صله رحم

بی‌اندازه خوش‌اخلاق، اهل بگو بخند و باروحیه بودند. من حتی ناراحتی ایشان را نسبت به فوت فرزند­شان ندیدم، ولی خودم خیلی متأثر شدم. هنوز هم که فکر می‌­کنم، می‌­گویم ایشان کجا قرار داشت؛ ما کجا؟ حرف‌­های­شان خیلی بر ما تأثیر داشت. بعد از انقلاب، دولت به اخوی یك دستگاه ماشین بنز داده بود كه آن را همین‌طوری در حیاط منزل­شان گذاشته بودند و استفاده نمی‌­کردند. اصلاً اهل زرق و برق نبودند. هر چند ماه یک ­بار می‌­گفتند همه فامیل بیایند تا دور هم باشیم. به خانم­شان گفته بودند عدس پلو و ماست و سبزی بپزید تا از مهمانان پذیرایی کنیم.

بیشتر بخوانید
هنر شهید شاه‌آبادی در رفع کدورت‌ها و ایجاد اتحاد میان مسلمانان

شهید شاه‌آبادی خیلی مقید بودند به رفع کدورت‌ها میان خانواده انقلاب و اگر احساس می‌کردند بین علما هم  کدورتی یا سلیقه‌های خاصی مطرح است، آن‌ها را به هم نزدیک می‌کردند. ما خیلی شنیدیم كه چنین نقشی را سعی می‌کردند ایفا کنند.

بیشتر بخوانید
ثبات اخلاقی و رفتاری با وقوع انقلاب

بعد از پیروزی انقلاب و اوایل برقراری نظام جمهوری اسلامی، من كه تازه دخترم ازدواج كرده بود، یك روز جمعه گفتم: «برادر جان، از نماز جمعه به منزل ما تشریف بیاورید.» ایشان گفتند: «من به شرطی می‌­آیم که شما فقط عدس‌پلو بپزید.» من هم دوست داشتم از مهمانانم و عزیزانم پذیرایی خوبی کنم، ولی گفتم ممکن است ایشان ناراحت شوند، چون اخلاق‌­شان را می­دانستم. به همین خاطر برای سفره فقط همان عدس‌پلو و ماست و سبزی و سوپ را درست کردم. حاج آقا مهدی با خانواده اینجا آمدند.

بیشتر بخوانید
رسیدگی به نزدیکان و اقوام، با وجود مشغله فراوان

با آنکه از اخوی­‌های دیگر کوچک‌تر بودند، جای خالی پدر را برای ما خواهرها پر می­‌کردند. هرگاه مریض می‌­شدم، حاج‌آقا مهدی با همه تلاش‌­ها و گرفتاری‌­هایی که داشتند، به دیدنم می‌­آمدند و برایم خوراکی می­‌آوردند و می‌­گفتند خواهر بخور. ایشان خیلی بامحبت و اهل صله رحم و باوفا بودند. زبانم از شمردن همه محبت‌­هایی که می­‌کردند قاصر است. از زمانی که همسرم فوت کرد، خیلی بیشتر به ما رسیدگی می­‌کردند. برای فرزندانم هم پدر بود و هم مادر. ایشان نسبت به برادران دیگرم بیشتر مراقب حال ما بودند. البته حاج‌آقا نصرالله هم بودند، ولی بچه­‌هایم با شهادت حاج‌آقا مهدی واقعاً یک پدری را از دست دادند.

بیشتر بخوانید
تأکید شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی بر صله رحم با وجود تمام فعالیت‌ها

روحیه مبارزاتی در ما برادران هست، ولی در هر کدام به یک نحو مقدر است. حاج‌آقا مهدی به علت همراهی‌ای که با امام داشتند و نزدیک بودند، خصوصیاتی را که عینی بود دنبالش می‌­رفتند، ولی در خصوص ما حمایت و همراهی دورادور بود. با همه این‌­ها، این شهید عزیز آنچه را که در حکم وظیفه یک برادر نسبت به برادرش است، به خوبی تمام انجام می‌­داد.

بیشتر بخوانید
اتکال و اعتماد شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی به خداوند متعال از زبان برادر

ما در سال ۶۲ با شهید شاه‌آبادی در مکه بودیم. یعنی بین ۱۵ شهریور ۶۲ تا ۱۹ مهر ۶۲ با هم در مکه بودیم. همشیره‌ها و اخوی دیگر، حاج آقا نصرالله، نیز حضور داشتند. بعد از این، آن‌طوری که به یاد دارم، یک مرتبه در کمیته رستم‌آباد برای کاری خدمت ایشان رسیدم. یک مرتبه هم در منزل خودشان خدمتشان رسیدم و بحث‌هایی کردم. گفتم که شما مرتب به جبهه می‌روید، نکند مشکلی برای شما به وجود بیاید. گفت: «من علاقه دارم به اینکه به این رزمندگان سر بزنم و رزمندگان را برای جنگ با دشمن شارژ کنم. البته ما با تمام دنیا می‌جنگیم و وظیفه‌ام ایجاب می‌کند که به هر صورتی شده به جبهه بروم.

بیشتر بخوانید