سفر حج

خلوص عمل شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در سفر حج

زمان حج، ما در کاروان بودیم و ایشان در بعثه امام بودند. با وجود اینکه روحانی کاروان ما اخوی گرامی حاج آقا نصرالله بودند، ایشان گاهی اوقات به ما سر می‌زدند. مخصوصاً در منا و عرفات با هم بودیم و ایشان با صحبت‌هایی که می‌کردند معلوم بود که واقعاً با خلوص نیت کار انجام می‌دهند. همیشه به من که برادر بزرگ‌تر بودم می‌گفتند: «برادر، به تو سفارش می‌کنم حالا که به اینجا آمدی و شاید دیگر نتوانی به اینجا بیایی، سعی کن اعمال را به طور کامل انجام بدهی و از روی نیت خالص انجام بدهی.»

بیشتر بخوانید
تأکید شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی بر نماز جماعت و وحدت مسلمانان

ایشان عازم بیت‌الله بودند یا در کشور سوریه، در جوار حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، آن‌قدر معاشرت‌شان با برادران اهل تسنن زیاد بود که اگر ما می‌آمدیم نماز فُرادا بخوانیم، باید طوری می‌خواندیم که ایشان متوجه نشوند. من كه پسرشان هستم، گاهی نماز صبح برایم سنگین بود و سختم بود که به مسجد بروم. در دمشق، مسجد تا منزل ما فاصله زیادی داشت. گاهی می‌آمدم که در شرکت در نماز صبح زود اهمال کنم، ایشان بی‌اندازه عصبانی می‌شدند و می‌گفتند: «ما آمدیم یک کشور سنی‌نشین که وحدتمان را به دنیا اعلام بکنیم، بعد در خانه نماز بخوانیم؟!»

بیشتر بخوانید
اتکال و اعتماد شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی به خداوند متعال از زبان برادر

ما در سال ۶۲ با شهید شاه‌آبادی در مکه بودیم. یعنی بین ۱۵ شهریور ۶۲ تا ۱۹ مهر ۶۲ با هم در مکه بودیم. همشیره‌ها و اخوی دیگر، حاج آقا نصرالله، نیز حضور داشتند. بعد از این، آن‌طوری که به یاد دارم، یک مرتبه در کمیته رستم‌آباد برای کاری خدمت ایشان رسیدم. یک مرتبه هم در منزل خودشان خدمتشان رسیدم و بحث‌هایی کردم. گفتم که شما مرتب به جبهه می‌روید، نکند مشکلی برای شما به وجود بیاید. گفت: «من علاقه دارم به اینکه به این رزمندگان سر بزنم و رزمندگان را برای جنگ با دشمن شارژ کنم. البته ما با تمام دنیا می‌جنگیم و وظیفه‌ام ایجاب می‌کند که به هر صورتی شده به جبهه بروم.

بیشتر بخوانید
نماز جماعت و وحدت مسلمانان

ایشان عازم بیت‌الله بودند یا در کشور سوریه، در جوار حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، آن‌قدر معاشرت‌شان با برادران اهل تسنن زیاد بود که اگر ما می‌آمدیم نماز فُرادا بخوانیم، باید طوری می‌خواندیم که ایشان متوجه نشوند. من كه پسرشان هستم، گاهی نماز صبح برايم سنگين بود و سختم بود که به مسجد بروم. در دمشق، مسجد تا منزل ما فاصله زیادی داشت. گاهی می‌آمدم که در شرکت در نماز صبح زود اهمال کنم، ایشان بی‌اندازه عصبانی می‌شدند و می‌گفتند: «ما آمدیم یک کشور سنی‌نشین که وحدتمان را به دنیا اعلام بکنیم، بعد در خانه نماز بخوانیم؟!»

بیشتر بخوانید
شهید شاه‌آبادی و مسجد

مسجد به عنوان اصلی‌ترین سنگر مبارزاتی و عبادتگاه مسلمانان، از نقشی اساسی در زندگی برخوردار است. توجه ویژه و وابستگی خاص شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی به مسجد، در تار و پود حیات ایشان نمایان است. در این مقاله، بیست روایت از ارتباط ایشان با مسجد و فعالیت درونی و ضمنی مسجدی آمده است تا گویای بخش کوچکی از اهتمام آن شهید بزرگوار به خانۀ خداوند و سنگر مسلمانان باشد.

بیشتر بخوانید

حجت‌الاسلام سعید شاه‌آبادی در مراسم رونمایی از تندیس شهید شاه‌آبادی، که در موزۀ عبرت ایران برگزار می‌شد، به ایراد سخنرانی کوتاهی پرداخت. در این سخنرانی به بیان گوشه‌ای از مجاهدت‌ها و تلاش‌های بی‌وففۀ پدر بزرگوارش گذشت و ضمن آن خاطرات جالبی از مبارزات آن شهید نستوه گفته شد.

با کلیک بر تصویر زیر می‌توانید سخنرانی را مشاهد کنید.

بیشتر بخوانید

بعد از سفر اول که با هم رفتیم، سفرهای بعدی مکه را با ارگان‌هایی مثل هلال احمر رفتند. آنجا همه به فکر سوغاتی و این حرف‌ها بودند. اما حاج‌آقا چند تا چاقو خریده بودند و قربانی‌های حاجی‌ها را انجام می‌دادند. همه نوع کاری انجام می‌دادند؛ از کارهای داخل کاروان گرفته تا بیرون کاروان. مثلاً آن زمان همه لباس‌هایشان را درمی‌آوردند و مردم تشخیص نمی‌دادند که کدام شخص روحانی است و کدام نیست؛ این برای شهید شاه‌آبادی مسئله بود. برای همین عبا و عمامه‌شان را می‌گذاشتند که اگر مسئله‌ای برای مردم پیش آمد یا سؤالی داشتند، بتوانند از ایشان بپرسند.

بیشتر بخوانید