از نگاه دوستان و آشنایان

روزشماری جوانان برای رسیدن روزهای دیدار شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

در سفرها، ‌اردوها، در مسجد و مراکز فرهنگی سعی می‌کردند هر چه توان دارند مخاطبشان را به قرآن نزدیک‌تر بکنند؛ یعنی این نزدیک کردن به قرآن و انس با قرآن از جهت آموزش، ‌تفسیر، ‌تفسیر مفاهیم قرآن، قرائت، ‌تمام موارد و مصادیقش را خودشان عملاً اجرا می‌کردند. همان فضای انس با قرآن باعث می‌شد علاقه نسل جوان به ایشان روزافزون بشود.

بیشتر بخوانید
آموزگاری قرآن در روزگار تبعید به بانه

وضعیت دشوار و آزارنده تبعید به بانه، برای شهید شاه‌آبادی تبدیل به فرصتی دیگر جهت انجام وظایف دینی‌اش شده بود. ایشان که نسبت به کار کردن و فعالیت با کودکان و جوانان شوق شگفتی داشت، در بانه نیز فضای تربیتی خود را ساخته بود. مسجد جامع شهر محل برگزاری کلاس‌های قرآن آقای شاه‌آبادی شد. نیروهای امنیتی از کارهای حاج‌آقا عاجز شده بودند. این شد که پای والدین بچه‌ها را وسط کشیدند و به آنان توصیه کردند فرزندان‌شان را به این کلاس‌ها نفرستند. شهید شاه‌آبادی در تبعید هم دست از مسجد برنداشت و بیشتر اوقات خود را در مسجد و در تعامل با اهل سنت آن دیار گذراند.

 

بیشتر بخوانید
مردم‌داری و ارتباط مستمر و بی‌واسطه شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی با مردم

خودشان با یک پژوی آبی رانندگی می‌کردند و ما به عنوان سرنشین کنار ایشان می‌نشستیم. بعد رفتیم مجلس و دیگر رانندگی را من به عهده گرفتم. مدت چهار سال و نیم راننده ایشان بودم. کار ما به این صورت بود که به مجلس می‌رفتیم. بعد از مجلس، مسجد اختیاریه رستم‌آباد می‌رفتیم که ایشان نماز جماعت آنجا را عهده‌دار بودند. بلافاصله بعد از مجلس، حرکت می‌کردیم، غروب می‌رفتیم مسجد. مسجد هم که برنامه نماز بود و بعد از نماز هم چند تا مسئله ایشان می‌گفت. سپس ارباب رجوع می‌آمدند دم در مسجد. وظیفه ما این بود که این آقایان را بگردیم و بفرستیم خدمت آقا.

بیشتر بخوانید
سخنان دوستانه شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی با مردم برای جلوگیری از اسراف و خشونت

زمانی كه انقلاب پیروز شد و مردم ریختند پادگان‌ها را گرفتند، خیلی از اسلحه‌ها وحتی اسباب و اثاثیه پادگان‌ها را بردند. این اسلحه‌ها كه به دست مردم افتاده بود، بعضی‌ها سوءاستفاده می‌كردند. مخصوصاً در منطقه شمیرانات یادم است كه برخی افراد منتصب به رژیم، این اسلحه‌ها را برمی‌داشتند و شب‌ها تیراندازی می‌كردند؛ با ژ۳ یا كلاشنیكف. باعث سلب آسایش مردم شده بودند. از مرحوم شهید شاه‌آبادی خواهش شده بود كه تشریف بیاورند و یك جلسه توجیهی برای تنویر افكار عمومی بگذارند.

بیشتر بخوانید
مبارزه با سنت‌ها و عادت‌های غلط اجتماعی

حاج آقا شاه‌آبادی رحمةالله‌عليه وقتی به اين مسجد آمدند، مسجد رستم‌آباد هم تکيه بود، هم مسجد توأماً و هست. شهيد شاه‌آبادی ديدند که بزرگ‌ترها و پيرمردان مسجد رسم دارند در وليمه محرم و صفر یا سحری دادن در ماه مبارک رمضان، اول آقايان بايد غذا بخورند بعد خانم‌ها. شهيد شاه‌آبادی اين رسم را و اين سُنت را در آنجا با همت و پشتکار و با جديت کامل شکست و آقایان را متقاعد کرد چون خانم‌ها باردار هستند، بچه شير می‌دهند طاقتشان از آقايان کمتر است و نوعاً خانم‌هايی که در تکيه يا مسجد می‌روند، بچه دنبالشان هست، اين‌ها طاقت‌شان کمتر از آقايان است، بايد اول به اين‌ها غذا داده بشود، بعد به آقايان.

بیشتر بخوانید
رعایت کامل شئون اخلاقی و دینی

حاج‌آقا مهدی یک سخن نگفته یا کاری نکرده بود که در جامعه نقل شود. بنده با ایشان بودم و حتی یک بار هم ندیدم، با اینکه معروف بودند و شناخته شده بودند. کسانی که قشری بودند، اول حمله کردند، ولی بعد سر تسلیم فرود آوردند. ایشان هم همان علاقه را به عرفان نشان دادند. یک کاشف عظیمی بود که حاج‌آقا یک کار خلاف نکردند، یک سخن نامربوط نزدند و در همان راهی بوده که پدر بوده. به اضافه اینکه حاج‌آقا مهدی شاگرد امام هم بوده و از روش‌ها و منش‌های حضرت امام هم استفاده کرده است. این مردم و شاگردان بودند که انقلاب را پیروز کردند، وگرنه امام حسین علیه‌السلام خیلی عالم‌تر و قوی‌تر از امام خمینی بود. این شاگردان هستند که حمایت می‌کنند تا پیشرفت حاصل شود. این پیشرفت اجتماعی که برای جامعه ما حاصل شد، نقش این‌ها کمتر از حضرت امام نبوده است. حاج‌آقا مهدی از آن دست‌پرورده‌های امام محسوب می‌شود.

بیشتر بخوانید
شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی مبارز مورد افتخار مردم بانه

آن چیزی که باعث شده ما به وجود آیت‌الله شاه‌آبادی افتخار کنیم، جدا از آن وضعیتی که در آن ایام داشتند، این است که ایشان را مبارزی علیه رژیم طاغوت می‌دانستیم و با افتخار آن زمان هم در خدمتشان بودیم و می‌آمدیم به ایشان سرکشی می‌کردیم. ما به آن شیوه برخورد ایشان با رژیم افتخار می‌کردیم و الآن هم افتخار می‌کنیم.

بیشتر بخوانید

شهید شاه‌آبادی صفایی ناب داشتند و به اصطلاح کشته‌مرده جوان‌­ها بودند و به آن‌­ها اهمیت می‌­دادند. پیوسته در جمع جوان‌ها بودند و با آن­‌ها به استخر یا دریاچه می‌­رفتند و شنا می‌­کردند. یادم است معمولاً به سد کرج و بعد به استخر ما در این شهر می‌­رفتیم و آنجا شنا کردیم. بعد می‌گفتند: «برویم دریاچه» و بعد در دریاچه می‌­رفتیم تا آنجایی که کسی نباشد. آب بسیار سرد بود و نزدیک بود که حاج‌‌آقا خفه شوند. ما خیلی ترسیدیم و البته خدا ایشان را نجات داد.

 

راوی: احمد عرفاتی

بیشتر بخوانید
آغاز فعالیت‌های گسترده شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در محله رستم‌آباد

در حدود سال‌های ۵۲، ۵۳ همزمان با فعالیت‌های حکومتی، در رابطه با دستیابی به مساجد و سازمان‌دهی کردن فعالیت‌های مذهبی، امام مسجد رستم‌آباد ،حاج شهید محمدتقی رستم‌آبادی مرحوم شد. در همین زمان، فعالیت‌های افراد وابسته به حکومت، مخصوصاً آن‌ها که در منطقه پرچم حزب رستاخیز را عَلَم کرده بودند و مردم را به این حزب دعوت می‌کردند، قرار بر این شد که برای تصدی مسئولیت امامت مسجد رستم‌آباد، هر کسی را مناسب می‌بینند انتخاب کنند که در مسجد رستم‌آباد مستقر بشود.

بیشتر بخوانید
سرفصلی از فعالیت‌های شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی پیش از انقلاب

در سال ۱۳۳۲ بعد از کودتایی که رخ داد، ایشان مدتی دستگیر شدند و البته مدتش محدود بود؛ ولی ما در این زمینه اسنادی را به دست نیاوردیم. آن چیزی که مهم است بین سال‌های ۵۰ - ۵۵ و ۵۶ به بعد است. در رابطه با اهدافی که ایشان قبل از سال ۵۵ داشتند و آن زمانی که غیر علنی بود، وظيفه اصلي‌شان شناساندن مقام والای مرجعیت و رهبری مرجعیت شیعیان که امام خمینی رحمةالله‌علیه باشد، بود.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها