ماه مبارک رمضان

سخنرانی شهيد شاه آبادی دربارۀ ماه مبارک رمضان

عَلی اعدائهم اجمعين مِن الآن الی قيام يوم الدين. قال الحکيم: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِن قَبلِكُم لَعَلَّكُم تَتَّقونَ[۱]

درود فراوان به روان پاک شهيدان‌مان. سلام بر جامعۀ توحيدي‌مان. سلام بر رزمندگان عزيزمان. سلام به امام بزرگوار و سلام به پيشگاه مهدی منجی انسان‌ها، سلام به شما عزيزان.

اين آيۀ شريفه را که اين روزها مکرر می شنويد و شايد نسبت به مسئلۀ تقوی، این روزها مکرر این مسئله تکرار شده. مع‌ذلک به دو علت تکرار می‌کنم.

بیشتر بخوانید
دلیل تأکید شهید شاه‌آبادی بر حفظ ادعیه

در داخل خانه هم برای من، هم برای مادرم هر روز با یک خلاقیت و ابتکار آموزشی داشتند. ایشان در خانه ما جایگاه خاصی داشتند. از من می‌خواستند دعاهای مختلف ماه رجب و شعبان را حفظ کنم. با خودم فکر می‌کردم که «خب چه لزومی هست وقتی کتاب و مفاتیح هست، آن‌ها را باز می‌کنیم و می خوانیم دیگر.» اما بعد از اینکه حفظ می‌کردم، می‌فهمیدم حالا تازه می‌توانم با عمق این عبارات، ارتباط برقرار کنم. این انگار یک سیاست بود که من این ادعیه را حفظ کنم و بعد که خوب با این کلمات آشنا شدم، به ریشۀ کلمات و بعد تازه به دنیایی از معرفت راه باز می‌شد.

بیشتر بخوانید

در ماه رمضان دعوت داشتیم در ده‌ونک. وقتی رسیدیم ده‌ونک، دیدیم شلوغ و درگیری است. مثل اینکه با روحانی مسجد درگیری و چنددستگی شده بود. کمیته و پاسداران دخالت کرده بودند و گویا تیراندازی هم شده بود. وقتی متوجه شدم موضوع درگیری و به جان هم افتادن چیست، بعد از افطار فوراً به منزل آقای شاه‌آبادی زنگ زدم و گفتم اینجا چنین مشکلی هست. گفت: «بسیار خب، کی می‌توانم شما را ببینم؟» گفتم: «هر وقت شما امر بفرمایید.» من رفتم منزل ایشان و جریان را گفتم. ایشان از حاج‌آقا رستگاری دعوت کرد که ایشان نیامد، از آقای خوانساری دعوت کرد و ایشان پذیرفت. ایشان تشریف می‌آورد و در مسجد جلساتی می‌گذاشت.

بیشتر بخوانید
ادامه هدایت و راهنمایی شهید بعد از شهادت

نُه سال پس از شهادت آیت‌الله شاه‌آبادی، پیش از ماه مبارک رمضان سال ۱۳۷۲، وجه ناقابلی كنار گذاشته بودم و در فكر بودم كه تلفن كنم تا به مسئول اخذ وجوهات شرعی حوزه شهید شاه‌آبادی بدهم. غفلت كردم و از خاطرم رفت. ایشان را خواب دیدم. مثل تذكری پدرانه به بچه‌ای كه به وظیفه‌اش آشنا نیست، گفتند: «این پول را بپرداز. چرا این مبلغ را به حوزه انتقال نمی‌دهی؟» واقعاً به خودم آمدم و بیدار شدم.

بیشتر بخوانید