حتی یک سخن، حتی یک عمل

حتی یک سخن، حتی یک عمل

رعایت کامل شئون اخلاقی و دینی

حاج آقا مهدی هم در تهران فعالیت داشت، هم در قم. در شهرستان‌ها هم من دماوند را اطلاع داشتم. فعالیت‌هایی می‌کرد و مردم را روشن می‌کرد. آنجا منبر می‌رفتند. مسجد کوهان، مسجد کیلان که از روستاهای دماوند است، آنجا منبر رفته بودند و ساواک فهمیده بود که ایشان سخنرانی علیه نظام و علیه امریکا و استثمار خارجی بیان می‌کند . بالاخره دست‌پرورده امام و پدرشان بودند. حاج‌آقا مهدی روحانی برجسته‌ای بود که از محضر پدر بهره‌مند شده بود و در عملش و برخوردش و رفتارش مشخص بود. هر کس حاج‌آقا مهدی را می‌دید، ایشان را فرزند به‌حق حضرت آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی می‌دانست. اگر هر یک از آقازاده‌ها کلمه‌ای نادرست سخن بگویند، هدف قرار می‌گیرند؛ یعنی مردم هیچ انتظار ندارند.

من از محضر یکی دیگر از بزرگان که استفاده می‌کردم، بعد از ایشان، پسرش هم خیلی خوب بود؛ ولی یک دفعه سوار تاکسی شده بود، آمده بود بازار. البته پدر خودش متمکن بود؛ یعنی آن آدم بی سوادی که الآن میلیاردر شده، چهار تا جنس خریده و فروخته، او از خودش سرمایه دارد؛ ولی یک روحانی که پدرش و پدربزرگش هم آدم فعالی است، یک خانه هم ندارد که اگر یک خانه داشته باشد یا سوار تاکسی شود، فکر می‌کنند از راه غیرشرعی گرفته است. تجار سابق افتخار می‌کردند که اگر خدا دو تا پسر به آن‌ها داده، یکی از آن‌ها برود درس دینی بخواند و این افتخار بود.

حاج‌آقا مهدی یک سخن نگفته یا کاری نکرده بود که در جامعه نقل شود. بنده با ایشان بودم و حتی یک بار هم ندیدم، با اینکه معروف بودند و شناخته شده بودند. کسانی که قشری بودند، اول حمله کردند، ولی بعد سر تسلیم فرود آوردند. ایشان هم همان علاقه را به عرفان نشان دادند. یک کاشف عظیمی بود که حاج‌آقا یک کار خلاف نکردند، یک سخن نامربوط نزدند و در همان راهی بوده که پدر بوده. به اضافه اینکه حاج‌آقا مهدی شاگرد امام هم بوده و از روش‌ها و منش‌های حضرت امام هم استفاده کرده است. این مردم و شاگردان بودند که انقلاب را پیروز کردند، وگرنه امام حسین علیه‌السلام خیلی عالم‌تر و قوی‌تر از امام خمینی بود. این شاگردان هستند که حمایت می‌کنند تا پیشرفت حاصل شود. این پیشرفت اجتماعی که برای جامعه ما حاصل شد، نقش این‌ها کمتر از حضرت امام نبوده است. حاج‌آقا مهدی از آن دست‌پرورده‌های امام محسوب می‌شود.

درباره مراتب علمی ایشان، گفتم که ایشان یک حوزه‌ای را تأسیس کرده و خودش تدریس می‌کرده و در ادبیات، در فقه، در عرفان سهمش خیلی بالا بوده؛ درس‌هایی که در حوزه و در محضر پدرشان خوانده بودند. بی‌خود نیست که فرزندان مجتهدان در مسیر آنان پیشرفت می‌کردند. این‌ها از پدرانشان درجه علمی می‌گیرند، که وراثت نیست. با محارست و عنایت خاصی که استاد به شاگرد دارد.

 

راوی: نافذکلام

 

راوی: نافذکلام

نظر خودتان را ارسال کنید