برایم کتاب بخوان

برایم کتاب بخوان

استفاده از تمام لحظات حتی در اوج خستگی

من آن قسمتی که در رابطه با زحمت‌های شبانه‌روزی ایشان بود یادم نمی‌رود. بعضی اوقات ما در حرم حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) در شهر ری، ساعت ۱۲ شب به بعد قرار می‌گذاشتیم جلسه‌ای داشتیم که برای کارهایمان تنظیم می‌کردیم. دیگر اواخر جلسه، ایشان سرشان را روی زانوی من گذاشتند و گفتند این کتاب را برای من بخوانید. یک کتاب انقلابی در آن زمان بود. من صفحه اول کتاب را خواندم، دیدم ایشان خوابشان برده. همیشه در ذهن من آن صحنه وجود دارد.

شهید شاه‌آبادی مظهر ظهور خواسته‌های امام در میان اقشار جوان و بین روحانیت و دانشگاه بود. ایشان وجودشان به‌گونه‌ای بود که درواقع خواسته‌های امام را نشان می‌داد. زندگی به زیّ طلبگی را که امام به آن تأکید داشتند، ایشان در مشرب خودشان رعایت می‌کردند. خواسته امام را که پرداختن به مسائل جنگ بود و هر مسئله و مشکل دیگر انقلاب بود، از اولین کسانی بود که در صحنه بود و به آن می‌پرداخت؛ یعنی بلافاصله که احساس می‌کردند امام این‌چنین مطلبی را می‌خواهند، اولین کسی که حاضر در صحنه بود و نیرو و امکانات را در راستای خواسته‌های حضرت امام بسیج می‌کرد، ایشان بودند. حقیقتاً باید قدر این عزیزان را دانست. البته مردم الحمدالله قدر شهدا را می‌دانند و در راستای تحقق آرمان‌های شهدا تلاش می‌کنند.

 

راوی: حسین فدایی

نظر خودتان را ارسال کنید