قریشی

ارتباط صمیمانه و فراوان با امام خمینی

یكی از امتیازات دیگر شهید شاه‌آبادی این بود كه با امام رحمت‌الله‌علیه خیلی نزدیك بودند؛ یعنی هر موقع اراده می‌كردند، امام را زیارت می‌كردند و گزارش‌های لازم را از وضعیت مردم، انقلابیان و خبرهای جالب را به عرض امام می‌رساندند. امام راحل هم شناخت ریشه‌ای به این خانواده بزرگ داشتند. لطف و محبت فراوانی نسبت به شهید شاه‌آبادی داشتند و خیلی ایشون را تجلیل و تشویق می‌كردند. شهید شاه‌آبادی یک شخصیت خاصی بود. یعنی من هر چه می‌گردم، نظیرش را كم می‌توانم پیدا كنم.

بیشتر بخوانید

مرحوم شهید شاه‌آبادی یكی از امتیازاتش این بود كه لبخند از چهره‌اش ساقط نمی‌شد. همیشه بالبخند بود، بامحبت بود. در زهد و تقوی می‌توانم بگویم اهل تحجد بود، می‌توانم بگویم نماز شبش ترك نمی‌شد. به دوستانش خیلی عشق می‌ورزید. عاشق و شیفته امام راحل بود. عاشق انقلاب بود. فدایی انقلاب بود. در جلسات جامعه روحانیت مبارز، كه منشأ پیروی از دستورات حضرت امام عمدتاً جامعه روحانیت مبارز بود، ایشان از اركان آن جامعه مبارز بود. تلاش‌گر و خستگی‌ناپذیر بود و عشق وافری به انقلاب داشت. از لحاظ زندگی هم بسیار ساده.

بیشتر بخوانید
آموزش مناسک حج توسط حجت‌الاسلام قریشی و تعجب شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

آخرین خاطره‌ای که از ایشان به ذهنم می‌آید، مرحوم شهید شاه‌آبادی با هلال احمر مشرف شده بود به حج. می‌دانست که سوابقم در عمره و حج زیاد است؛ چون من به لطف خدا ۳۶ حج انجام دادم. عمره هم از ۱۰۰، ۱۵۰، ۲۰۰ مرتبه متجاوز است. ایشان فرمودند که یک شبی را بگذارید برای این هلال احمری‌ها مناسک حج را اجرا کنید. آن شب، شبی تاریخی بود. گفتم: «جناب شاه‌آبادی، من یک روش خاصی دارم. ابتدا هم عذرخواهی می‌کنم از پزشکان و بزرگان، ولی هر شخصیتی هستند، در این کلاس شاگرد من هستند، باید به حرف من گوش کنند.» گفت: «تو هر کاری دلت می‌خواهد بکن.

بیشتر بخوانید
بهترین دوران زندگی طلبگی حجت‌الاسلام قریشی در کنار شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

درواقع بهترین دوران طلبگی من دورانی بود كه در محضر شهید شاه‌آبادی بودم. مادر ایشان، یوما خانوم، می‌دانست كه من یک مقدار خجولم و كمتر رفت‌وآمد می‌كنم. یک روز یک قسم خورد، گفت: «فلانی، به خدا قسم من بین شما دو تا فرق نمی‌گذارم. شما شب‌های پنج‌شنبه تعطیل هستید، ایشان هم تنهاست. بیایید با هم باشید، مطالعه كنید، بحث كنید.» می‌توانم ادعا كنم كه دوران خوشی من، لذت من و بهره بردن من از محضر ایشان، چند صباحی بود كه من در خدمت ایشان بودم.

 

راوی: حجت‌الاسلام قریشی

بیشتر بخوانید
درس پرسیدن شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی از حجت الاسلام قریشی

روزی بود که به اتفاق مادربزرگم، که برادرزاده والد معظم شهید شاه‌آبادی بود، به منزل ایشان رفتیم. بعد از لحظاتی که در مجلس نشسته بودیم، مرحوم آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادیِ بزرگ به فرزندشان جناب آقای مهدی شاه‌آبادی فرمودند: «آقا مهدی، پسر عمویتان را امتحان کنید ببینید چی خوانده و چقدر می‌داند.» مرحوم شهید شاه‌آبادی من را به اتاقی بردند و پرسیدند: «در قم به چه درسی اشتغال دارید؟» عرض کردم چون تازه وارد قم شده‌ام «جامع المقدمات» را تمام کرده‌ام و مشغول خواندن «سیوطی» هستم. ایشان سؤالی فرمودند که من در پاسخ‌شان شعر مربوط به سؤال را خواندم. شهید بسیار خوشحال شدند.

بیشتر بخوانید