سبک زندگی

ایشان در بین خواص بسیار نفوذ داشتند. وقتی از ایشان می‌پرسیدیم: «چرا در مجلس درباره لوایح صحبت نمی‌کنید»، می‌خندیدند و می‌گفتند: «آقایان هستند و حرف می‌زنند!» واقعیت این بود که خیلی‌ها، از جمله مرحوم موحدی ساوجی، بسیار به پدر ارادت داشتند و معمولاً ابتدا با ایشان مشورت و بعد از موافقت یا مخالفت ایشان با لایحه‌ای صحبت می‌کردند، لذا نیازی به سخنرانی آقاجان نبود. در مسائل کلان سیاسی هم اغلب نزد پدر می‌آمدند و می‌گفتند: «آقا!

بیشتر بخوانید

سر سفره غذا، من می‌گفتم سیم تلفن را بکشید و راحت غذا بخورید و بعداً جواب تلفن را بدهید. می‌گفتند: «ابداً!» ما گاهی پنهانی تلفن را از پریز می‌کشیدیم. اما وقتی زمان كوتاهی می‌گذشت و تلفن زنگ نمی‌خورد، ایشان می‌فهمیدند که ما یک کاری کرده‌ایم و می‌گفتند: «اگر این کارها را بکنید تا جلوی فعالیتم گرفته شود، برای من قابل تحمل نیست. خوشی و لذت من همین است که به مردم خدمت کنم، چون این مردم رنج دیدند و زجر کشیدند. انقلاب ما به دست این‌هاست.

بیشتر بخوانید

ایشان سبک‌بال بودند. یک روز در خیابان پاسداران دیدم­شان که با یک جوانی تصادف کرده بودند. ایستادم و پرسیدم: «چه شده؟» دیدم ماشینی هست و در اثر تصادف با اتومبیل اخوی، یک خط کوچکی بر آن افتاده. گفتم: «برادر، این با پنج تا تک‌تومانی و یک پولیش زدن درست می‌­شود.» اما شهید شاه‌آبادی چندین برابر به آن جوان غرامت دادند تا راضی شود، تا جایی که من ناراحت شدم و گفتم: «برای چه؟ آخر ماشینش که این­قدر نمی‌­ارزد..!»

 

راوی: برادر شهید- آیت‌الله نورالله شاه‌آبادی

بیشتر بخوانید
گره‌گشایی شهید شاه‌آبادی از کار مردم

هر ازدواجی که قرار بود در بین بستگان ما صورت بگیرد، تا حاج‌آقا با داماد صحبت نمی‌‌کردند، خانواده عروس به این پسر، دختر نمی‌دادند. یا وقتی خانواده ما می‌خواست عروس بیاورد، تا ایشان با خانواده عروس صحبت نمی‌کردند، آن‌ها به خودشان اجازه نمی‌دادند که با این خانواده وصلت کنند. با دیدن می‌فهمیدند که این داماد چطور آدمی است. شناخت ایشان نسبت به افراد بالا بود. با یک بار صحبت می‌فهمیدند که مثلاً این فرد در چه سطحی است و چه افکاری دارد. بعد به خانواده طرف مقابل اطلاع می‌دادند. آن‌ها هم به حرف آقا اطمینان داشتند.

بیشتر بخوانید

شهید شاه‌آبادی روحیه مشورت کردن بالایی داشتند. دوست داشتند که با بچه‌ها صحبت کنند، طوری که ما را متوجه کنند مثل یک دوست هستند. یک سری مَنعیات داشتند که خیلی سخت‌تر از بقیه بود. مثلاً ایشان خیلی سخت‌شان بود که مصرف چیزی بالا باشد. اما زبانی نمی‌گفتند که این کار را نکنید. با دلیل و برهان و صحبت كردن همه را متقاعد می‌کردند که این کار اشتباه است.

بیشتر بخوانید

یادم است اخوی‌ام، شهید شاه‌آبادی، آقای محلاتی را دعوت کردند برای یک شب که در مسجد رستم‌آباد منبر برود. آقای محلاتی پیش من آمد و گفت: «صلاح می­دانید من آنجا بروم؟» گفتم: «چرا نه؟» ما حتی شب اول به اتفاق شهید محلاتی به مسجد رستم‌آباد رفتیم. یعنی آن مخفی­کاری­ها سرانجام به رفاقت نزدیک و آشکار این دو نفر تبدیل شد. برنامه­ها و فعالیت‌های ایشان در مسجد رستم آباد رونق گرفت و جمعیت جوانی که در آنجا بودند، دارای فکر و اندیشه و اهل مبارزه بودند. از جمله، تیپ افرادی مانند آقایان دکتر علی اكبر ولایتی، مهندس عرب، جواد منصوری و این­ها كه کلاً متعلق به منطقه رستم‌آباد بودند.

بیشتر بخوانید
سخنرانی شهید شاه‌آبادی در خصوص تأثیر تفکر اسلامی بر پیروزی انقلاب اسلامی

جامعه ما پس از درگیر شدن با نظام طاغوت و پیروزی در جنگ قهرمانانه، مورد تهاجم همه دشمنان اسلام و همه دشمنان نهضت‌های انبیاء شد. جامعه ما، نه به عنوان یک گروهی که هیجان کردند، طغیان کردند، کودتا کرده‌اند، نه، این جامعه آن­چنان برای مردم ستمگر نمی‌تواند وحشت‌آفرین باشد. آنچه که موجب شد وحشت در دل دنیای استکبار قرار دهد، خط فکری جامعه است، بینش جامعه است، صفای جامعه است، وحدت توحیدی جامعه است. مردم در آن بینش عمیق الهی قرار گرفتند و عاشقانه راه انبیا را پیمودند.

بیشتر بخوانید
شهادت شهید بهشتی

وقتی آیت‌الله بهشتی به شهادت رسیدند، شهید شاه‌آبادی خیلی متأثر شدند. این حادثه مربوط به زمانی بود که ایشان خیلی گرفتار بودند و خیلی رفت‌وآمد داشتند. حاج‌آقا یک‌بار گفتند: «ما تازه متوجه شدیم که شهيد بهشتي از نظر مادی در مضیقه بودند. ایشان در خانه شهدا مرتب کار می‌کردند، به خانم‌هایشان کمک می‌کردند و به آنها رسیدگی می‌کردند. من متوجه نشده بودم که ایشان از نظر مادی هم نیازمند بودند.»

بیشتر بخوانید
خاطره‌ای درباره پدر شهید شاه‌آبادی

در بالا بودن مقام و جایگاه شهید شاه‌آبادی، همین‌قدر باید بگویم که حاج‌آقا مهدی پسر همان پدری بود که حضرت امام (ره) لقب استاد را به ایشان دادند. البته ما مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی بزرگ را از روی صحبت­‌هایی که امام نقل می‌­کردند و خود شهید هم از مرحوم پدرشان برای ما می‌­گفتند، شناختیم.

بیشتر بخوانید
ما آماده این شهادتیم

از جمله فعالیت‌های گسترده شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی پس از انقلاب، نمایندگی مجلس شورای اسلامی بود که این نمایندگی نیز با اصرار و استقبال مردم تهران انجام شد. اما هیچ‌کدام از منصب‌ها و فعالیت‌های شبانه‌روزی این شهید والامقام، مانعِ حضور در جبهه و همراهی و همدلی با رزمندگان جان‌برکف اسلام نشد. شوق مفرط شهید شاه‌آبادی به این امر سرانجام او را در جزیره مجنون به فیض مقدس شهادت رساند.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها