خاطرات ناب

حکایت تلخ و شیرین تبعید به بانه

مرحوم ماموستا ملا محمد مدرسی، يكی از علمای اهل تسنن شهرستان بانه، دربارۀ شهيد شاه‌آبادی می‌گويد: «شايد بتوانم به‌جرأت ادعا كنم كه آقای شاه‌آبادی در مدت تبعيد خود، هيچ‌يك از نمازهای يوميه‌‌اش را در منزل نخواند، بلكه در همۀ جماعات شركت می‌‌كرد و حتی در يك يا چند مسجد خاص نماز نمی‌‌خواند، بلكه سعی می‌‌كرد كه در همۀ چهارده مسجدی كه در اين شهر بود به‌نوبت حضور يابد.»

بیشتر بخوانید
واکنش شهید شاه‌آبادی برابر حزب رستاخیز

یکی از رفتارهای جالب و به‌يادماندنی شهيد شاه‌آبادی، واكنش او در برابر حزب رستاخيز بود. درست همان زمان كه شاه‌آبادی، مسجد رستم‌آباد را به كانون مهمی برای فعاليت‌های خود تبديل كرده بود، كانون حزب رستاخيز نيز در منطقۀ رستم‌آباد شروع به فعاليت كرد. در اين كانون برخی از اهالی ريش‌سفيد و موجه منطقه نيز گاهی رفت‌وآمد داشتند و در جلسات شركت می‌كردند.

بیشتر بخوانید
سبک زندگی شهید شاه‌آبادی

زمان انقلاب حاج‌آقا خیلی تلاش می‌كردند و نسبت به رزمنده‌ها حساس بودند و برابرشان احساس شرم و مسئوليت می‌كردند، جوری كه آدم متحير می‌شد. ايشان در شبانه‌روز يكی دو ساعت می‌خوابيدند و در خانه تلفنی هميشه در دسترس بقيه بودند. مثلاً می‌خواستيم با هم غذا بخوريم اما تلفن اجازه نمی‌داد، يک‌بند زنگ می‌زد.

بیشتر بخوانید
آخرین سخنرانی شهید شاه‌آبادی ساعاتی پیش از شهادت

اگر شهادت می‌تواند نظام توحیدی‌مان را حفظ کند؛ اگر شهادت می‌تواند دشمن را ذلیل کند؛ اگر شهادت می‌تواند تفکر و بینش اسلامی‌مان را به دنیا اعلام کند، ما آمادۀ این شهادتیم.

بیشتر بخوانید
سختکوشی شهید شاه‌آبادی در درس

با مختصر غذایی در ماه مبارک رمضان افطار می‌کردم و به مطالعه می‌نشستم و هنوز جابجا نشده بودم که صدا می‌زدند و می‌گفتند دیر شده و نزدیک اذان است. به‌سرعت چیزی می‌خوردم و به نماز مشغول می‌شدم. طی چند سال متمادی ایام تحصیل، اتفاق نیفتاد که در شبانه‌روز بیش از چهار ساعت بخوابم، حتی پنج دقیقه هم بیشتر نمی‌شد...

بیشتر بخوانید
سه روایت از اخلاص و ساده‌زیستی شهید شاه‌آبادی

وقتی در شهر بانه، منزل پدر را پيدا كرديم، ديديم كه ايشان مشغول خوردن نان و پنير هستند. زمانی كه از وضع غذای ايشان تفحص كرديم، متوجه شديم كه ايشان در شبانه‌روز، فقط یک وعده غذا می‌خوردند كه...

بیشتر بخوانید
کاش زودتر می‌آمد

آن‌قدر برایم احترام قائل بود که گاهی سوءاستفاده هم می‌کردم! البته برای خودش بود. با آن‌همه مشغله و فعالیت تمام‌نشدنی‌اش، می‌خواستم شده ثانیه‌ای استراحت کند. دل من هم تنگ می‌شد خب. گفتم: «شما که دوازده شب به بعد می‌آیید، صدای ماشین در خانه می‌پیچد و اعصابم به هم می‌ریزد. یا زودتر بیایید، یا اصلاً نیایید که صبح هم راحت بروید سر کارتان...

بیشتر بخوانید

نمايش عروسکی یکی از روش‌‌های مناسب برای حرف زدن با عامه‌ مردم است، چرا كه در قالب طنز و حركات بانمک، حرف‌‌هايش را می‌‌زند و بدون اين كه مستقيماً شعار دهد، اثرش در ذهن مخاطب باقی می‌‌ماند. شهيد آيت‌‌الله شاه‌‌آبادی برخلاف آنچه معمولاً از روحانيون آن زمان انتظار می‌‌رود، به تأثيرگذاری فعاليت‌‌های هنری به‌خوبی واقف بود. ضمن آن كه حرف زدن در قالب هنر، كمتر از سخنرانی و اقداماتی از اين دست، حساسيت مأموران حكومت پهلوی را برمی‌‌انگيخت.

بیشتر بخوانید

ایشان برای واپسین بار در جمع رزمندگان لشکر ۲۵ کربلا سخنرانی کردند. پس از جلسۀ سخنرانی و اقامۀ نماز، رزمندگان برای عرض ارادت به ایشان روی آوردند. برای جلوگیری از فشار و ازدحام، اطرافیان از برادران خواستند که از این کار صرف نظر نمایند. ولی آنان، به واسطۀ عشق و علاقۀ بی‌پایانشان نسبت به روحانیت معظم، دست‌بردار نبودند. ایشان در جمع مسئولان پایگاه گفتند: «این‌طور نیست که آن‌ها (رزمندگان) فقط علاقه‌مند باشند که روحانیون را ببوسند؛ بلکه ما هم علاقه‌مندیم آن ها را ببوسیم. اگر رزمندگان سر ناقابل ما را بخواهند، من تقدیمشان می‌کنم و این سر در مقابل آنها ارزشی ندارد.

بیشتر بخوانید

ایشان برای واپسین بار در جمع رزمندگان لشکر ۲۵ کربلا سخنرانی کردند. پس از جلسۀ سخنرانی و اقامۀ نماز، رزمندگان برای عرض ارادت به ایشان روی آوردند. برای جلوگیری از فشار و ازدحام، اطرافیان از برادران خواستند که از این کار صرف نظر نمایند. ولی آنان، به واسطۀ عشق و علاقۀ بی‌پایانشان نسبت به روحانیت معظم، دست‌بردار نبودند. ایشان در جمع مسئولان پایگاه گفتند: «این‌طور نیست که آن‌ها (رزمندگان) فقط علاقه‌مند باشند که روحانیون را ببوسند؛ بلکه ما هم علاقه‌مندیم آن ها را ببوسیم. اگر رزمندگان سر ناقابل ما را بخواهند، من تقدیمشان می‌کنم و این سر در مقابل آنها ارزشی ندارد.»

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها