از نگاه چهره‌های انقلاب

خاطره آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از تشییع پیکر شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

برای تشییع جنازه شهید مهدی شاه‏‌آبادی، به سالن مجلس رفتم. جمعیت زیادی آمده بود. جنازه را دیدیم؛ ترکش کوچکی به چشم خورده و به مغز صدمه زده بود. همراهانش از جمله مهندس [مهدی] چمران و [محمدعلی] تاتاری [نماینده زاهدان] گفتند از تماشای هواپیمای ساقط شده عراق در جزیره مجنون برمی‌‏گشتیم که گلوله توپی در هشت متری ما به زمین خورد و فقط یک ترکش به ایشان اصابت کرد. قبل از تشییع پیکر شهید، من و آقای مهدوی کنی سخنرانی کردیم.

 

منبع: خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۶۳

بیشتر بخوانید
شهادت شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در کتاب خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

اول وقت، آقای [جلال] ساداتیان [رئیس دفتر]، اطلاع داد که آقای مهدی شاه‌آبادی، نماینده مجلس، در جزیره مجنون با ترکش انفجار گلوله‌‏های توپ عراقی شهید شده است. برای کیفیت اعلان خبر شهادت و تشییع جنازه، مشورت نمود. قرار شد فردا صبح تشییع و فردا عصر، جلسه فاتحه باشد. خیلی متأثر شدم. آقای مهدوی کنی هم تلفن کردند و در همین مورد مذاکره کردیم.

 

منبع: خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۶۳

بیشتر بخوانید

ایشان در سال ۱۳۵۰ یا ۱۳۵۱ به عنوان امام جماعت به مسجد رستم‌آباد تشریف آوردند. چند ماه قبل از اینکه ایشان بیایند، مرحوم آشیخ محمدتقی رستم‌آبادی نوه مرحوم حاج آخوند رستم‌آبادی، که سال­‌ها امام جماعت مسجد رستم‌‌آباد بودند، فوت کردند. بعد از فوت ایشان، با توجه به اینکه مردم در بحبوحه مبارزات اسلامی بودند و بودیم، ما یک عده از جوان­‌های آن زمان رستم‌‌آباد، به دنبال این بودیم که جانشین مرحوم رستم‌‌آبادی کسی باشد که اهل مبارزه باشد.

بیشتر بخوانید
چهره بشارت‌دهنده و قلب محزون

ایشان این حدیث را با رفتارش جلوه می‌­داد که معصوم (علیه‌‌السلام) فرموده: شیعیان ما آن‌‌طورند که «بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه.» ایشان نیز چهرۀ بشارت‌‌دهنده‌­ای داشت، اما اندوه‌‌هایش در درون وجودش بود.

 

راوی: حبیب‌الله عسکراولادی

بیشتر بخوانید
شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی برآمده از خاندانی اصیل و انقلابی

ایشان اساساً در یک خاندان اصیل در تهران متولد شد. مرحوم آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ محمدعلی شاه‌آبادی که در مسجد جامع تهران امام جماعت بودند، پدر ایشان بود؛ امام جماعتی که مقاوم در مقابل رضاخان بود. رضاخان وقتی عمامه­‌ها را برمی‌­داشت و منبرها را مانع می‌­شد، ایشان عمامۀ خود را برنداشت و منبر را برپا کرد و مردم را ارشاد و هدایت می­‌کرد. خانوادۀ محترم شاه‌آبادی خاندانی بسیار ریشه­‌دار و اصیل در زنده نگاه داشتن اسلام ناب در تهران بود. یکی از ویژگی‌­های این آیت بزرگ حق این است که حضرت امام از شاگردان مرحوم شاه‌آبادی بود.

بیشتر بخوانید
برشی از روزگار مبارزه مخفی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

فی‌الواقع آن زمان[۱] موقع رشد ایشان بود. آقای حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی، مرد بسیار فکور و توداری بود و کسی نمی‌­توانست بفهمد كه ایشان در بطن مبارزه قرار دارد، اما همان خاصیت «موتور العلما[۲]» را ایشان در مدتی به عهده داشت. شهید شاه‌آبادی جنبه­‌های فرهنگی و اجتماعی­‌اش خیلی قوی بود و با نسل جوان روابط عمومی بسیار خوبی داشت، به طوری که نسل جوان پاسخ سؤالات­‌شان را می­‌توانستند از ایشان بپرسند.

بیشتر بخوانید
نکته‌ای از اخلاص شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

صحبت‌هایم در مورد شهید به چند نکته و بخش تقسیم می‌شود. نکته اول درتعبیر حضرت امام (ره) درمورد ایشان است؛ یعنی تعبیر «استادزاده» که هم حرمت پدر را نزد امام بیان می‌کند و هم عظمت پسر را بازگو. اما نکته دوم مبحث «اخلاص» است. حضرت امام هر کدام از یاران‌شان را با لقب و تعبیری یاد می‌کردند؛ به‌خصوص در مورد شهدای جامعه روحانیت مبارز تهران، بزرگانی چون شهید مطهری، آیت‌الله حاج شیخ فضل‌الله محلاتی، همین شهید بزرگوار و...، هر یک را با نامی یاد می‌کردند و در مورد شهید می‌گویند: «مخلص». شما واژه اخلاص را در قرآن نگاه کنید.

بیشتر بخوانید
خلاصه سخنان آیت‌الله مشکینی در دیدار با خانواده شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

بسم الله الرحمن الرحیم. از شما منسوبین برادر عزیز، شهید شاه‌آبادی، که خداوند ان‌شاءالله روحش را متعالی بفرماید، تقدیر و تشکر می‌­کنم که اظهار محبت کردید و به اینجا تشریف آوردید. ایشان سابقاً در قم تشریف داشتند. خیلی نسبت به ما اظهار لطف داشتند. من نزد ایشان می‌­رفتم و ایشان هم نزد من می­‌آمدند و رفت و آمد داشتیم. در اینجا یک مسئله به طور کلی مربوط به خود اوست که از دنیا رحلت کرده و به شهادت و مقام عالی رسیده است، او کجا می‌­رود؟ چطور می‌­شود؟ زندگی‌اش چگونه است و این‌­ها، آن‌طور که آیات و روایات به ما خبر داده است، به چه صورت است؟

بیشتر بخوانید
تدین و تعبد شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

در قم که با ایشان آشنا شدم، طلبه‌ای متدین، متعبد و فعال بود. البته مسلمان طبع روحش این است که متدین باشد، ولی این نكته، به این دلیل قید می‌شود كه ایشان به تمام معنا مقید به انجام وظایف‌شان، حتی مقید به مستحبات بود. سال‌های قبل از ۱۳۴۰ در قم، مدتی با یكی از برادران ایشان در یک منزل زندگی می‌کردیم و ایشان گاهی برای ملاقات آنجا می‌آمد. گاهی هم شب می‌ماند. گاهی می‌دیدم که شب‌ها قبل از اذان صبح بیدار می‌شود، وضو می‌گیرد و مشغول تهجد و نماز شب که یکی از عبادت‌های بزرگ برای بندگان خاص خداست، می‌شد.

بیشتر بخوانید
شجاعت مثال‌زدنی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در روزگار خفقان پهلوی

خصوصیت دیگر ایشان جد و جهد ایشان در مورد انقلاب بود. جامعه روحانیت تشکیل شد و همه ما عضو جامعه روحانیت بودیم و آن فعالیتی که ایشان داشتند، ما از کمتر کسی می‌دیدیم. این‌طور افراد را وادار می‌کردند و از آن‌ها امضا می‌گرفتند. خدا رحمت‌شان کند. من هر وقت از در خانه بیرون می‌آیم، به یاد مرحوم شاه‌آبادی می‌افتم. یک فولکسی داشتیم که این ماشین خیلی قدیمی بود، یک مرتبه می‌دیدیم که زنگ می‌زنند. می‌رفتیم می‌دیدیم که مرحوم شاه‌آبادی آمده‌اند و نامه‌ای در دست دارند که علیه شاه امضا می‌گیرند.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها