مسجد جامع شهید شاه آبادی

رها نکردن مسجد با وجود مشغله‌های فراوان

در مراسم تشییع پیکر شهید بهشتی که تا بهشت زهرا (سلام‌الله‌علیها) مراسم تشییع صورت می‌گرفت، یک‌دفعه دیدیم که شهید شاه‌آبادی غش کردند و افتادند زمین. وقتی به ایشان رسیدیم، گفتند: «الآن یادم آمد که ۴۸ ساعت است نخوابیده‌ام و از دیروز تا حالا چیزی نخورده‌ام!» یادشان می‌رفت که بخورند و بخوابند؛ شرایط عجیب و غریبی که قابل توصیف نیست. ساعت یک و نیم یا دو کارهای روزمره‌شان تمام می‌شد. به این‌ها قناعت نمی‌کردند و تازه رسیدگی به مردم آغاز می‌شد.

بیشتر بخوانید
آموزش آداب اسلامی به کودکان و نوجوانان

من در مدرسه قائمیه درس خواندم. معلم ابتدایی ما آقای سید حسن طباطبایی بود. آن‌ها دانشجو بودند. آقای ولایتی بود، آقای کلاهدوز بود، آقای ودادی بود. این‌ها معلم‌های من بودند. این آقایان مسجد محل ما هم می‌آمدند؛ یعنی یک‌جورهایی مدرسه اسلامی بود. ما هم مسجد می‌رفتیم. اما از زمانی که آقای شاه‌آبادی اینجا آمدند، ایشان جذابیت‌های به‌خصوصی داشتند. هر چه بخواهیم بگوییم، کم گفتیم. ما همیشه می‌آمدیم داخل مسجد، سلام می‌کردیم، یادمان داده بود که سلام کنیم. وارد مسجد که می‌شدیم، سلام می‌کردیم.

بیشتر بخوانید
مبارزه با سنت‌ها و عادت‌های غلط اجتماعی

حاج آقا شاه‌آبادی رحمةالله‌عليه وقتی به اين مسجد آمدند، مسجد رستم‌آباد هم تکيه بود، هم مسجد توأماً و هست. شهيد شاه‌آبادی ديدند که بزرگ‌ترها و پيرمردان مسجد رسم دارند در وليمه محرم و صفر یا سحری دادن در ماه مبارک رمضان، اول آقايان بايد غذا بخورند بعد خانم‌ها. شهيد شاه‌آبادی اين رسم را و اين سُنت را در آنجا با همت و پشتکار و با جديت کامل شکست و آقایان را متقاعد کرد چون خانم‌ها باردار هستند، بچه شير می‌دهند طاقتشان از آقايان کمتر است و نوعاً خانم‌هايی که در تکيه يا مسجد می‌روند، بچه دنبالشان هست، اين‌ها طاقت‌شان کمتر از آقايان است، بايد اول به اين‌ها غذا داده بشود، بعد به آقايان.

بیشتر بخوانید
کارگری شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی برای تعمیر مسجد

مسجد رستم‌آباد خیلی مخروبه بود. به خاطر همین آقاجون  با ورود به آنجا کار ساخت و ساز را هم شروع کردند. رسماً بعد از نماز، لباس‌هایشان را درمی‌آورند، به خاطر اینکه مردم هم کار کنند. مسجد پولی نداشت به بنا بدهد. هر شب مردم بعد از نماز کارگری می‌کردند. آقاجونم خودشان آستین‌هایشان را بالا می زدند و قشنگ مثل یک کارگر کار می‌کردند. چون خیلی هم در مسائل فنی و بنایی وارد بودند و یک‌جورهایی همه فن حریف بودند، زود مردم جذب شده بودند. جوان‌ها زود جذب شدند و در کنار بازسازی سریع مسجد، نیروهای تازه‌نفس به مسجد جان تازه‌ای دادند.

بیشتر بخوانید
امام رستم‌آباد

قدیمی­‌ها درباره وجه تسمیه رستم‌آباد چیزی می‌­گفتند که کمتر کسی می‌­داند و آن اینكه ریشه اسمش به خاطر «مرحوم حاجی آخوند رستم‌آبادی» بوده که در رستم‌آباد ساکن بود.

نكته دیگری که به فکرم می‌­رسد، این است كه مرحوم آقای موسوی که پیش‌­نماز مسجد صاحب‌الزمان عجل‌الله‌فرجه بود، به من گفت حضرت امام خمینی (ره) قبل از سال ۱۳۴۲، به خانه ما تشریف آوردند و خواهشی از من کردند و فرمودند که یک نفر من را برای زیارت سر مزار مرحوم حاجی آخوند رستم‌آبادی ببرد. و من گفتم چشم؛ حاج‌آقا مهدی شاه‌آبادی هستند. و شهید آیت‌الله حاج مهدی شاه‌آبادی را فرستادم در خدمت مرحوم امام.

بیشتر بخوانید
واکنش شهید شاه‌آبادی برابر حزب رستاخیز

یکی از رفتارهای جالب و به‌يادماندنی شهيد شاه‌آبادی، واكنش او در برابر حزب رستاخيز بود. درست همان زمان كه شاه‌آبادی، مسجد رستم‌آباد را به كانون مهمی برای فعاليت‌های خود تبديل كرده بود، كانون حزب رستاخيز نيز در منطقۀ رستم‌آباد شروع به فعاليت كرد. در اين كانون برخی از اهالی ريش‌سفيد و موجه منطقه نيز گاهی رفت‌وآمد داشتند و در جلسات شركت می‌كردند.

بیشتر بخوانید
سالگرد شهید شاه‌آبادی

ششم اردیبهشت ماه سالروز شهادت شهید بزرگوار آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی است. امسال نیز مراسم بزرگداشت یاد و مقام ارجمند شهید شاه‌آبادی با حضور بیت معظم آن شهید، دوستان، همرزمان، مردم قدرشناس محلۀ رستم‌آباد تهران و دیگر اقشار دوستدار اسلام و انقلاب در مسجد اعظم شهید شاه‌آبادی برگزار شد. گزارش تصویری از این مراسم به نظر شما می‌رسد.

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

سالگرد شهید شاه‌آبادی
سه شنبه, ۲۷ تير ۱۳۹۶