شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

نگاهی به فعالیت‌های گسترده شهید شاه‌آبادی از نگاه آیت‌الله محمد یزدی

من اولین باری که با عالم مجاهد بزرگ، حاج شیخ مهدی شاه‌‌آبادی آشنا شدم، در حوزه علیمه قم، حدود سال­‌های ۱۳۳۶–۱۳۳۷ بود که در دروس معروف حوزه شرکت می­‌کردند و بیشتر در درس حضرت امام، و به دلیل همین اشتراک در حوزه درس حضرت امام، گاهی جلساتی خصوصی‌­تر هم تشکیل می‌­شد. من از آنجا با عظمت بیت مرحوم آیت‌‌الله شاه‌‌آبادی و مسئله استفاده کردن امام از درس ایشان و عظمت مباحث عرفانی و اخلاقی ایشان، آشنایی پیدا کرده و کم‌‌کم با این بیت، نزدیک‌­تر و آشناتر شدم.

بیشتر بخوانید
توجه کامل به رعایت صرفه‌جویی و پرهیز از هر گونه اسراف

برای وضو گرفتن چند بار شیر آب را می‌بستند و باز می‌کردند. می‌گفتند: «اگر این کار را نکنیم، اسراف کردیم. نه‌تنها مال خدا را حرام کردیم، بلکه این کار وابستگی ما را بیشتر می‌کند. باید دست‌به‌دست هم بدهیم و خودمان را تأمین کنیم، نه اینکه محتاج‌تر شویم.» اگر زیر گلدان‌های ما ظرف بود، می‌گفتند: «ایرادی ندارد. گل خوب است. گلدان هم خوب است. اما شلنگ آب را روی آن نگیرید که هر قدر خواست مصرف شود و باقی بیرون برود. باید ظرف زیر گلدان باشد و با دست آب در گلدان بریزید تا آب زیاد مصرف نشود.»

 

راوی: همسر شهید

بیشتر بخوانید
حلقه اتصال تمام انقلابی‌ها و مخالفان حکومت پهلوی

شهید شاه‌آبادی کانون اتصال و پیوند بین حوزه و دانشگاه و جوانان انقلابی و مراجع و علمای حوزه بودند؛ یعنی یک حلقه واسطی بودند بین بچه‌های پرشور و انقلابی و مسلمان که می‌خواستند مبارزه کنند و در عین حال مبارزه‌ای اسلامی داشته باشند و مبارزه آن‌ها بر اساس موازین الهی باشد. و از طرفی نهضت نیاز به پشتوانه داشت و همکاری و همراهی علما.

بیشتر بخوانید
شباهت رفتاری شهید شاه‌آبادی با پدرشان آیت‌الله میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

اخوی آن­قدر خوش‌‌اخلاق بودند که احساس می‌­کردم ایشان با خداوند منان، داد و ستد داشتند و فدایی راه خدا و رسول و ائمه اطهار علیهم‌السلام و انقلاب اسلامی بودند. اصلاً کارهای ایشان بر همه تأثیر می­‌گذاشت؛ به‌‌خصوص در امر سیاست. مردم نیز وقتی جواب اعتمادشان را از اخوی گرفتند، در دور دوم با اقبال بیشتری به ایشان مسئولیت سپردند. خوب که نگاه می‌­کنم، می­بینم از میان برادرانم، اخلاق حاج‌آقا مهدی بیشتر به پدرم شبیه بود، با اینکه از دیگر اخوی‌­هایم کوچک‌‌تر بودند، ولی بیشترین وجه اشتراک را با پدرم داشتند.

 

راوی: حشمت‌الشریعه شاه‌آبادی - خواهر شهید

بیشتر بخوانید
شجاعت عاقلانه و مثال‌زدنی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

ایشان خصوصیات زیادی داشتند و هر کدام از آن‌ها نمونه است، مثلاً برخورد خوب ایشان. لذا با یک چهره بازی با انسان برخورد می‌کردند. خیلی متواضع و خاکی بودند. خوش‌اخلاق بودند. همه این‌ها درست بود، اما شجاعت ایشان زبانزد بود و واقعاً در بین صفات ایشان یک تبلوری داشت در تمام جهات. حتی در هنگام رانندگی هم ایشان عجیب بودند و کاری که می‌خواستند باعجله بروند، در همین امر هم در عین حال احتیاط می‌کردند. پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله وقتی راه می‌رفتند تندتند راه می‌رفتند، در عین حالی که باوقار راه می‌رفتند؛ چون وقت‌شان در مسیر گرفته نشود. شهید شاه‌آبادی هم این خصوصیات را داشتند.

بیشتر بخوانید
ارتباط صمیمانه و فراوان با امام خمینی

یكی از امتیازات دیگر شهید شاه‌آبادی این بود كه با امام رحمت‌الله‌علیه خیلی نزدیك بودند؛ یعنی هر موقع اراده می‌كردند، امام را زیارت می‌كردند و گزارش‌های لازم را از وضعیت مردم، انقلابیان و خبرهای جالب را به عرض امام می‌رساندند. امام راحل هم شناخت ریشه‌ای به این خانواده بزرگ داشتند. لطف و محبت فراوانی نسبت به شهید شاه‌آبادی داشتند و خیلی ایشون را تجلیل و تشویق می‌كردند. شهید شاه‌آبادی یک شخصیت خاصی بود. یعنی من هر چه می‌گردم، نظیرش را كم می‌توانم پیدا كنم.

بیشتر بخوانید

مرحوم شهید شاه‌آبادی یكی از امتیازاتش این بود كه لبخند از چهره‌اش ساقط نمی‌شد. همیشه بالبخند بود، بامحبت بود. در زهد و تقوی می‌توانم بگویم اهل تحجد بود، می‌توانم بگویم نماز شبش ترك نمی‌شد. به دوستانش خیلی عشق می‌ورزید. عاشق و شیفته امام راحل بود. عاشق انقلاب بود. فدایی انقلاب بود. در جلسات جامعه روحانیت مبارز، كه منشأ پیروی از دستورات حضرت امام عمدتاً جامعه روحانیت مبارز بود، ایشان از اركان آن جامعه مبارز بود. تلاش‌گر و خستگی‌ناپذیر بود و عشق وافری به انقلاب داشت. از لحاظ زندگی هم بسیار ساده.

بیشتر بخوانید
استراحت بسیار اندک و فعالیت بسیار زیاد

بعد از بازدید از آخرین سنگر که در خط مقدم بود، ظهر پس از بازید از آن‌ها، یک نیسان‌پاترولی هم هدایای مختلفی بسته‌بندی شده بود که تقویمی مصور به صورت مبارک حضرت امام بود که همراه با یک مقدار خوراکی‌هایی که بسته‌بندی شده بود، به یک‌یک رزمنده‌ها هدیه می‌دادند. دانه به دانه  با رزمندگان روبوسی می‌کردند و هدیه را به آن‌ها تقدیم می‌کردند.

بیشتر بخوانید
آموزش مناسک حج توسط حجت‌الاسلام قریشی و تعجب شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

آخرین خاطره‌ای که از ایشان به ذهنم می‌آید، مرحوم شهید شاه‌آبادی با هلال احمر مشرف شده بود به حج. می‌دانست که سوابقم در عمره و حج زیاد است؛ چون من به لطف خدا ۳۶ حج انجام دادم. عمره هم از ۱۰۰، ۱۵۰، ۲۰۰ مرتبه متجاوز است. ایشان فرمودند که یک شبی را بگذارید برای این هلال احمری‌ها مناسک حج را اجرا کنید. آن شب، شبی تاریخی بود. گفتم: «جناب شاه‌آبادی، من یک روش خاصی دارم. ابتدا هم عذرخواهی می‌کنم از پزشکان و بزرگان، ولی هر شخصیتی هستند، در این کلاس شاگرد من هستند، باید به حرف من گوش کنند.» گفت: «تو هر کاری دلت می‌خواهد بکن.

بیشتر بخوانید
روایت مسعود شاه‌آبادی از لحظه شهادت پدر

پس از انفجار خمپاره، در لحظه شهادت ايشان به سمت‌شان دویدم. دیدم روی زمین افتادند. عمامه ایشان مانند ظرفی که لبریز از خون باشد، قشنگ صاف کنار صورت‌شان بود. ایشان را موج انفجار گرفت. ترکشی نخوردند. موج زیر چشم‌شان را گرفته بود. هر شیئی  ظاهراً اگر از مرکز مغز رد بشود، مرگ بدون درد و آنی است. ایشان  خودشان متوجه شهادت‌شان نشدند. در آن لحظه موج انفجار ایشان را گرفت. بعد از آن بلندشان کردم و به سینه‌ام چسباندم. فریاد می‌زدم آقاجون. که خب جواب نمی‌دادند. سرشان به طرفین خم می‌شد.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها