مبارزه با طاغوت

استفاده از حداکثر ابزارها برای مبارزه

شهید شاه آبادی از شهدای شاخص انقلاب و دفاع مقدس است و من نیز همواره شیفته حرکات و سکنات این مرد بزرگ بودم و هستم. باور کنید آقای شاه‌آبادی آن­چنان فعال و کوشا بود که آدم یقین می­کرد او اصلاً خورد و خوراك سرش نمی‌­شود. دائم در فکر مبارزه بود. یک فولکس واگن قورباغه­‌ای داشت که طبق معمولِ این­گونه اتومبیل­‌ها، صندوقش جلو ماشین قرار داشت. ایشان صندوق ماشینش را از نوارهای حضرت امام و کسانی که قبل از انقلاب سخنرانی‌­های داغ می­‌کردند پر می­‌كرد و دائماً به راه بود. مرتباً با دستگاه تکثیر كار می­‌کرد و باور کنید كمتر فرصت می­‌كرد تا به خانواده‌­اش برسد؛ این‌­قدر فعال بود.

بیشتر بخوانید
مبارزه بی‌امان با رژیم ستمگر و وابسته

وقتی شهید منتظری متواری می‌شوند و می‌خواستند ازدست ساواک مخفی بشوند، در خانه خودش به ایشان پناه می‌دهد و به تعداد دیگری از مبارزان وقتی متواری می‌شدند ایشان به آن‌ها پناه می‌دادند. برخی که می‌خواستند به فلسطین و لبنان برای آموزش نظامی بروند، به این‌ها کمک می‌کرد و هزینه‌های این‌ها را تأمین می‌کرد. آن‌ها می‌رفتند برای آموزش و برمی‌گشتند. از جمله این‌ها شهید بروجردی بود. ایشان خیاط بودند. زمانی که می‌خواستند برای آموزش نظامی بروند، شهید شاه‌آبادی زمینه را برای ایشان فراهم کردند.

بیشتر بخوانید
ترس از خدا و آمادگی برای شهادت

يك شب حکومت نظامی بود، وثوق آمد گفت: «نمی‌گذارم نماز بخوانید.» شهيد شاه‌آبادي گفت: «آنکه اربابت است نمی‌تواند این کار را بکند، تو که یک نوکر پیش پا افتاده هستی چه مي‌گويي؟» یعنی کسی که برای شهادت آماده شد، از کسی جز خدا نمی‌ترسد. ایشان فقط در مقابل ضعفا و فقرا تنش می‌لرزید و فقط از خدا می‌ترسید؛ چون برای شهادت آماده بود. گفت: «باید نمازمان را بخوانیم، سخنران‌مان هم سخنرانی‌اش را بکند. بعد هر کاری می‌خواهید بکنید، بکنید.» آقای فومنی رفت منبر، پلیس آمد گفت: «بیا پایین.» گفت: «نمی‌آيم. اگر می‌خواهید، من را بزنید تا صحبتم تمام بشود.»

بیشتر بخوانید
رشادت مثال‌زدنی شهید شاه‌آبادی در برابر عوامل حکومت پهلوی

حدوداً ده‌ساله بودم. سال ۱۳۴۶ به همراه پدرم، دو نفری، در ایام عاشورا به یکی از روستاهای دماوند رفتم؛ روستایی به نام کیلان، حوالی آب سرد دماوند. در ذهنم است که ایام عاشورا مصادف با تعطیلات نوروز یا تعطیلاتی بود که من مدرسه نمی‌رفتم. واقعۀ عاشورای آن سال را بسیار در خاطر دارم. ایشان در شب عاشورا، مثل سایر شب‌ها سخنرانی بسیار انقلابی و تندی کردند. مخصوصاً آن شب، به دلیل اینکه جمعیت خیلی بیشتر بود و حال و هوای مراسم، حال و هوای یادآوری ایثارها و رشادت‌ها و شهادت سیدالشهدا (سلام‌الله‌علیه) بود، سخنان ایشان یک شور دیگری داشت.

بیشتر بخوانید
شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی برآمده از خاندانی اصیل و انقلابی

ایشان اساساً در یک خاندان اصیل در تهران متولد شد. مرحوم آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ محمدعلی شاه‌آبادی که در مسجد جامع تهران امام جماعت بودند، پدر ایشان بود؛ امام جماعتی که مقاوم در مقابل رضاخان بود. رضاخان وقتی عمامه­‌ها را برمی‌­داشت و منبرها را مانع می‌­شد، ایشان عمامۀ خود را برنداشت و منبر را برپا کرد و مردم را ارشاد و هدایت می­‌کرد. خانوادۀ محترم شاه‌آبادی خاندانی بسیار ریشه­‌دار و اصیل در زنده نگاه داشتن اسلام ناب در تهران بود. یکی از ویژگی‌­های این آیت بزرگ حق این است که حضرت امام از شاگردان مرحوم شاه‌آبادی بود.

بیشتر بخوانید
نمونه‌ای از بازجویی‌های شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در زندان ساواک

من یک نمونه از بازجویی‌هایی که انجام شده خدمتتان عرض می‌کنم:

سؤال بازجو این بوده: «سرکار به طور شفاهی اظهار می‌دارید رژیم حاکم بر جامعه امروز ایران را قبول ندارید، زیرا حضور خود را در کمیته اختناق می‌دانید و اعتقاد دارید تا زمانی که مسائل اجتماعی و سیاسی ایران به صورت فعلی و دور از قوانین اسلام اجرا می‌شود قابل قبول شما نیست. در این خصوص توضیح دهید.»

بیشتر بخوانید
شجاعت مثال‌زدنی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در روزگار خفقان پهلوی

خصوصیت دیگر ایشان جد و جهد ایشان در مورد انقلاب بود. جامعه روحانیت تشکیل شد و همه ما عضو جامعه روحانیت بودیم و آن فعالیتی که ایشان داشتند، ما از کمتر کسی می‌دیدیم. این‌طور افراد را وادار می‌کردند و از آن‌ها امضا می‌گرفتند. خدا رحمت‌شان کند. من هر وقت از در خانه بیرون می‌آیم، به یاد مرحوم شاه‌آبادی می‌افتم. یک فولکسی داشتیم که این ماشین خیلی قدیمی بود، یک مرتبه می‌دیدیم که زنگ می‌زنند. می‌رفتیم می‌دیدیم که مرحوم شاه‌آبادی آمده‌اند و نامه‌ای در دست دارند که علیه شاه امضا می‌گیرند.

بیشتر بخوانید
شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی مبارز مورد افتخار مردم بانه

آن چیزی که باعث شده ما به وجود آیت‌الله شاه‌آبادی افتخار کنیم، جدا از آن وضعیتی که در آن ایام داشتند، این است که ایشان را مبارزی علیه رژیم طاغوت می‌دانستیم و با افتخار آن زمان هم در خدمتشان بودیم و می‌آمدیم به ایشان سرکشی می‌کردیم. ما به آن شیوه برخورد ایشان با رژیم افتخار می‌کردیم و الآن هم افتخار می‌کنیم.

بیشتر بخوانید