماعی و سیاسی ایران به صورت فعلی و دور از قوانین اسلام اجرا می‌شود قابل قبول شما نیست. در این خصوص توضیح دهید.»

بیشتر بخوانید
مردم‌داری و ارتباط مستمر و بی‌واسطه شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی با مردم

خودشان با یک پژوی آبی رانندگی می‌کردند و ما به عنوان سرنشین کنار ایشان می‌نشستیم. بعد رفتیم مجلس و دیگر رانندگی را من به عهده گرفتم. مدت چهار سال و نیم راننده ایشان بودم. کار ما به این صورت بود که به مجلس می‌رفتیم. بعد از مجلس، مسجد اختیاریه رستم‌آباد می‌رفتیم که ایشان نماز جماعت آنجا را عهده‌دار بودند. بلافاصله بعد از مجلس، حرکت می‌کردیم، غروب می‌رفتیم مسجد. مسجد هم که برنامه نماز بود و بعد از نماز هم چند تا مسئله ایشان می‌گفت. سپس ارباب رجوع می‌آمدند دم در مسجد. وظیفه ما این بود که این آقایان را بگردیم و بفرستیم خدمت آقا.

بیشتر بخوانید
آغاز فعالیت‌های گسترده شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در محله رستم‌آباد

در حدود سال‌های ۵۲، ۵۳ همزمان با فعالیت‌های حکومتی، در رابطه با دستیابی به مساجد و سازمان‌دهی کردن فعالیت‌های مذهبی، امام مسجد رستم‌آباد ،حاج شهید محمدتقی رستم‌آبادی مرحوم شد. در همین زمان، فعالیت‌های افراد وابسته به حکومت، مخصوصاً آن‌ها که در منطقه پرچم حزب رستاخیز را عَلَم کرده بودند و مردم را به این حزب دعوت می‌کردند، قرار بر این شد که برای تصدی مسئولیت امامت مسجد رستم‌آباد، هر کسی را مناسب می‌بینند انتخاب کنند که در مسجد رستم‌آباد مستقر بشود.

بیشتر بخوانید
سرفصلی از فعالیت‌های شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی پیش از انقلاب

در سال ۱۳۳۲ بعد از کودتایی که رخ داد، ایشان مدتی دستگیر شدند و البته مدتش محدود بود؛ ولی ما در این زمینه اسنادی را به دست نیاوردیم. آن چیزی که مهم است بین سال‌های ۵۰ - ۵۵ و ۵۶ به بعد است. در رابطه با اهدافی که ایشان قبل از سال ۵۵ داشتند و آن زمانی که غیر علنی بود، وظيفه اصلي‌شان شناساندن مقام والای مرجعیت و رهبری مرجعیت شیعیان که امام خمینی رحمةالله‌علیه باشد، بود.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها

مطالب مرتبط

سالگرد شهید شاه‌آبادی
سه شنبه, ۲۷ تير ۱۳۹۶