حکومت پهلوی

اخلاق قرآنی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

ورود ایشان تنها به مسجد رستم‌آباد نبود، به مجموعه رستم‌آباد برای حل مشکلات و مسائل رستم‌آباد کمک می‌کردند و برای حل آن‌ها تا زیر کرسی مردم می‌نشست و در دل مردم نفوذ می‌کرد، و جداً مصداق «أشِدّاء عَلَی الکُفّار رُحَماءُ بَینَهُم» بود. همان‌طوری که با شدت و حِدت و همت در مقابل رژیم پهلوی و عناصری که با رژیم هماهنگی و همراهی داشتند می‌ایستاد، به‌راحتی در دل مردم می‌رفت و با آن‌ها بود. به‌قدری ایشان بی‌ریا عمل می‌کرد که گاهی یک مرتبه سر ظهر زنگ می‌زدند و می‌گفتند حاج‌آقا تشریف آوردند. ایشان تشریف می‌آوردند بالا. قضیه چه بود؟ مثلاً پدرم گفته بود امروز نهار آبگوشت داریم، برویم منزل ما.

بیشتر بخوانید
روایت دکتر علی‌عسکری از ایستادگی و مبارزات گسترده شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

وقتی شهید منتظری متواری می‌شوند و می‌خواستند ازدست ساواک مخفی بشوند، در خانه خودش به ایشان پناه می‌دهد. تعداد دیگری از مبارزان نیز وقتی متواری می‌شدند، ایشان به آن‌ها پناه می‌دادند. برخی که می‌خواستند به فلسطین و لبنان برای آموزش نظامی بروند؛ به این‌ها کمک می‌کرد و هزینه‌های این‌ها را تأمین می‌کرد؛ آن‌ها می‌رفتند برای آموزش و برمی‌گشتند. از جمله این‌ها شهید بروجردی بود. ایشان خیاط بودند. یک روزی که صحبت شد، زمانی که می‌خواستند برای آموزش نظامی بروند، شهید شاه‌آبادی زمینه را برای ایشان فراهم کردند.

بیشتر بخوانید
مبارزه علنی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در برهه پایانی حکومت پهلوی

ایشان در سال‌ها و ماه‌های پایانی، یک مبارزه علنی و رودررو داشتند، اعلامیه چاپ می‌کردند و توزیع می‌کردند؛ در یک جلسه‌ای که روحانیان حضور داشتند، می‌خندیدند و می‌گفتند: «ما این اعلامیه‌ها را پخش کرده‌ایم.» در آن زمان اعلامیه یک پدیده خیلی خطرناکی بود که اگر می‌گرفتند، برای آن شخص ماه‌ها و سال‌ها زندان می‌بریدند؛ می‌گفتند: «من یک جایی این اعلامیه‌ها را توزیع کرده‌ام؛ برخی از افراد این اعلامیه‌ها را برمی‌داشتند و دستشان به اعلامیه می‌خورد، و این خودش یک قدم برای ما بود.»

 

راوی: داماد شهید - عبدالعلی علی‌عسکری

بیشتر بخوانید
رفتار انقلابی آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی در برخورد با مأموران زندان شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

یادم است در سفری که از نجف اشرف برمی‌‌گشتیم اینجا بودم و مدتی بود ممنوع‌‌الخروج شده بودیم. من هم ممنوع‌‌الخروج شدم. سال ۵۷ بود که رفع ممنوعیت من را اعلام کردند و ارفاقی کردند. در آن زمان آقا سعید، آقازاده اخوی شهید ما را  گرفته بودند و در زندان بود. این ارفاق در حق آقایان روحانیان ممنوع‌‌الخروجی، از جمله شهید محلاتی و چند نفر دیگر از آقایان و ما، باعث رفع ممنوعیت شد و ما رفتیم به مکه و عمره را به جا آوردیم. موقع برگشتن در روزنامه‌‌ها در هواپیما دیدم که بله، آقا سعید آزاد شده ولی پدرش که مرحوم شهید باشد را گرفته‌‌اند.

بیشتر بخوانید
نوشتن مقاله‌ای علیه حکومت پهلوی توسط آیت‌الله نورالله شاه‌آبادی با تشویق شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

هر کدام از ما برادران، یک مایه اصیل مبارزاتی را تا حدودی از پدرمان به ارث برده بودیم. نهایتاً مقتضیات بروز این مایه فرق می‌­کرد. مثلاً خود من حدود ۲۷ سال از عمرم را در فرهنگ این مملکت گذراندم. به همین منوال، برای شهید شاه‌آبادی نیز جنبه‌­های ابزاری از جهاتی در قم بود. مثل اینکه همراه با حضرت امام بود و در درس معظمٌ له حاضر می‌­شد. در نتیجه، آن مایه مبارزاتی در ایشان بیشتر رشد کرد و باور کرد که راه امام، راه درستی است و به دنبال حضرت امام به راه افتاد.

بیشتر بخوانید
روایت حبیب‌الله عسکراولادی از جاذبه و دافعه شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

شهید شاه‌آبادی چنان بود که حتی در تمامی این سه دسته روحانی در آن دوران، که یک عده شاگردان و همراهان امام بودند، عد‌ه‌­ای نوعی رابطه با رژیم منحط داشتند و عده‌­ای نیز بیط‌رف بودند، با همه، با یک روابط عمومی خوب در ارتباط بود و از همه این­ها می‌­توانست در جای خودشان استفاده کند و می‌­توانست حتی در آن­‌ها که «مشهّر» بودند، به تعبیری از رژیم شهریه‌­بگیر بودند، اثر بگذارد.

بیشتر بخوانید
شهید شاه‌آبادی پناهگاه انقلابی‌ها

در فاصله سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۸، فعالیت‌های انقلابی به‌واسطه سخت‌گیری‌های حکومتی دشوار شده بود؛ یعنی از نهضت پانزده خرداد تا انتشار کتاب ولایت فقیه امام خمینی (ره). در فروردین ماه ۱۳۴۶ امام نامه‌ای سرگشاده به عباس هویدا، نخست‌وزیر وقت، می‌نویسد و در آن ضمن برشمردن فجایع آن رژیم و اظهار تأسف از اوضاع نابسامان ایرانیان و فقر روزافزون روستاییان و زحمتکشان، هویدا و همکارانش را از ادامه خیانت به ملت و شاه را از جبهه‌گیری در برابر دولت‌های اسلامی و بازگذاشتن دست اسرائیل برای تسلط بر بازار و اقتصاد کشور برحذر داشت.[۱]

بیشتر بخوانید

شروع مبارزات سیاسی-مذهبی شیخ مهدی به سال ۱۳۳۲ش، پس از کودتای ۲۸ مرداد بازمی‌گردد، که برای نخستین‌بار دستگیر و زندانی شد، اما پس از  مدتی آزاد گشت.[۱] وی به مبارزه علیه رژیم سفاک پهلوی، از طرق گوناگون هم‌چنان ادامه داد. یکی از برنامه‌های او در جهت آگاهی و تنویر افکار مردم مناطق محروم و دورافتاده کشور، سفرهای تبلیغی به این مناطق بود. شیخ مهدی در ایام محرم، رمضان و تعطیلات حوزه، به شهرها و روستاهای دوردست با هدف معرفی اسلام واقعی، مبارزه با خرافات، مبارزه با رژیم پهلوی، معرفی مرجعیت حضرت امام و... می‌رفت.

بیشتر بخوانید