مبارزه

نکته ای را عرض کنم در مورد شهید عزیز و گرانقدرمان، شهید شاه‌آبادی است که امروز مصادف با چهلمین روز این شهید است. من درباره‌ی شهید شاه‌آبادی توفیق پیدا نکردم بعد از شهادت ایشان در مجمعی صحبت کنم. یعنی نماز جمعه و مجامع مناسبتی پیش نیامد و من شرکت نکردم. لذا جزو حقوق حتمی آن شهید عزیز می‌دانم که چند جمله‌ای درباره‌ی ایشان به مناسبت چهلم عرض کنم.

بیشتر بخوانید
جذبه و ایستادگی بالای پدر گرامی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در برابر طاغوت

شهید شاه‌آبادی خاطره‌ای از جذبه و قدرت روحی و معنوی پدر بزرگوارشان، آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی، تعریف می‌کنند:

یک بار، مأموری تا آخر منبر پدرم نشست تا ایشان را دستگیر کند یا حداقل متعرضش شود. اما چون جمعیت زیاد بود، جرأت نکرد کاری بکند. در ادامه همان مأمور، فکر می‌کنم آرام‌آرام تا خیابان سیروس در تعقیب ابوی آمد، اما باز هم جرأت نکرد جلو بیاید. وقتی به منزل نزدیک شدیم، تا سر کوچه ما آمد و بالاخره گفت: «آقا، بفرمایید برویم کلانتری.» و آقا باتشر گفتند «بله؟ من؟!» طوری به آن مأمور تشر زدند که او عقب‌عقب رفت و ایشان هم به منزل رفتند.

گوینده: حاج‌آقا عرفاتی

بیشتر بخوانید

پس از بازگشت از تبعیدگاه، در خط مشی و حرکت شهید شاه‌آبادی تغییر محسوسی مشهود گردید و مبارزات ایشان وارد مرحله جدیدی شد. چرا که از آن پس تصمیم گرفتند که تعمداً به طور کاملاً علنی علیه رژیم شاه فعالیت کنند و جز در موارد معدودی که مخفی‌کاری در آن زمینه‌ها ضروری بود، شدیداً از مبارزۀ مخفی پرهیز می‌کردند. به شکل فوق‌العاده عجیبی در کلیه محافل و به طور علنی علیه رژیم شاه سخن می‌گفتند، اعلامیه و نوار پخش می‌کردند، آن هم در تیراژهای بالا. به‌ویژه منابع متعدد و پرقدرت تکثیر اعلامیه و نوار را تهیه دیده بودند و با تکیه بر آن‌ها، به طور روزافزون، حجم انتشار اعلامیه‌های حضرت امام و روحانیت را افزایش می‌

بیشتر بخوانید

در مسجد به جرم راه‌اندازی تظاهرات دستگیر شدم و مرا به کلانتری بردند. زمان کوتاهی گذشت که شهید شاه‌آبادی را هم آوردند. افسر به ایشان گفت: «اسمتون؟» حاج‌آقا جواب ندادند. افسر دوباره پرسید: «اسمتون؟» باز حاج‌آقا چیزی نگفتند. رادیو روی میز بود. موزیک پخش می‌کرد. افسر با عصبانیت پرسید: «چرا اسمتون رو نمی‌گید؟» شهید شاه‌آبادی گفتند: «چون می‌خواهم تنفرم را از ساواک و رژیم اعلام کنم.» افسر وقتی دید جلوی من سرافکنده شده به من گفت: «آقا برو بیرون!»

 

گوینده:حاج‌آقاعرفاتی

بیشتر بخوانید

«پرنیان‌‌فر»، رئیس ساواک تهران، در خرداد ۵۷ در مکاتبه‌ای سرّی با «پرویز ثابتی»، مدیرکل امنیت داخلی ساواک، مخالفان رژیم را، که از آنان به عنوان عناصر متعصب مذهبی نام می‌برد، از نظر میزان فعالیت به سه درجه تقسیم و پیشنهاد می‌کند افراد درجه یک بازدداشت شوند. نفر دهم لیست افراد درجه یک کسی نیست جز «مهدی شاه آبادی». این اولین بار نبود که دستگیری ایشان در دستور کار ساواک قرار می‌گرفت. پیش از این نیز سه بار دیگر دستگیر و روانه زندان شده بود و یک بار نیز طعم تبعید را چشیده بود.

بیشتر بخوانید

اهالی منطقۀ رستم‌آباد، یک بار پس از آزادی شهید شاه‌آبادی از زندان به خدمت ایشان می‌رسند و کسب اجازه می‌کنند تا در میدان اختیاریه جمع شوند و با کُشتن گوسفند و سلام و صلوات به استقبال ایشان بروند.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها