از نگاه دوستان و آشنایان

ترس از خدا و آمادگی برای شهادت

يك شب حکومت نظامی بود، وثوق آمد گفت: «نمی‌گذارم نماز بخوانید.» شهيد شاه‌آبادي گفت: «آنکه اربابت است نمی‌تواند این کار را بکند، تو که یک نوکر پیش پا افتاده هستی چه مي‌گويي؟» یعنی کسی که برای شهادت آماده شد، از کسی جز خدا نمی‌ترسد. ایشان فقط در مقابل ضعفا و فقرا تنش می‌لرزید و فقط از خدا می‌ترسید؛ چون برای شهادت آماده بود. گفت: «باید نمازمان را بخوانیم، سخنران‌مان هم سخنرانی‌اش را بکند. بعد هر کاری می‌خواهید بکنید، بکنید.» آقای فومنی رفت منبر، پلیس آمد گفت: «بیا پایین.» گفت: «نمی‌آيم. اگر می‌خواهید، من را بزنید تا صحبتم تمام بشود.»

بیشتر بخوانید
روایتی از آدم‌شناسی و شخصیت‌شناسی شهید شاه‌آبادی

شهيد بزرگوار حاج آقا مهدی که نقش عمده‌ای در پيروزی انقلاب داشتند. سهمش از برادران ديگر جدا بود و جامعه هم اين را تطبيق کرد. تا وقتی شهيد شد و به لقاءالله پيوست، شاگردان امام و همکاران امام می‌دانستند که ايشان با چه خلوص نيتی مشغول به کار است. از بچگی با هم دوست بوديم و با هم رفت‌وآمد داشتيم. بعد از انقلاب هم يک بار رفتم خدمتشان، تقاضا کردم که من را به وزارت خارجه معرفی کنند. ايشان گفتند: «نه، تو سياسی نيستی.» همان لحظه خوشم نيامد، ولی بعد ديدم که راست می‌گويند؛ يعنی بهتر از خودم من را شناخت «من عرفه نفسه فقد عرف ربه.» خودش را که می‌شناسد هيچ، من را هم بهتر از خودم می‌شناسد.

بیشتر بخوانید
توجه هموارگی شهید شاه‌آبادی به نسل جوان

 مرحوم شهید شاه‌آبادی در دوران انقلاب و مبارزه بسیار حساس بود و تمام جهات را در نظر داشت. حتی شبی آمدند در مدرسه عالی شهید مطهری، در جامعه وعاظ شركت كردند و پیشنهاد دادند كه اگر این جامعه مجالسش را، كه شب‌های سه‌شنبه در همان مكان ولی‌آباد بود، تشكیل بدهد، یک مقدار به یکدیگر نزدیك می‌شوند و می‌توانند از بركات جامعه روحانی مبارز هم بهره‌مند بشوند. بعد از این، برای آگاهی و بینش بیشتر جامعه وعاظ، گاه‌گاهی كه حضرت آقای ناطق نوری، كه مسئولیت جامعه وعاظ را بر عهده داشتند، از بزرگان جامعه مبارز هم دعوت می‌كردند.

بیشتر بخوانید
شهید شاه‌آبادی پیونددهنده حوزه و دانشگاه

شهید شاه‌آبادی کانون اتصال و پیوند بین حوزه و دانشگاه و جوانان انقلابی و مراجع و علمای حوزه بودند؛ یعنی یک حلقه واسطی بودند بین بچه‌های پرشور و انقلابی و مسلمان که می‌خواستند مبارزه کنند و در عین حال مبارزه‌ای اسلامی داشته باشند و مبارزه آن‌ها بر اساس موازین الهی باشد. و از طرفی نهضت نیاز به پشتوانه داشت و همکاری و همراهی علما.

بیشتر بخوانید
ارتباط شهید با همه اقشار جامعه

مرحوم شهید شاه‌آبادی عجیب بود در زندگی‌اش. یكی از امتیازات برجسته ایشان این بود كه با تمام اقشار ارتباط برقرار می‌كرد. برایش فرق نمی‌كرد اهل علم باشد، تاجر باشد، كاسب باشد، كارگر باشد، ‌زحمت‌كش باشد. با همه می‌جوشید و عجیب به همه احترام می‌گذاشت. ولذا در قلب مردمی كه ایشان را می‌شناختند جا داشت. زندگی خودش هم واقعاً یک زندگی طلبگی بود؛ یعنی از ابتدای زندگی تا پایان شهادت، یك‌ریزه تغییری در زندگی ایشان ندیدم؛ چه آن موقع كه طلبه بود، چه آن موقع كه نماینده مجلس بود. ماشینش تا آخر كه من یادم است، همون فولكس واگن بود كه شیشه عقب این ماشین كوچك بود و من از خاطرم نمی‌رود.

بیشتر بخوانید
حلقه اتصال تمام انقلابی‌ها و مخالفان حکومت پهلوی

شهید شاه‌آبادی کانون اتصال و پیوند بین حوزه و دانشگاه و جوانان انقلابی و مراجع و علمای حوزه بودند؛ یعنی یک حلقه واسطی بودند بین بچه‌های پرشور و انقلابی و مسلمان که می‌خواستند مبارزه کنند و در عین حال مبارزه‌ای اسلامی داشته باشند و مبارزه آن‌ها بر اساس موازین الهی باشد. و از طرفی نهضت نیاز به پشتوانه داشت و همکاری و همراهی علما.

بیشتر بخوانید
شجاعت عاقلانه و مثال‌زدنی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

ایشان خصوصیات زیادی داشتند و هر کدام از آن‌ها نمونه است، مثلاً برخورد خوب ایشان. لذا با یک چهره بازی با انسان برخورد می‌کردند. خیلی متواضع و خاکی بودند. خوش‌اخلاق بودند. همه این‌ها درست بود، اما شجاعت ایشان زبانزد بود و واقعاً در بین صفات ایشان یک تبلوری داشت در تمام جهات. حتی در هنگام رانندگی هم ایشان عجیب بودند و کاری که می‌خواستند باعجله بروند، در همین امر هم در عین حال احتیاط می‌کردند. پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله وقتی راه می‌رفتند تندتند راه می‌رفتند، در عین حالی که باوقار راه می‌رفتند؛ چون وقت‌شان در مسیر گرفته نشود. شهید شاه‌آبادی هم این خصوصیات را داشتند.

بیشتر بخوانید
ارتباط صمیمانه و فراوان با امام خمینی

یكی از امتیازات دیگر شهید شاه‌آبادی این بود كه با امام رحمت‌الله‌علیه خیلی نزدیك بودند؛ یعنی هر موقع اراده می‌كردند، امام را زیارت می‌كردند و گزارش‌های لازم را از وضعیت مردم، انقلابیان و خبرهای جالب را به عرض امام می‌رساندند. امام راحل هم شناخت ریشه‌ای به این خانواده بزرگ داشتند. لطف و محبت فراوانی نسبت به شهید شاه‌آبادی داشتند و خیلی ایشون را تجلیل و تشویق می‌كردند. شهید شاه‌آبادی یک شخصیت خاصی بود. یعنی من هر چه می‌گردم، نظیرش را كم می‌توانم پیدا كنم.

بیشتر بخوانید

مرحوم شهید شاه‌آبادی یكی از امتیازاتش این بود كه لبخند از چهره‌اش ساقط نمی‌شد. همیشه بالبخند بود، بامحبت بود. در زهد و تقوی می‌توانم بگویم اهل تحجد بود، می‌توانم بگویم نماز شبش ترك نمی‌شد. به دوستانش خیلی عشق می‌ورزید. عاشق و شیفته امام راحل بود. عاشق انقلاب بود. فدایی انقلاب بود. در جلسات جامعه روحانیت مبارز، كه منشأ پیروی از دستورات حضرت امام عمدتاً جامعه روحانیت مبارز بود، ایشان از اركان آن جامعه مبارز بود. تلاش‌گر و خستگی‌ناپذیر بود و عشق وافری به انقلاب داشت. از لحاظ زندگی هم بسیار ساده.

بیشتر بخوانید
آموزش مناسک حج توسط حجت‌الاسلام قریشی و تعجب شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

آخرین خاطره‌ای که از ایشان به ذهنم می‌آید، مرحوم شهید شاه‌آبادی با هلال احمر مشرف شده بود به حج. می‌دانست که سوابقم در عمره و حج زیاد است؛ چون من به لطف خدا ۳۶ حج انجام دادم. عمره هم از ۱۰۰، ۱۵۰، ۲۰۰ مرتبه متجاوز است. ایشان فرمودند که یک شبی را بگذارید برای این هلال احمری‌ها مناسک حج را اجرا کنید. آن شب، شبی تاریخی بود. گفتم: «جناب شاه‌آبادی، من یک روش خاصی دارم. ابتدا هم عذرخواهی می‌کنم از پزشکان و بزرگان، ولی هر شخصیتی هستند، در این کلاس شاگرد من هستند، باید به حرف من گوش کنند.» گفت: «تو هر کاری دلت می‌خواهد بکن.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها