حجاب

بی‌اندازه خوش‌اخلاق، اهل بگو بخند و باروحیه بودند. من حتی ناراحتی ایشان را نسبت به فوت فرزند­شان ندیدم، ولی خودم خیلی متأثر شدم. هنوز هم که فکر می‌­کنم، می‌­گویم ایشان کجا قرار داشت؛ ما کجا؟ حرف‌­های­شان خیلی بر ما تأثیر داشت. بعد از انقلاب، دولت به اخوی یك دستگاه ماشین بنز داده بود كه آن را همین‌طوری در حیاط منزل­شان گذاشته بودند و استفاده نمی‌­کردند. اصلاً اهل زرق و برق نبودند. هر چند ماه یک ­بار می‌­گفتند همه فامیل بیایند تا دور هم باشیم. به خانم­شان گفته بودند عدس پلو و ماست و سبزی بپزید تا از مهمانان پذیرایی کنیم.

بیشتر بخوانید
توجه شهید شاه آبادی به امر تعلیم و تربیت فرزندان

ما قم تحصیل می‌کردیم و ایشان می‌دانستند که قم مدارس خوب و مخصوصاً دخترانه برای ما ندارد. به رغم داشتن گرفتاری‌های کاری و انقلابی در قم، واقعاً هجرت کردند و به تهران آمدند. با این استدلال که من حتماً تحصیلاتم را ادامه بدهم. شاید یادتان باشد که در آن زمان کسی، مخصوصاً از روحانیت، به این شکل با مسئلۀ تحصیل دخترش برخورد نکرده است و ایشان مرا به این دلیل همراه خانواده به تهران هجرت دادند. حتی مدت‌ها ایشان گرفتار قم بودند و رفت و آمد می‌کردند. برای ما یک منزل استیجاری در تهران تهیه کردند که حتماً از آغاز سال تحصیلی مشغول به درس شوم و عقب نیفتم.

بیشتر بخوانید
اسنادی از منع منبر و تبعید شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

قبل از اینکه آیت‌الله شاه‌آبادی به تهران بیايند، یک سری فعالیت‌هایی می‌کنند که از قم به شهرستان‌های مختلف می‌روند برای سخنرانی. اینجا سخنرانی‌هایی انجام می‌دهند که ساواک مجبور می‌شود ایشان را در آن مقطع از منبر رفتن منع بکند. سندی هست که اینجا من برایتان می‌خوانم كه مربوط به سال ۱۳۴۸ است:

بیشتر بخوانید

شروع مبارزات سیاسی-مذهبی شیخ مهدی به سال ۱۳۳۲ش، پس از کودتای ۲۸ مرداد بازمی‌گردد، که برای نخستین‌بار دستگیر و زندانی شد، اما پس از  مدتی آزاد گشت.[۱] وی به مبارزه علیه رژیم سفاک پهلوی، از طرق گوناگون هم‌چنان ادامه داد. یکی از برنامه‌های او در جهت آگاهی و تنویر افکار مردم مناطق محروم و دورافتاده کشور، سفرهای تبلیغی به این مناطق بود. شیخ مهدی در ایام محرم، رمضان و تعطیلات حوزه، به شهرها و روستاهای دوردست با هدف معرفی اسلام واقعی، مبارزه با خرافات، مبارزه با رژیم پهلوی، معرفی مرجعیت حضرت امام و... می‌رفت.

بیشتر بخوانید