از نگاه دوستان و آشنایان

آموزش احکام با رفتاری به یاد ماندنی

یادم می‌آید یک بار به خاطر آن جوانی که داشتیم، مسیری را می‌رفتیم و روزه‌ای را می‌خواستیم بگیریم. یک کیلومتری را رفته بودیم. خیال کردیم ۲۰ کیلومتر شده! متوجه نبودیم. از آنجا ۳-۴ کیلومتر هم رفتیم. از ابتدا وصف نکرده بودیم و روزه خود را به‌اصطلاح خودمان افطار کردیم. عصر آن روز آقاجون را دیدیم (ما ایشان را آقاجون صدا می‌کردیم). ایشان ما را دید و گفتیم که ما چنین کاری کردیم. اول خیلی برآشفت. بعد پرسید: «چرا؟ چه کار کردید؟ چرا این‌طوری کردید؟»

بیشتر بخوانید
اشتباه گرفتن حجت الاسلام سرافراز به جای شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

فکر بلند ایشان همیشه در تحقق حاکمیت قرآن و اسلام بود. چون حقیر از خیلی سال‌ها پیش با ایشان حشر و رفاقت داشتم، ایشان را می‌شناختم که با روح بلند و از خود گذشتگی، در فکر اسلام است. در اکثر شهرها و کشورها، اعم از ایران و خارج از ایران، بستگان و دوستان ایشان، بنده را به جای آقای مهدی شاه‌آبادی اشتباه می‌گرفتند. وقتي به بنده می‌رسیدند می‌گفتند: «سلام آقای شاه‌آبادی! حال شما چطوراست؟ حال خانواده خوب است؟» من در مقابل آن‌ها اظهار می‌کردم که همه خوب هستند، اما من شاه‌آبادی نیستم!

بیشتر بخوانید
شخصیت الهی تربیت‌یافته در مکتب قرآن و عترت، عامل الگو شدن شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

آنچه امروز موجب شده است آیت‌الله شاه‌آبادی، این شهید فرزانه، چون مشعلی پرفروغ بدرخشد و فراروی جامعه ما قرار گیرد، شخصیت انسانی اوست؛ ‌آن شخصیت الهی تربیت‌یافته در مکتب قرآن و عترت اوست. از آن درک صحیح او از معارف دینی که او را از حوزه علمیه قم به عنوان یک عضو فعال و مؤثرِ جامعه مدرسین، در سال ۱۳۵۰ به تهران می‌آورد و در عرصه مسائل سیاسی و نیازهای ضروری آن روز جامعه به یک عنصر خستگی‌ناپذیر تبدیل می‌کند که باید او را در زندان‌های سیاه و سخت رژیم شاهنشاهی یا در تبعیدگاه بانه ملاقات و دیدار کرد، سرچشمه می‌گیرد.

بیشتر بخوانید
مختصری از سابقه علمی و مبارزاتی خانواده پدری شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی از زبان حجت الاسلام علی دوانی

شهید بزرگوار حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی که با این مطلب در صدد بیان دورنمایی از شرح زندگانی آن شهید عالی‌قدر هستیم، فرزند مرحوم آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی است. جدّ این شهید بزرگوار، مرحوم میرزا محمدجواد بیدآبادی اصفهانی، از علمای اعلام اصفهان و شاگرد فقیه اعظم صاحب جواهر بوده است. آن مرحوم، نظر به اینکه در امر به معروف و نهی از منکر، متسلم بود و در اصفهان حدود جاری می‌کرد، از جانب ناصرالدین شاه قاجار به تهران احضار شد. بعد از شش سال به اصفهان بازگشت و در سال ۱۳۱۲ق در همان اصفهان بدرود حیات گفت.

بیشتر بخوانید
روزشماری جوانان برای رسیدن روزهای دیدار شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

در سفرها، ‌اردوها، در مسجد و مراکز فرهنگی سعی می‌کردند هر چه توان دارند مخاطبشان را به قرآن نزدیک‌تر بکنند؛ یعنی این نزدیک کردن به قرآن و انس با قرآن از جهت آموزش، ‌تفسیر، ‌تفسیر مفاهیم قرآن، قرائت، ‌تمام موارد و مصادیقش را خودشان عملاً اجرا می‌کردند. همان فضای انس با قرآن باعث می‌شد علاقه نسل جوان به ایشان روزافزون بشود.

بیشتر بخوانید
آموزگاری قرآن در روزگار تبعید به بانه

وضعیت دشوار و آزارنده تبعید به بانه، برای شهید شاه‌آبادی تبدیل به فرصتی دیگر جهت انجام وظایف دینی‌اش شده بود. ایشان که نسبت به کار کردن و فعالیت با کودکان و جوانان شوق شگفتی داشت، در بانه نیز فضای تربیتی خود را ساخته بود. مسجد جامع شهر محل برگزاری کلاس‌های قرآن آقای شاه‌آبادی شد. نیروهای امنیتی از کارهای حاج‌آقا عاجز شده بودند. این شد که پای والدین بچه‌ها را وسط کشیدند و به آنان توصیه کردند فرزندان‌شان را به این کلاس‌ها نفرستند. شهید شاه‌آبادی در تبعید هم دست از مسجد برنداشت و بیشتر اوقات خود را در مسجد و در تعامل با اهل سنت آن دیار گذراند.

 

بیشتر بخوانید
مردم‌داری و ارتباط مستمر و بی‌واسطه شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی با مردم

خودشان با یک پژوی آبی رانندگی می‌کردند و ما به عنوان سرنشین کنار ایشان می‌نشستیم. بعد رفتیم مجلس و دیگر رانندگی را من به عهده گرفتم. مدت چهار سال و نیم راننده ایشان بودم. کار ما به این صورت بود که به مجلس می‌رفتیم. بعد از مجلس، مسجد اختیاریه رستم‌آباد می‌رفتیم که ایشان نماز جماعت آنجا را عهده‌دار بودند. بلافاصله بعد از مجلس، حرکت می‌کردیم، غروب می‌رفتیم مسجد. مسجد هم که برنامه نماز بود و بعد از نماز هم چند تا مسئله ایشان می‌گفت. سپس ارباب رجوع می‌آمدند دم در مسجد. وظیفه ما این بود که این آقایان را بگردیم و بفرستیم خدمت آقا.

بیشتر بخوانید
سخنان دوستانه شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی با مردم برای جلوگیری از اسراف و خشونت

زمانی كه انقلاب پیروز شد و مردم ریختند پادگان‌ها را گرفتند، خیلی از اسلحه‌ها وحتی اسباب و اثاثیه پادگان‌ها را بردند. این اسلحه‌ها كه به دست مردم افتاده بود، بعضی‌ها سوءاستفاده می‌كردند. مخصوصاً در منطقه شمیرانات یادم است كه برخی افراد منتصب به رژیم، این اسلحه‌ها را برمی‌داشتند و شب‌ها تیراندازی می‌كردند؛ با ژ۳ یا كلاشنیكف. باعث سلب آسایش مردم شده بودند. از مرحوم شهید شاه‌آبادی خواهش شده بود كه تشریف بیاورند و یك جلسه توجیهی برای تنویر افكار عمومی بگذارند.

بیشتر بخوانید
مبارزه با سنت‌ها و عادت‌های غلط اجتماعی

حاج آقا شاه‌آبادی رحمةالله‌عليه وقتی به اين مسجد آمدند، مسجد رستم‌آباد هم تکيه بود، هم مسجد توأماً و هست. شهيد شاه‌آبادی ديدند که بزرگ‌ترها و پيرمردان مسجد رسم دارند در وليمه محرم و صفر یا سحری دادن در ماه مبارک رمضان، اول آقايان بايد غذا بخورند بعد خانم‌ها. شهيد شاه‌آبادی اين رسم را و اين سُنت را در آنجا با همت و پشتکار و با جديت کامل شکست و آقایان را متقاعد کرد چون خانم‌ها باردار هستند، بچه شير می‌دهند طاقتشان از آقايان کمتر است و نوعاً خانم‌هايی که در تکيه يا مسجد می‌روند، بچه دنبالشان هست، اين‌ها طاقت‌شان کمتر از آقايان است، بايد اول به اين‌ها غذا داده بشود، بعد به آقايان.

بیشتر بخوانید
رعایت کامل شئون اخلاقی و دینی

حاج‌آقا مهدی یک سخن نگفته یا کاری نکرده بود که در جامعه نقل شود. بنده با ایشان بودم و حتی یک بار هم ندیدم، با اینکه معروف بودند و شناخته شده بودند. کسانی که قشری بودند، اول حمله کردند، ولی بعد سر تسلیم فرود آوردند. ایشان هم همان علاقه را به عرفان نشان دادند. یک کاشف عظیمی بود که حاج‌آقا یک کار خلاف نکردند، یک سخن نامربوط نزدند و در همان راهی بوده که پدر بوده. به اضافه اینکه حاج‌آقا مهدی شاگرد امام هم بوده و از روش‌ها و منش‌های حضرت امام هم استفاده کرده است. این مردم و شاگردان بودند که انقلاب را پیروز کردند، وگرنه امام حسین علیه‌السلام خیلی عالم‌تر و قوی‌تر از امام خمینی بود. این شاگردان هستند که حمایت می‌کنند تا پیشرفت حاصل شود. این پیشرفت اجتماعی که برای جامعه ما حاصل شد، نقش این‌ها کمتر از حضرت امام نبوده است. حاج‌آقا مهدی از آن دست‌پرورده‌های امام محسوب می‌شود.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها

مطالب مرتبط