سبک زندگی اسلامی

زندگی در سطح پایین با وجود امکانات و اختیارات بالا

مادر حاج‌آقا، یومّاخانم، خانه‌ای داشتند که می‌گفتند: «این منزل باید به دست اولاد ذکور باشد و من تا زنده هستم باید از آن استفاده کنند.» حاج‌آقا منزل را اجاره می‌دادند. اجاره‌اش خیلی ناچیز بود. خرج‌مان را فقط از اینجا تأمین می‌کردند و هیچ منبع مالی دیگری نداشتیم. اصلاً اجازه نمی‌دادند امکانات در منزل بیاید. در همان حدی هم که در اختیارمان بود، خیلی استفاده نمی‌کردیم. از نظر مالی هم سطح بالا نبودیم. حتی سهم امام را هم قبول نمی‌کردند. چیزی هم به آن صورت نداشتند. می‌خواستند زندگی‌شان مقتصدانه باشد.

بیشتر بخوانید
شوق زیارت خانه خدا و مخالفت با سفر مرفه

مکه اول را با مجلس رفتند. هر کدام اتاق جدا و امكانات ديگری داشتند. ایشان از آن سفر مرفه ناراحت بودند. می‌گفتند: «این مکه آمدن نیست.» خودشان را از بقیه جدا می‌کردند و مرتباً می‌رفتند حرم و عمره به جا می‌آوردند. شب‌ها غسل می‌کردند و به حرم می‌رفتند. اصلاً در جمع نبودند که با آن‌ها بروند و بیایند. خودشان به عرفات می‌رفتند. زمانی که برمی‌گشتند، در راه گفتند: «ان‌شاءالله از این به بعد همه‌ساله می‌آیم، حتی اگر اینجا بیایم توالت بشویم. اما تا سال دیگر چطور صبر کنم؟!»

 

راوی: همسر شهید

بیشتر بخوانید
تواضع و فروتنی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

ویژگی دیگر پدر تواضع و فروتنی بیش از حد ایشان بود. خیلی وقت‌ها موقعیت پیش می‌آمد که خود ایشان سخنرانی کنند، ولی اگر فردی همراه‌شان بود، حتی اگر مردم او را نمی‌شناختند، پدرم او را برای سخنرانی معرفی می‌کردند.

 

راوی: حمید شاه آبادی

بیشتر بخوانید
توجه تمام و کمال به اطرافیان و درخواست‌هایشان

یادم هست که اولین جلسه مهمانی در منزل یکی از همسنگرهای شهید شاه‌آبادی، جناب آقای موحدی ساوجی، بودیم. آن موقع درس عربی می‌خواندم. ایشان در حال بیرون رفتن از منزل بود، من سؤال درسی کردم. گویی هیچ مسئولیتی ندارد؛ مانند یک معلم دلسوز در کنار من نشست و تمام درس را به من راهنمایی کرد. حتی یکی از آقایان اعتراض کرد: «آقا بلند شوید! این طلبه‌ها یک سؤال دارند، ولی خیلی وقت می‌گیرند.» ایشان با بی‌توجهی به اعتراض آقایان، نشست و تمام درس مرا راهنمایی کرد. آن لحظه برای من بسیار شیرین بود.

بیشتر بخوانید
شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی الگویی مطلوب برای جامعه

علت ارتباط ما با مرحوم آقای شهید شاه‌آبادی تماماً به خاطر روحیات خاص این شهید بزرگوار بوده که در دوران نوجوانی و جوانی انسان، به شکل طبیعی و به خاطر مقتضیات سنی، دنبال الگویی برای خود می‌گردد. ما گمشده خود را در شخصیت والای این شهید یافتیم. حدود سال ۱۳۴۷ش در یکی از شهرستان‌ها، به دلیل اقامت چندماهه‌‌ای که ایشان در تابستان داشتند، ما از طریق مرکز فرهنگی و فعالیت‌های کلاسی در مسجد معروفی، که این شهید بزرگوار در آنجا اقامه نماز می‌فرمودند و سخنرانی می‌کردند، آشنا شدیم. در روزهای اول این آشنایی، جذب رفتار بسیار متواضعانه و فروتنانه ایشان شدیم.

بیشتر بخوانید
شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی زیبنده شهادت بود

يک روزی بنده در خدمت ایشان بودم و با یکی دو نفر از دوستان از تهران به قم می‌رفتیم. یادم نیست سر چه موضوعی و برای چه می‌رفتیم، اما با هم می‌رفتیم. بین راه ایشان بر اثر کم‌خوابی و ناخوابی خسته شده بود و طوری کمبود و کسری ناخوابی شب قبلشان زیاد بود که قبل از رسیدن به حرم چشم‌هايش را روی هم می‌گذاشت.

بیشتر بخوانید
شرکت فعال شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در جلسات تشکیلاتی پیش از انقلاب

آنچه بنده در رابطه با ایشان و فعالیت‌ها و برنامه‌هایی که داشتند در ذهنم است، مربوط به قبل از پیروزی انقلاب اسلامی یا در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی است که بنده از قم به تهران آمده بودم. جلساتی در شمیران تشکیل می‌شد که شاید بتوان گفت اساس و پایه انقلاب اسلامی در همین جلسات ریخته می‌شد. شخصیت‌هایی چون شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر ، شهید مفتح، مقام معظم رهبری، آقای هاشمی رفسنجانی، آقای موسوی اردبیلی و تعداد دیگری از بزرگان در این جلسات شرکت و برنامه‌ریزی می‌کردند. عمده ارتباط با حضرت امام که در خارج بودند، گرفتن برنامه‌ها و...

بیشتر بخوانید
مختصری از سابقه علمی و مبارزاتی خانواده پدری شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی از زبان حجت الاسلام علی دوانی

شهید بزرگوار حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی که با این مطلب در صدد بیان دورنمایی از شرح زندگانی آن شهید عالی‌قدر هستیم، فرزند مرحوم آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی است. جدّ این شهید بزرگوار، مرحوم میرزا محمدجواد بیدآبادی اصفهانی، از علمای اعلام اصفهان و شاگرد فقیه اعظم صاحب جواهر بوده است. آن مرحوم، نظر به اینکه در امر به معروف و نهی از منکر، متسلم بود و در اصفهان حدود جاری می‌کرد، از جانب ناصرالدین شاه قاجار به تهران احضار شد. بعد از شش سال به اصفهان بازگشت و در سال ۱۳۱۲ق در همان اصفهان بدرود حیات گفت.

بیشتر بخوانید
روزشماری جوانان برای رسیدن روزهای دیدار شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

در سفرها، ‌اردوها، در مسجد و مراکز فرهنگی سعی می‌کردند هر چه توان دارند مخاطبشان را به قرآن نزدیک‌تر بکنند؛ یعنی این نزدیک کردن به قرآن و انس با قرآن از جهت آموزش، ‌تفسیر، ‌تفسیر مفاهیم قرآن، قرائت، ‌تمام موارد و مصادیقش را خودشان عملاً اجرا می‌کردند. همان فضای انس با قرآن باعث می‌شد علاقه نسل جوان به ایشان روزافزون بشود.

بیشتر بخوانید
تدین و تعبد شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

در قم که با ایشان آشنا شدم، طلبه‌ای متدین، متعبد و فعال بود. البته مسلمان طبع روحش این است که متدین باشد، ولی این نكته، به این دلیل قید می‌شود كه ایشان به تمام معنا مقید به انجام وظایف‌شان، حتی مقید به مستحبات بود. سال‌های قبل از ۱۳۴۰ در قم، مدتی با یكی از برادران ایشان در یک منزل زندگی می‌کردیم و ایشان گاهی برای ملاقات آنجا می‌آمد. گاهی هم شب می‌ماند. گاهی می‌دیدم که شب‌ها قبل از اذان صبح بیدار می‌شود، وضو می‌گیرد و مشغول تهجد و نماز شب که یکی از عبادت‌های بزرگ برای بندگان خاص خداست، می‌شد.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها