مرد حاضر در همه صحنه‌ها

مرد حاضر در همه صحنه‌ها

نگاهی به فعالیت‌های گسترده شهید شاه‌آبادی از نگاه آیت‌الله محمد یزدی

من اولین باری که با عالم مجاهد بزرگ، حاج شیخ مهدی شاه‌‌آبادی آشنا شدم، در حوزه علیمه قم، حدود سال­‌های ۱۳۳۶–۱۳۳۷ بود که در دروس معروف حوزه شرکت می­‌کردند و بیشتر در درس حضرت امام، و به دلیل همین اشتراک در حوزه درس حضرت امام، گاهی جلساتی خصوصی‌­تر هم تشکیل می‌­شد. من از آنجا با عظمت بیت مرحوم آیت‌‌الله شاه‌‌آبادی و مسئله استفاده کردن امام از درس ایشان و عظمت مباحث عرفانی و اخلاقی ایشان، آشنایی پیدا کرده و کم‌‌کم با این بیت، نزدیک‌­تر و آشناتر شدم. بعدها مسائل انقلاب پیش آمد و به طور طبیعی، فرزندان انقلاب به خاطر تبعیدها و زندان‌­ها و گرفتاری‌­های مختلف، از هم دور بودند و صرفاً  از طریق رفت‌‌وآمدها و ارتباط­‌ها، از حالات همدیگر مطلع می‌­شدند.

انقلاب، بحمدالله مراحل خودش را گذراند و در اولین جایی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، من ایشان را مجدداً از نزدیک دیدم، در اولین روزی بود که حضرت امام به ایران تشریف آورده بودند. در مدرسه رفاه بود که ایشان مشغول حل و فصل بعضی امور بودند. ملاقات‌­های متفرقه دیگری هم، کم و بیش بود تا اینکه در مجلس شورای اسلامی که افتخار همکاری با ایشان را داشتیم.

در مورد سوابق مبارزاتی و نقش ایشان در انقلاب، باید گفت که یکی از روحانیانی که از همان سال­‌های قم که در درس حضرت امام حاضر می‌­شدند و تا آخرین روزی که من ایشان را زیارت کردم، گام‌‌به‌‌گام پشت سر امام حرکت می‌‌کردند و در هر مبارزه، همراه ایشان و تابع ایشان بودند. در شرایط مختلفی که من اطلاع داشتم یک لحظه هم نمی‌­شد احتمال داد که ایشان در مبارزه بی‌­امان خود با رژیم گذشته، و بعد از انقلاب با دشمنان، یا نسبت به خط انقلاب و نهضت، به خود تردیدی راه بدهند و همیشه با عشق و علاقه و صراحت و پشت‌کار، در همه صحنه‌­های مبارزه، حاضر بودند.

ایشان، قبل از پیروزی انقلاب، از جمله روحانیان فعالی بودند که در کنار مرحوم مطهری و مرحوم بهشتی و مرحوم مفتح و آقای هاشمی رفسنجانی با دستگاه، مبارزه می‌­کردند و با گروه‌­های مختلف مبارز، اعم از روحانیان و دانشگاهیان و قشر بازاریان و غیره همکاری داشتند و به‌‌دفعات، به زندان و تبعید رفتند و به محض اینکه آزاد می­‌شدند، باز مجدداً مبارزه را از سر می‌­گرفتند و حتی برای سامان دادن مبارزه به شهرستان­‌های مختلف می­‌رفتند و دائم در رفت‌‌وآمد بودند و از وضع مبارزان در نقاط مختلف بااطلاع می‌­شدند.

پس از انقلاب هم در تمام صحنه­‌ها حضور داشتند. در مجلس شورای اسلامی و در کمیسیون امور قضائی، یکی از افراد صاحب نظر بودند و به طور فعال، عمل می‌­کردند. در جامعه روحانیت مبارز، یکی از افراد سامان‌‌دهنده و سازمان‌‌دهنده امور بودند و در عین حال به سنگر مسجد و محراب، توجه عمیقی داشتند و بسیاری از مسائل مربوط به مساجد را حل و فصل می‌­کردند. همین‌‌طور علی‌‌رغم تمام کارهای سیاسی و اجتماعی‌­شان، به مسائل فرهنگی، اهمیت زیاد و به­‌سزایی می‌­دادند.

در همین رابطه، یک روز بنده را دعوت کردند به یک جلسه‌­ای در یک انجمن اسلامی، که جمعی از خواهران و برادران حضور داشتند، که جلسه افتتاحیه کلاس‌­های آنجا بود. و فهمیدم که این­‌ها آماده می­‌شوند برای فراگیری دروس علمی و حوزه­‌ای. و دیدم که ایشان، منزل خودشان را در اختیار این مؤسسه گذاشته­‌اند و این نشان‌‌دهنده توجه و اهمیتی است که ایشان برای امور فرهنگی قائل بودند. به مشکلات مردم، توجه عمیقی داشتند و سعی می‌­کردند گرفتاری آن­‌هایی را که به او مراجعه می‌­کنند برطرف کنند و در این زمینه، من خودم شاهد نموزاد نه‌­های زیادی بوده‌­ام. به مسئله جنگ، اهمیت ویژه‌­ای می‌­دادند و در فاصله‌­هایی بسیار کوتاه به جبهه‌­ها می‌­رفتند و این مسئله­‌ای بود که همه ما شاهد آن بودیم و دیدیم که بالاخره هم در همین مسیر و در خطوط مقدم جبهه به شهادت رسیدند.

در خاتمه باید بگویم که شهادت ایشان از جمله شهادت‌­هایی است که به این زودی­‌ها نمی‌­شود جایش را پر کرد و جامعه اسلامی باید مدت­‌ها بگذراند تا افرادی مثل ایشان را بپروراند که جامع خصایص مختلف اخلاقی، روحی، علمی و اجتماعی باشد و به این راحتی‌­ها نمی‌­شود افرادی را ترتیب کرد که هم از نظر علم، هم از نظر تقوا، هم از نظر اخلاق، هم از نظر عشق و علاقه به جامعه و مردم و ضعفا و محرومان و هم از نظر تحرک و تلاش و پشت کار داشتن و پرکار بودن، در سطح ایشان باشند و ضمن اینکه، جای تأسف شدید است برای تاریخ قانون­‌گذاری نظام جمهوری اسلامی ایران، در عین حال، سند افتخار است که شخصیت‌­هایی این‌چنین را تقدیم اسلام کرده است. والسلام.

 

راوی: آیت‌الله شیخ محمد یزدی

نظر خودتان را ارسال کنید