زهرا شاه‌آبادی

اهمیت دانش‌اندوزی و معرفت‌جویی در نزد شهید شاه‌آبادی

شهید شاه‌آبادی برای مادرم احترام زیادی به‌خصوص از جهت سیادت قائل بودند و از ابتدای زندگی و در شرایط ضمن عقد، طرفین تقاضای ادامه تحصیل و تلاش‌های علمی را داشتند. تلاش‌های پدرم برای كاركردن علمی با مادرم بیشتر بود. مادرم می‌گوید در اوایل زندگی آقاجان برایشان كلاس عربی می‌گذاشتند و بعدها که فراز و نشیب زندگی و بچه‌داری و عدم حضور پدر پیش آمد، این كلاس‌ها خیلی طول كشیده بود، اما هیچ‌وقت جریان آموزشی پدر برای مادر متوقف نشد و از كنارش ساده نگذشتند.

بیشتر بخوانید
دلیل تأکید شهید شاه‌آبادی بر حفظ ادعیه

در داخل خانه هم برای من، هم برای مادرم هر روز با یک خلاقیت و ابتکار آموزشی داشتند. ایشان در خانه ما جایگاه خاصی داشتند. از من می‌خواستند دعاهای مختلف ماه رجب و شعبان را حفظ کنم. با خودم فکر می‌کردم که «خب چه لزومی هست وقتی کتاب و مفاتیح هست، آن‌ها را باز می‌کنیم و می خوانیم دیگر.» اما بعد از اینکه حفظ می‌کردم، می‌فهمیدم حالا تازه می‌توانم با عمق این عبارات، ارتباط برقرار کنم. این انگار یک سیاست بود که من این ادعیه را حفظ کنم و بعد که خوب با این کلمات آشنا شدم، به ریشۀ کلمات و بعد تازه به دنیایی از معرفت راه باز می‌شد.

بیشتر بخوانید
فعالیت‌هایم مخفیانه و گسترده سیاسی و فرهنگی

من ساعت پنج صبح می‌رفتم خدمت آقاجان‌شان و درس صَرف را می‌گرفتیم، تصریف جامع‌المقدمات. خیلی جالب بود. ایشان خیلی خسته بودند. اصلاً شب‌ها خیلی دیر می‌آمدند منزل. خواب ایشان هم خیلی کم بود. شب‌ها بعد از اینکه همه سرکشی‌هایشان به بیمارستان و کمیته را انجام می‌دادند، به منزل برمی‌گشتند. تقریباً برنامه درسی ما قبل از انقلاب مقدور نبود. فرزند ایشان قبل از انقلاب، وقتی که دوست خانوادگی بودیم، مرتب می‌گفتند که آقاجان رفتند زندان یا رفتند تبعید. در چنین بحبوحه‌ای بحرانی بود و ما موفق نشدیم اصلاً قبل از انقلاب با ایشان کلاس داشته باشیم.

بیشتر بخوانید
شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی و خانواده امن و قابل اعتمادش

خانواده من که متوجه شدند با این خانواده‌ای که آشنا شده‌اند، خانواده‌ای کاملاً متدین و خوب و ویژه هستند، دیگر به‌راحتی اجازه می‌دادند من حتی شب‌ها هم منزل زهرا خانم بمانم. البته ایشان هم گاهی شب‌ها منزل ما می‌ماندند. رفت‌وآمد به این نحو ادامه داشت. حتی قبل از اینکه ما با هم وصلتی کنیم، ایشان با خانواده ما به مسافرت می‌آمدند و هم من با خانواده ایشان مسافرت می‌رفتم. ما هیچ مشکلی نداشتیم. این‌قدر خانواده‌ها همدیگر را پذیرفته بودند که همه مسائل را حل کرده بودند.

 

راوی: خانم خسروی – عروس شهید

بیشتر بخوانید
اعتقاد و تشویق شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی به فعالیت‌های اجتماعی زنان

ایشان معتقد بودند حتی شاید زیرساخت هدایت مردان نیز در این دوران به هدایت خانم‌ها ارتباط پیدا می‌كند. من و مادرم به تشویق ایشان در تظاهرات شركت می‌كردیم. حتی من با اینكه آن موقع دانش‌آموز بودم، در تظاهرات دانشجویی شركت می‌كردم و از طریق بستگان دانشجو باخبر می‌شدیم و با جریانات دانشجویی همگام بودیم. در تظاهرات روز سیزده آبان در دانشگاه تهران حضور داشتم و این‌ها همه با علاقه و  پیگیری شهید شاه‌آبادی همراه بود.

 

راوی: دختر شهید

بیشتر بخوانید
آشنایی عروس خانواده شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی با ایشان

بنده از سن ۱۴ـ۱۵ سالگی با خانواده ایشان، شهید شاه‌آبادی، توسط دخترشان زهرا خانم آشنایی پیدا کردم. من با دختر خانمشان اول دبیرستان هم‌درس بودیم. من در مدرسه معمولی درس می‌خواندم که مدرسه‌مان اسلامی نبود و خانم زهرا شاه‌آبادی از مدرسه اسلامی آمده بودند و برای من خیلی جالب بود. تا به آن زمان با شخصی مثل ایشان آشنا نشده بودم. همه دوستانم خوب و معمولی بودند، ولی مذهبی نبودند؛ اما من یک تیپ مذهبی بودم و در یک خانواده مذهبی بزرگ شده بودم روی این حساب ایشان برای من جاذبه زیادی داشت.

بیشتر بخوانید
استفاده چندگانه شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی از ارتباط با انسان‌ها

افرادی که با آن‌ها در زمینه خیریه کار می‌کردند، با خانم‌هایی که توانمند مالی بودند (همسرانشان هم با پدرم ارتباط داشتند)، به وسیله مجموعه‌هایی که راه می‌انداختند با پدرم ارتباط ویژه نیز داشتند. مثلاً زیر نظر پدرم صندوق قرض‌الحسنه راه می‌انداختند و تازه ظاهراً این‌ها خیریه یا صندوق قرض‌الحسنه بود، شاید بیشتر از هر چیزی مرکز یک آموزش و ارتباط اجتماعی بود و در هدایت خانم‌ها، ‌برای شرکت در تظاهرات و راهپیمایی‌ها به‌شدت تأثیرگذار بود. همچنین در تشکیلات و باندهایی که بیشتر جهت‌گیری فرعی داشت، به محض اینکه نیازی را احساس می‌کردند، خطی را از آقا می‌گرفتند و آن را پیاده می‌کردند.

بیشتر بخوانید
شهید شاه‌آبادی و مسجد

مسجد به عنوان اصلی‌ترین سنگر مبارزاتی و عبادتگاه مسلمانان، از نقشی اساسی در زندگی برخوردار است. توجه ویژه و وابستگی خاص شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی به مسجد، در تار و پود حیات ایشان نمایان است. در این مقاله، بیست روایت از ارتباط ایشان با مسجد و فعالیت درونی و ضمنی مسجدی آمده است تا گویای بخش کوچکی از اهتمام آن شهید بزرگوار به خانۀ خداوند و سنگر مسلمانان باشد.

بیشتر بخوانید
هنرمندی شهید شاه‌آبادی در حل مشکلات شرعی و اجتماعی خانم‌ها

سالی كه خاله‌ام تازه وارد دانشگاه شده بودند، مرتباً‌ آموزش‌های موثری در حضور ایشان در دانشگاه داشتند تا با دوستانشان ارتباط ارزشمندی داشته باشند. در همانجا ارتباطات عمیق‌تری پیدا شد. من با اینكه دانش‌آموز بودم، اما در خیلی از برنامه‌های دانشجویی كه می‌گذاشتند شركت می‌كردم. در كوه‌پیمایی‌ها و مراسم‌ها نمایندۀ كوچكی از طرف پدرم بودم. خانمی هم در یک پایگاهی تحت عنوان خیریه، از طرف ایشان مأموریت داشت تا در آن خیریه و مجموعه‌های دیگر فعالیت کند. این‌چنین تأثیر می‌گذاشتند و هدایتگر بودند.

بیشتر بخوانید

در این مستند کوتاه بیت معظم شهید و دوستان و نزدیکان ایشان به ذکر گوشه‌ای از خصائل و خاطرات شهید شاه‌آبادی می‌پردازند.

بیشتر بخوانید