مسجد رستم آباد

شروع مبارزات سیاسی-مذهبی شیخ مهدی به سال ۱۳۳۲ش، پس از کودتای ۲۸ مرداد بازمی‌گردد، که برای نخستین‌بار دستگیر و زندانی شد، اما پس از  مدتی آزاد گشت.[۱] وی به مبارزه علیه رژیم سفاک پهلوی، از طرق گوناگون هم‌چنان ادامه داد. یکی از برنامه‌های او در جهت آگاهی و تنویر افکار مردم مناطق محروم و دورافتاده کشور، سفرهای تبلیغی به این مناطق بود. شیخ مهدی در ایام محرم، رمضان و تعطیلات حوزه، به شهرها و روستاهای دوردست با هدف معرفی اسلام واقعی، مبارزه با خرافات، مبارزه با رژیم پهلوی، معرفی مرجعیت حضرت امام و... می‌رفت.

بیشتر بخوانید
شهید شاه‌آبادی و مسجد

مسجد به عنوان اصلی‌ترین سنگر مبارزاتی و عبادتگاه مسلمانان، از نقشی اساسی در زندگی برخوردار است. توجه ویژه و وابستگی خاص شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی به مسجد، در تار و پود حیات ایشان نمایان است. در این مقاله، بیست روایت از ارتباط ایشان با مسجد و فعالیت درونی و ضمنی مسجدی آمده است تا گویای بخش کوچکی از اهتمام آن شهید بزرگوار به خانۀ خداوند و سنگر مسلمانان باشد.

بیشتر بخوانید
خاطره آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی از خستگی‌ناپذیری شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

یک روزی که در قضیۀ بنیاد مستضعفان امام ناراحتی پیدا کردند، به نٌه نفر برای رسیدگی به آنجا مأموریت دادند که از جملۀ آن‌‌ها اخوی ما بود. دورۀ اول نمایندگی مجلس‌‌شان بود و این مأموریت را هم پیدا کرد. وقتی به منزل ما آمد، به داداش گفتم که چرا این کار را قبول کردی؟ گفت: «چرا قبول نکنم‌؟» گفتم که نمی‌­رسی، با یک دست که نمی‌­توانی شش هندوانه برداری! گفت: «چرا، می‌­رسم.»

بیشتر بخوانید
اقدام آیت‌الله نورالله شاه‌آبادی برای آزادی برادر از زندان

اولین بار که ایشان را گرفتند و زندانی کردند، از من خواستند که به وسیله‌ای بتوانم ایشان را از این موقعیت نجات بدهم. دوستی داشتم که در فرهنگ همکار من بودند. آن روز، آن آقا معاون اول مجلس شورای زمان بودند. از آن دکتر خواستم که شما کاری انجام دهید. گفت من فردا می‌روم امریکا، تو را به فردی معرفی می‌کنم که او نمایندۀ اول تهران است. خیلی عذر می‌خواهم، گفتم: «این چه جانوری است که من تهرانی نمی‌شناسمش و این نمایندۀ اول است؟!» گفت: «تو به این کارها کار نداشته باش.»

بیشتر بخوانید
واکنش شهید شاه‌آبادی برابر حزب رستاخیز

یکی از رفتارهای جالب و به‌يادماندنی شهيد شاه‌آبادی، واكنش او در برابر حزب رستاخيز بود. درست همان زمان كه شاه‌آبادی، مسجد رستم‌آباد را به كانون مهمی برای فعاليت‌های خود تبديل كرده بود، كانون حزب رستاخيز نيز در منطقۀ رستم‌آباد شروع به فعاليت كرد. در اين كانون برخی از اهالی ريش‌سفيد و موجه منطقه نيز گاهی رفت‌وآمد داشتند و در جلسات شركت می‌كردند.

بیشتر بخوانید
سالگرد شهید شاه‌آبادی

ششم اردیبهشت ماه سالروز شهادت شهید بزرگوار آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی است. امسال نیز مراسم بزرگداشت یاد و مقام ارجمند شهید شاه‌آبادی با حضور بیت معظم آن شهید، دوستان، همرزمان، مردم قدرشناس محلۀ رستم‌آباد تهران و دیگر اقشار دوستدار اسلام و انقلاب در مسجد اعظم شهید شاه‌آبادی برگزار شد. گزارش تصویری از این مراسم به نظر شما می‌رسد.

بیشتر بخوانید

شبکۀ خبر صدا و سیما یکی از قسمت‌های مستند حماسه‌سازان را به بررسی زندگی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی گذرانده است. در این برنامه علاوه بر مصاحبه با خانواده و دوستان ایشان، قسمت‌هایی از بیان رهبری، وصیت‌نامه و اسنادی از ساواک دربارۀ آن روحانی شهید به نمایش درمی‌آید. مستند حماسه‌سازان، علی‌رغم ساخت نه‌چندان قوی‌اش، حاوی نکات آموزنده و جالبی از زندگی شهید شاه‌آبادی است. این مستند بیست دقیقه‌ای در ذیل قابل مشاهده است.

بیشتر بخوانید

ششم اردیبهشت ماه مصادف است با شهادت آیت‌الله شاه‌آبادی. شبکۀ یک صدا و سیما در برنامۀ صبح به خیر ایران به همین مناسبت مبادرت به تهیۀ گزارشی کرده است. این گزارش در مسجد رستم‌آباد، همان مسجدی که شهید شاه‌آبادی امامت جماعت آن را به عهده داشت، انجام شده و تعدادی از دوستان و آشنایان ایشان به بیان خصائل و خاطرات آن شهید مکرم پرداخته‌اند. آنچه که آشنایان مصاحبه‌شونده بر آن صحه می‌گذارند شوق خدمت، اخلاص و خستگی‌ناپذیری آن روحانی مخلص است. این گزارش هفت دقیقه‌ای در ذیل قابل مشاهده است.

بیشتر بخوانید

در مرداد ۱۳۵۵ با طرّاحی و مدیریت ایشان و در نهایت بی‌پروایی، نمایش عروسکی در مسجد اجرا شده که در آن به زیبایی هرچه تمام‌تر و با طنزی هنرمندانه، هیئت حاکمه به باد انتقاد گرفته شده است. به گزارش ساواک در این زمینه توجّه فرمایید:

بیشتر بخوانید

در مسجد به جرم راه‌اندازی تظاهرات دستگیر شدم و مرا به کلانتری بردند. زمان کوتاهی گذشت که شهید شاه‌آبادی را هم آوردند. افسر به ایشان گفت: «اسمتون؟» حاج‌آقا جواب ندادند. افسر دوباره پرسید: «اسمتون؟» باز حاج‌آقا چیزی نگفتند. رادیو روی میز بود. موزیک پخش می‌کرد. افسر با عصبانیت پرسید: «چرا اسمتون رو نمی‌گید؟» شهید شاه‌آبادی گفتند: «چون می‌خواهم تنفرم را از ساواک و رژیم اعلام کنم.» افسر وقتی دید جلوی من سرافکنده شده به من گفت: «آقا برو بیرون!»

 

گوینده:حاج‌آقاعرفاتی

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها

مطالب مرتبط

سالگرد شهید شاه‌آبادی
سه شنبه, ۲۷ تير ۱۳۹۶