انقلاب اسلامی

مراسم رونمایی از تندیس شهید شاه‌آبادی

مراسم رونمایی از تندیس شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی، روز پنج‌شنبه اول مهر ماه ۱۳۹۵ در موزۀ عبرت ایران برگزار شد. در این مراسم بیت معظم شهید، جمعی ازخانواده‌های شهدا و زندانیان سیاسی قبل از انقلاب حضور داشتند. دکتر تبریزی، محقق و پژوهشگر، سخنران نخست مراسم بود و دربارۀ سوابق مبارزاتی شهید شاه‌آبادی در اسناد ساواک سخنانی ایراد فرمود.

بیشتر بخوانید

ايشان‌ هر چند وقت يك‌ بار، چه‌ در دوران‌ طلبگی و چه‌ پس‌ از آن‌، علی­‌رغم‌ فعاليت‌‌های زياد و مستمر خويش‌، همراه‌ خانواده‌ و برای تبليغ‌ دين و نشر احكام‌ و معرفی حضرت‌ امام‌ (ره‌)، به‌ دوردست‌‌ها كوچ‌ می‌كرد و مردم‌ آن‌ سامان‌ را ارشاد می‌فرمود. تقريباً تمامی تابستان‌‌ها و ايّام‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ و ايّام‌ محرّم‌ و صفر را كه‌ دروس‌ حوزه‌‌های علميه‌ تعـطيل‌ هستند، در اين‌ راه‌ می‌گذراند و به‌ بسياری از شهرها و روستاهای كشور بار سفر می‌بست.

بیشتر بخوانید

شهید شاه‌‌آبادي‌ در سال‌ ۱۳۳۶، در ۲۷سالگي‌، زماني كه دورۀ ده‌­سالۀ سطح‌ را به‌ اتمام‌ رساند و دو سال‌ از دورۀ خارج فقه و اصول را نيز پشت‌ سر گذاشت، تصميم‌ به‌ ازدواج‌ مي‌‌گيرد و با بيت‌ مرحوم‌ آيت‌‌الله‌‌العظمي‌ ميرزاي‌ شيرازي‌ بزرگ، كه‌ خانوادۀ علم‌ و فضيلت‌ و جهاد است‌، وصلت‌ مي‌کند.

بیشتر بخوانید
خشم ساواک از تبلیغات کتبی

تهیۀ کتب مورد نیاز و بهره‌گیری از کتب و جزوات در راستای فعالیت‌های تبلیغی و مبارزاتی، خشم ساواک را برانگیخته بود. به همین دلیل انواع و اقسام اقدامات نظارتی صورت می‌گرفت تا از رسیدن کتاب‌ها و جزوات به دست شهید شاه‌آبادی جلوگیری شود. جالب اینجاست که با این‌همه نظارت باز هم ایشان با ذکاوت و هوشمندی کتب مورد نیاز را تهیه می‌کرد. اینجا بود که ساواک چارۀ کار را حمله به منزل ایشان و ضبط کتب می‌دید.
در یکی از مکاتبات ساواک کردستان با ادارۀ کل امنیت داخلی ساواک آمده است:

بیشتر بخوانید
تبلیغ در تبعید

«نامبرده بالا از وعاظ ناراحت و طرفدار روحانیون افراطی می‌باشد که برابر سوابق موجود از سال ۴۸ همواره در بالای منابر مبادرت به ایراد مطالب خلاف و تحریک‌آمیز نموده که به همین مناسبت چندین بار احضار و تذکراتی مبنی بر خودداری از ایراد این‌گونه مطالب به وی داده شده. لیکن یادشده پس از آزادی نیز کماکان به رویۀ قبلی خود در زمینۀ جانبداری از خمینی و اهانت به مقامات مملکتی ادامه داد. که به همین مناسبت در تاریخ ۲۰/۹/۲۵۳۵ (۱۳۵۵) با تشکیل کمیسیون حفظ امنیت اجتماعی، یادشده به یک سال اقامت اجباری در شهرستان بانه محکوم گردیده است.

بیشتر بخوانید

نکته ای را عرض کنم در مورد شهید عزیز و گرانقدرمان، شهید شاه‌آبادی است که امروز مصادف با چهلمین روز این شهید است. من درباره‌ی شهید شاه‌آبادی توفیق پیدا نکردم بعد از شهادت ایشان در مجمعی صحبت کنم. یعنی نماز جمعه و مجامع مناسبتی پیش نیامد و من شرکت نکردم. لذا جزو حقوق حتمی آن شهید عزیز می‌دانم که چند جمله‌ای درباره‌ی ایشان به مناسبت چهلم عرض کنم.

بیشتر بخوانید
جذبه و ایستادگی بالای پدر گرامی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در برابر طاغوت

شهید شاه‌آبادی خاطره‌ای از جذبه و قدرت روحی و معنوی پدر بزرگوارشان، آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی، تعریف می‌کنند:

یک بار، مأموری تا آخر منبر پدرم نشست تا ایشان را دستگیر کند یا حداقل متعرضش شود. اما چون جمعیت زیاد بود، جرأت نکرد کاری بکند. در ادامه همان مأمور، فکر می‌کنم آرام‌آرام تا خیابان سیروس در تعقیب ابوی آمد، اما باز هم جرأت نکرد جلو بیاید. وقتی به منزل نزدیک شدیم، تا سر کوچه ما آمد و بالاخره گفت: «آقا، بفرمایید برویم کلانتری.» و آقا باتشر گفتند «بله؟ من؟!» طوری به آن مأمور تشر زدند که او عقب‌عقب رفت و ایشان هم به منزل رفتند.

گوینده: حاج‌آقا عرفاتی

بیشتر بخوانید

پس از بازگشت از تبعیدگاه، در خط مشی و حرکت شهید شاه‌آبادی تغییر محسوسی مشهود گردید و مبارزات ایشان وارد مرحله جدیدی شد. چرا که از آن پس تصمیم گرفتند که تعمداً به طور کاملاً علنی علیه رژیم شاه فعالیت کنند و جز در موارد معدودی که مخفی‌کاری در آن زمینه‌ها ضروری بود، شدیداً از مبارزۀ مخفی پرهیز می‌کردند. به شکل فوق‌العاده عجیبی در کلیه محافل و به طور علنی علیه رژیم شاه سخن می‌گفتند، اعلامیه و نوار پخش می‌کردند، آن هم در تیراژهای بالا. به‌ویژه منابع متعدد و پرقدرت تکثیر اعلامیه و نوار را تهیه دیده بودند و با تکیه بر آن‌ها، به طور روزافزون، حجم انتشار اعلامیه‌های حضرت امام و روحانیت را افزایش می‌

بیشتر بخوانید

در مسجد به جرم راه‌اندازی تظاهرات دستگیر شدم و مرا به کلانتری بردند. زمان کوتاهی گذشت که شهید شاه‌آبادی را هم آوردند. افسر به ایشان گفت: «اسمتون؟» حاج‌آقا جواب ندادند. افسر دوباره پرسید: «اسمتون؟» باز حاج‌آقا چیزی نگفتند. رادیو روی میز بود. موزیک پخش می‌کرد. افسر با عصبانیت پرسید: «چرا اسمتون رو نمی‌گید؟» شهید شاه‌آبادی گفتند: «چون می‌خواهم تنفرم را از ساواک و رژیم اعلام کنم.» افسر وقتی دید جلوی من سرافکنده شده به من گفت: «آقا برو بیرون!»

 

گوینده:حاج‌آقاعرفاتی

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها