مردم‌داری

سبک زندگی شهید شاه‌آبادی

زمان انقلاب حاج‌آقا خیلی تلاش می‌كردند و نسبت به رزمنده‌ها حساس بودند و برابرشان احساس شرم و مسئوليت می‌كردند، جوری كه آدم متحير می‌شد. ايشان در شبانه‌روز يكی دو ساعت می‌خوابيدند و در خانه تلفنی هميشه در دسترس بقيه بودند. مثلاً می‌خواستيم با هم غذا بخوريم اما تلفن اجازه نمی‌داد، يک‌بند زنگ می‌زد.

بیشتر بخوانید

مقاله‌ای در سایت شهید آوینی با عنوان «ده خاطره از شهید شاه‌آبادی» برای این شهید بزرگوار کار شده است. ارتباط مستقیم، دائمی و خستگی‌ناپذیر آیت‌الله شاه‌آبادی با مردم و رسیدگی به مشکلات و گرفتاری‌های آن‌ها، نیز دشواری‌های خانوادۀ ایشان در زمان زتدان و آخرین سخنرانی ایشان پیش از شهادت، موضوع خاطرات همسر شهید است. شمه‌ای از فعالیت ورزشی و آمادگی بدنی شهید، موضوع خاطرۀ منقول از فرزندشان، حجت‌الاسلام سعید شاه‌آبادی است.

بیشتر بخوانید
سفر آخر

ویژه‌نامۀ بزرگداشت شهادت شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی، سفر آخر، به ذکر گوشه‌ای از فعالیت‌ها و زندگی ایشان پرداخته است. این مجموعه شامل زندگی‌نامه، خاطرات خانواده، دوستان و نظرات چهره‌های انقلاب دربارۀ حیات سراسر عبادت و خدمت و فعالیت این شهید بزرگوار است. این ویژه‌نامه به همت روزنامۀ همشهری و با قلمی جذاب و دلنشین در ۱۶ صفحۀ رنگی به همراه تصاویری از شهید شاه‌آبادی فرهم آمده است. برای مشاهدۀ این ویژه‌نامه می‌توانید از لینک زیر استاده کنید.

بیشتر بخوانید

بعد از سفر اول که با هم رفتیم، سفرهای بعدی مکه را با ارگان‌هایی مثل هلال احمر رفتند. آنجا همه به فکر سوغاتی و این حرف‌ها بودند. اما حاج‌آقا چند تا چاقو خریده بودند و قربانی‌های حاجی‌ها را انجام می‌دادند. همه نوع کاری انجام می‌دادند؛ از کارهای داخل کاروان گرفته تا بیرون کاروان. مثلاً آن زمان همه لباس‌هایشان را درمی‌آوردند و مردم تشخیص نمی‌دادند که کدام شخص روحانی است و کدام نیست؛ این برای شهید شاه‌آبادی مسئله بود. برای همین عبا و عمامه‌شان را می‌گذاشتند که اگر مسئله‌ای برای مردم پیش آمد یا سؤالی داشتند، بتوانند از ایشان بپرسند.

بیشتر بخوانید

مراسم رونمایی از تندیس شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی، روز پنج‌شنبه اول مهر ماه ۱۳۹۵ در موزۀ عبرت ایران برگزار شد. در این مراسم بیت معظم شهید، جمعی ازخانواده‌های شهدا و زندانیان سیاسی قبل از انقلاب حضور داشتند. دکتر تبریزی، محقق و پژوهشگر، سخنران نخست مراسم بود و دربارۀ سوابق مبارزاتی شهید شاه‌آبادی در اسناد ساواک سخنانی بیان کرد. حجت‌الاسلام سعید شاه‌آبادی، فرزند شهید، سخنران دیگر این مراسم بود و خاطراتی از مبارزات و خستگی‌ناپذیری شهید شاه‌آبادی، پیش و پس از انقلاب اسلامی بیان فرمود.

بیشتر بخوانید

مراسم رونمایی از تندیس شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی، روز پنج‌شنبه اول مهر ماه ۱۳۹۵ در موزۀ عبرت ایران برگزار شد. در این مراسم بیت معظم شهید، جمعی ازخانواده‌های شهدا و زندانیان سیاسی قبل از انقلاب حضور داشتند. در قسمتی از این مراسم، پس از سخنان آقای حسن‌پور، مدیر موزه عبرت ایران، و اجرای آقای صنعتگر، دکتر بشارتی، وزیر اسبق کشور و از مبارزان سیاسی قبل از انقلاب، به بیان خاطرات و خصائلی از آن شهید بزرگوار پرداخت.

بیشتر بخوانید
مراسم رونمایی از تندیس شهید شاه‌آبادی

مراسم رونمایی از تندیس شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی، روز پنج‌شنبه اول مهر ماه ۱۳۹۵ در موزۀ عبرت ایران برگزار شد. در این مراسم بیت معظم شهید، جمعی ازخانواده‌های شهدا و زندانیان سیاسی قبل از انقلاب حضور داشتند. حجت‌الاسلام سعید شاه‌آبادی، فرزند شهید، سخنران دیگر این مراسم بود و خاطراتی از مبارزات و خستگی‌ناپذیری شهید شاه‌آبادی، پیش و پس از انقلاب اسلامی بیان فرمود.

بیشتر بخوانید

شهید شاه‌آبادی به اسراف نكردن مقيد بودند و مي‌گفتند بايد از تشريفات گريزان باشيم. البته اين‌ها را تحميل نمي‌كردند که پذيرشش برايمان سخت باشد، بلكه طوري آن را براي ما حلّاجي مي‌كردند كه وظيفۀ ما است و بايد در مقابل نعمت‌هاي خداوند اين‌گونه باشيم؛ يعني براي ما حقيقت را مي‌شكافتند كه خودمان مايل مي‌شديم اين كار را انجام دهيم؛ مثلاً ايشان نمي‌گفتند من پول ندارم كه زيادي خرج كنم يا نمي‌گفتند كه نمي‌توانم اسراف كنم و.... بلكه مي‌گفتند: «پول دارم و مي‌توانم انجام بدهم، ولي وظيفۀ ما اين است كه با كم‌ترين امكانات در مقابل ملتي كه اين‌طور زجر مي‌كشند زندگي كنيم.

بیشتر بخوانید

زمان انقلاب حاج‌آقا خیلی تلاش می‌کردند و نسبت به رزمنده‌ها حسّاس بودند و برابرشان احساس شرم و مسئولیت می‌کردند، جوری که آدم متحیّر می‌شد. ایشان در شبانه‌روز یکی‌دو ساعت می‌خوابیدند و در خانه تلفنی همیشه در دسترس بقیه بودند. مثلاً می‌خواستیم با هم غذا بخوریم اما تلفن اجازه نمی‌داد، یک‌بند زنگ می‌زد. ‌یک بار گفتم پشتی را جلوی پریز بگذارند که دیده نشود و به بچه‌ها گفتم: «شما بروید کنار آقاجان بنشینید و سیم تلفن را خیلی آرام بکشید تا آقاجان دو تا لقمه غذا بخورند.» اما تا بچه‌ها این کار را کردند و به محض این‌که قطع شد، بلافاصله ایشان متوجه شدند چرا تلفن دیگر زنگ نزد و خودشان رفتند سروقتش.

بیشتر بخوانید

با وجود مشغلۀ فراوان، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، هیچ‌گاه مسجد را رها نکردند. معتقد بودند ارتباط مستقیم و چهره‎به‌چهره با مردم را تحت هر شرایطی باید حفظ کرد. در مسجد، پای صحبت و درد دل مردم می‌نشستند و اگر احساس می‌کردند می‌توانند از مشکلی گره‌گشایی کنند، از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کردند. حتی اگر صحبت طولانی می‌شد و وقت‌شان اقتضا نمی‌کرد، نشانی منزل را به افراد می‌دادند و می‌گفتند برای ادامۀ صحبت و طرح مسایل و مشکلات به منزل بیایند. نهایت اهمیت را برای رفع مشکلات و دغدغه‌های مردم قائل بودند.

بیشتر بخوانید