مجرم‌های مجبور

مجرم‌های مجبور

توجه و رسیدگی به زندانیان و مجرمان

بعضی وقت‌‌ها شهید شاه‌آبادی عده‌ای را می‌آوردند و می‌گفتند: «برای شناخت این‌ها وقت نیاز است و باید آزمایش شوند. شما این‌ها را زیر نظر بگیرید، ببینید چه کار می‌کنند. این فرد را به عنوان یک منحرف گرفتند، در صورتی که من تشخیص دادم این فرد واقعاً منحرف نیست. این گرفتار بوده و یک اشتباهی کرده است، اما شما نمی‌توانید تشخیص بدهید که قضیه چه بوده است.»

ما هم رسیدگی می‌کردیم و مراقب آن‌ها بودیم. مثلاً تلفن را در اختیارش قرار می‌دادیم و گوش می‌دادیم. دستگیرمان می‌شد که مثلاً این خانم شوهرش کشته شده یا از بین رفته. حالا بچه دارد و گرفتاری هم به آن فشار آورده؛ به تهران آمده و بی خرجی مانده و مجبور شده دست به کارهایی بزند که نباید می‌زد. می‌دیدیم این فرد درمانده شده که این کار را کرده. وقتی آقا پی می‌بردند که این‌طوری بوده، رسیدگی می‌کردند و با پاسبان او را به شهرش می‌فرستادند. در ضمن خرجی هم به آن‌ها می‌دادند و به آن‌ها رسیدگی می‌کردند. این‌گونه نبود که بگویند این را به زندان ببرید و از موضوع بی‌خبر باشند.

 

راوی: همسر شهید

نظر خودتان را ارسال کنید