نماهنگ آسمان جای تو شد

نماهنگ آسمان جای تو شد

چه کسی حال پریشان مرا می‌­داند / خواب دیدم که کسی نام مرا می­‌خواند

بر لبش ذکر دعا بود و به دستش تسبیح / شاید او حال من غم­زده را می‌­داند

 

صورتش چهرۀ نورانی مردان بهشت / مرد اخلاص و عمل، شیردل و پاک‌سرشت

آیه­‌ها را به رگ خشک تنم جاری کرد / دل تاریک مرا عرصۀ بیداری کرد

با وجود تو به قرآن خدا نزدیکم / بی حضور تو شبی منقلب و تاریکم

جبهه‌­ها با تو مزین به حقیقت شده بود / سنگر از نور تو لبریز نصیحت شده بود

بعد تو خشکی مجنون شده مجنون­‌تر شد / دل آلاله به جوش آمد و دل‌خون‌تر شد

 

بعد تو مرثیۀ عشق تماشایی شد / اشک از دیده فروریخت و دریایی شد

این غلط بود که تو روی زمین افتادی / آسمان جای تو شد مهدی شاه‌آبادی

خواب دیدم که تو از دور مرا می‌خوانی / مثل خورشید در اندیشۀ من می‌­مانی

خواب دیدم که به لبخند تو من مهمانم / معنی بی تو شدن را به خدا می‌­دانم

کاش مجنون به نفس‌های تو عادت نکند / یا به دریای وجود تو حسادت نکند

کاش برگردی و احساس مرا زنده کنی / جبهه را از هیجان و طرب آکنده کنی

کاش می‌شد که زمان را به عقب برگرداند / کاش می‌شد که دل آینه­‌ها را لرزاند

کاش می‌شد که تو را خوب تماشا بکنم  / پشت بر لذت بیهودۀ دنیا بکنم

لب تو شربت شیرین شهادت نوشید / خونمان از غم فقدان و فراقت جوشید

مهر تو در قفس سینۀ­مان جاری شد / گفته­‌هایت همه مصداق وفاداری شد

 

مظهر شیردلانی و به حق استادی / عشق دلسوختگان مهدی شاه­‌آبادی

پر پرواز تو تا اوج مرا خواهد برد / مرکبت گرچه تهی شد و به خاک افتادی

جنگ را با تو و یاران تو می­شد فهمید / ای بهاری که به هر شاخه ثمر می­‌دادی

پدرت نور فضیلت شد و روشنگر راه   / تو شدی مرد عمل بارقدی آزادی

نفس حق تو را با عملت سنجیدم / شعله‌­ور بود دلت از غم هر بیدادی

دیشب از داغ فراغ تو به خود پیچیدم / دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادی

نظر خودتان را ارسال کنید