صندوق قرض‌الحسنه

ایشان در سال ۱۳۵۰ یا ۱۳۵۱ به عنوان امام جماعت به مسجد رستم‌آباد تشریف آوردند. چند ماه قبل از اینکه ایشان بیایند، مرحوم آشیخ محمدتقی رستم‌آبادی نوه مرحوم حاج آخوند رستم‌آبادی، که سال­‌ها امام جماعت مسجد رستم‌‌آباد بودند، فوت کردند. بعد از فوت ایشان، با توجه به اینکه مردم در بحبوحه مبارزات اسلامی بودند و بودیم، ما یک عده از جوان­‌های آن زمان رستم‌‌آباد، به دنبال این بودیم که جانشین مرحوم رستم‌‌آبادی کسی باشد که اهل مبارزه باشد.

بیشتر بخوانید
سفارش شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی نسبت به انتخابات مجلس خبرگان، پیش از سفر شهادت

شب تأسیس صندوق قرض‌الحسنه، منزل حاج‌آقا نیساری بودیم. شب آخر هم که ایشان می‌خواستند به جبهه مشرف شوند و شهید شوند، جلسه در منزل حاج‌آقا حیدری بود. آن جلسه طولانی شد و ما می‌خواستیم جلسه را تمام کنیم که حاج‌آقا گفتند: «بنشینید! بنشینید! من کار دارم!» و ظاهراً در انتخاب مجلس شورای اسلامی خودشان وکیل شده بودند، اما انتخابات شورای نگهبان مانده بود. به آقایان سفارش می‌کرد که حتماً در انتخابات شرکت کنید و می‌گفتند ممکن است من دیگر برنگردم. روز سه‌شنبه به جبهه مشرف شدند و در شب پنج‌شنبه به شهادت رسیدند.

 

راوی: محمدابراهیم ودادی

بیشتر بخوانید
سرفصلی از فعالیت‌های شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی پیش از انقلاب

در سال ۱۳۳۲ بعد از کودتایی که رخ داد، ایشان مدتی دستگیر شدند و البته مدتش محدود بود؛ ولی ما در این زمینه اسنادی را به دست نیاوردیم. آن چیزی که مهم است بین سال‌های ۵۰ - ۵۵ و ۵۶ به بعد است. در رابطه با اهدافی که ایشان قبل از سال ۵۵ داشتند و آن زمانی که غیر علنی بود، وظيفه اصلي‌شان شناساندن مقام والای مرجعیت و رهبری مرجعیت شیعیان که امام خمینی رحمةالله‌علیه باشد، بود.

بیشتر بخوانید
آدم‌شناسی و قدرت تشخیص افراد شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

بنده مسئول صندوق بودم. یک روز یک نامه نوشتند که شما حدود ۱۲۰ هزار تومان یا ۷۴ هزار تومان به حامل این نامه بدهید. ما پول را به ایشان دادیم و رفتند. بعد از چند روز ایشان را دیدم. فرمودند: «می‌دانی این آقا کی بود؟» یک آشنایی دوری داشتند. گفتند: «این آقا آمادگی زیادی برای طلبگی داشت، به او پیشنهاد کردم برود حوزه علمیه قم. گفت من زن و  بچه دارم، درآمدی ندارم. جوابش دادم اگر مشکلت این است، همه این‌ها را حل می‌کنم. گفت چه کار می‌کنی؟ گفتم می‌خواهی خانه برات بخرم؟

بیشتر بخوانید
استفاده چندگانه شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی از ارتباط با انسان‌ها

افرادی که با آن‌ها در زمینه خیریه کار می‌کردند، با خانم‌هایی که توانمند مالی بودند (همسرانشان هم با پدرم ارتباط داشتند)، به وسیله مجموعه‌هایی که راه می‌انداختند با پدرم ارتباط ویژه نیز داشتند. مثلاً زیر نظر پدرم صندوق قرض‌الحسنه راه می‌انداختند و تازه ظاهراً این‌ها خیریه یا صندوق قرض‌الحسنه بود، شاید بیشتر از هر چیزی مرکز یک آموزش و ارتباط اجتماعی بود و در هدایت خانم‌ها، ‌برای شرکت در تظاهرات و راهپیمایی‌ها به‌شدت تأثیرگذار بود. همچنین در تشکیلات و باندهایی که بیشتر جهت‌گیری فرعی داشت، به محض اینکه نیازی را احساس می‌کردند، خطی را از آقا می‌گرفتند و آن را پیاده می‌کردند.

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط