سخنرانی به مناسبت میلاد پیامبر اکرم (صلوات‌الله‌علیه‌وآله) قسمت چهارم و پایانی

سخنرانی به مناسبت میلاد پیامبر اکرم (صلوات‌الله‌علیه‌وآله) قسمت چهارم و پایانی

·        لبيک ندای حق:

ما ملت ایران، برترين و شايسته‌ترين ملتی هستیم كه ندای حق را لبیک گفتیم. و امروز، واقعاً از همان روزهايی است كه ترک اولی برای انسان‌ها جایز و توجیه‌پذیر نیست. چرا وقتی انسان می‌تواند كار زيبايی بكند، تعلل می‌­ورزد؟ همۀ ما نيازمند زيبايی­‌های معنوی هستیم. مردم همۀ جهان، حتی مستضعفينی که حداقل معلومات علمی و دینی را دارند و از نظر استعداد فکری آن­قدر درک ندارند كه درد فقر معنویت را حس كنند، به این قداست‌­ها وزیبایی‌­های معنوی رفتاری نیازمندند.

هنوز هم با وجود همۀ پیشرفت­‌های مادی و معنوی، زمان آن نرسیده است که ما باید در ارزشیابی یک حركت زیبای معنوی، بهتر عمل كردن را مد نظر قرار دهیم؟ بهتر عمل كردن درواقع استفادۀ بهینه از وقت و درک لحظات زندۀ وجود خودمان بوده که بسیار لذت­‌بخش است.

باید عرض کنم ما در جمهوری اسلامی توانستیم امور را بسیار صادقانه و صميمانه مدیریت کنیم. واقعاً چه زمانی انسان‌­ها می‌­توانستند تا اين حد صميمانه با یکدیگر صحبت كنند كه ما اکنون به‌­سادگی و بدون هيچ­گونه مانع و تفكر باطلی، صحبت می‌­کنیم؟ این فرصت ابراز نظر برای اين است كه این اندیشه‌­ها و افکار نهايت آرزوی جامعۀ پیروزی است كه در انتظار روزی است که زندگی عادلانۀ حقیقی شروع بشود و آلودگی‌­های زمان گذشته، که بر صفحۀ عمر ما نقش بسته است را بزداییم.

ما چشم امید مردم جهان، علی­‌الخصوص نقطۀ عطف مسلمین و مستضعفین جهان هستيم. ضروری است پیش­‌تر و بیشتر از جهانیان اين اصالت‌­ها و واقعيت‌­ها را ارج بگذاريم. ضرورت دارد در زندگی خودمان به اين نياز جامۀ عمل بپوشانیم و اندیشه­‌های انسانی و اسلامی را به جهانیان عرضه کنیم. آلودگی­‌های شرک و ریا را طرد و قداست‌­ها را بپذيريم.

اکنون كه يک ارتباط آسمانی بين انسان­‌ها ایجاد شده است، اوج تقوا در این است كه در همه حال و همه‌­جا، حرف حق را بگوییم و آن ناصالح به خدا گفتن‌­ها، نادرست انديشيدن­‌ها و آن نادرست عمل كردن­‌ها را كه مانع رسیدن انسان­‌ها به خدا می‌­شوند، با قدرت و توان از بین ببریم. و اين ناپاكی‌­ها را از ضمیر خود بزداییم.

امیدواریم ان‌­شاءالله اوضاع معنوی جامعه بهتر بشود و جامعه‌­مان به اعتلای حقیقی برسد. از خدای متعال می‌­خواهیم به درجه‌­ای از تقوا برسیم كه در همۀ حالات زندگی خدا را اصل و جهت زندگی، معیار، ناظر و نمره‌­دهنده بدانیم و دوست داشته باشيم نمره­‌های خوبی را از خدا بگیریم. و هيچ­كس و هیچ­‌چیز ديگری را در اين زمینه مؤثر و نمره­‌دهنده ندانیم. و همين کردار مطلوب بتواند به طينت­‌مان پاكی، و به محيط­‌مان زیبایی ببخشد. ان‌­شاءالله اين سعادت به­‌زودی نصيب همۀ ما بشود.

با یک نگاه دقی‌ق­تر می‌­توانم بگویم كه شما بهتر از ديگران، حتی خيلی بهتر از خود بنده، پايۀ زندگی الهی را گذاشتيد. و بسیاری از افراد زندگی‌­شان را بر پایۀ قداستی مكتبی که رنگ مادی نداشت بنا می­‌نهند. می‌­خواهم بگويم دخترم بيشتر از من ارزش­‌هايی راجع به شناخت خدا کسب كرده است که مرا خوشحال کرد. و پسرم واقعاً آن سلامت اخلاقی را داشته است. و می‌­توانم بفهمم كه شما دو نفر، واقعاً به مرتبه­‌ای رسیده­‌اید که معاشرت­‌تان خداجويانه است. شايد اگر اين رابطه و اين معنويات نبود، خدا ما را اين­طور صميمانه دور هم جمع نمی­‌کرد. اين صميمت، واقعاً حیرت‌­انگیز است. من اين صميمیت را با تمام وجود به همۀ شما تبریک می­‌گویم.

بعید می­‌دانم كه برای سير و تحول معنوی جامعه، اگر راه و آرمان­‌های آن خدايی باشد، مانعی ایجاد شود. اينجاست كه احساس می­‌كنم خدا در همه حال انتظار دارد كه انسان­‌ها به سوی راه راست حركت كنند و همه به‌گونه‌­ای، جذب معنویات شوند. و امروزه ما باید پيشتاز و الگوی اين حركت در جهان باشيم، آن­گونه كه انسان­ها به خاطر الگو بودنشان، لذت زندگی اجتماعی را بچشند و ان‌­شاءالله این راه ادامه پيدا كند.

خدای بزرگ سعادت انسان­‌ها را در وصال خویش قرار داده است تا نتيجۀ بسیار والا و ارزنده‌­ای از اين وصلت نصیبشان سازد. ان‌­شاءالله خداوند نتيجۀ اين وصلت پاک معنوی ملت شریف را به نفع جامعه، اسلام، انقلاب و رهبر انقلابمان قرار دهد.

من گاهی فكر می‌­کنم که انسان گون‌ه­ای از خداست، اما به حد كمال نرسیده است. اینکه امام خمینی (ره) می‌­فرمودند: «با هم سازش داشته باشيد»، سرّی دارد و ظرايفی است كه گاهی خیلی ساده به نظر می‌­رسد. اما می­‌تواند مسئله‌­ساز شود و برای بعضی­‌ها هم مسئله­‌ساز شده است. گرچه ظاهراً مشکل‌­ساز نيست، اما ناگهان آرامش آدمی را به هم می­‌زند. با اينكه ناسازگاری انسان مشکل حادی نيست، اما دارای یک سری نكات مهم تجربه شده است که باید از قبل هوشيار باشيم تا خدای‌­ناكرده شيطان نتواند از راه آن‌­ها وارد دل­‌هایمان شود و كانون ایمانمان را خدشه­‌دار كند.

اين از منیت آدمی است كه حرف حق را دوست ندارد. چرا؟ چون خودش نگفته است. و علاوه بر اینکه حق را دوست ندارد، حتی اگر بگويی من حق را دوست دارم، رنج می­‌برد.

فرض کنیم که شما در زندگی مشترک، در مبحث حق اختلاف نظر داريد. در واقع شما در دو بُعد متفاوت طرفدار حق هستید. بنابراین اگر می‌خواهید پايۀ تضادها به هم بخورد، باید حق را به دو بُعد متفاوت تقسیم و تفسیر کنید، و سعی كنيد طوری نشود كه زندگی مشترک­تان در این نقطۀ فکری دچار مشکل اساسی گردد. ذهن شما در يک كانال كار می­كند و ذهن همسر شما در كانال دیگر. شما یک سری تفاهمات داريد و نیز یک سری مفهومات که قرابتی با یکدیگر ندارند. ببينيد که چگونه این دو سليقۀ متفاوت، همين چيزهايي كه باعث تناقض جامعه شده، به دو عقيدۀ مختلف مشکل­‌ساز تبدیل شده­‌اند. به طور مثال: يكی آبگوشت دوست دارد و دیگری دوست ندارد. هرچند خاصیت آبگوشت اين است كه ذائقه‌­ها را به التذاذ برساند، ولی نتیجۀ امر در مذاق افراد مختلف یکی نیست.

تصور می­‌کنم یکی از بهترين آداب این است كه انسان كار محوله را آن­قدر با دقت و علاقه انجام بدهد كه بیننده عاشق انجام آن کار شود. تضاد جهت­‌گيری­‌های انسان در زندگی، لذت، طبيعت، رؤيا و ثروت­‌ها، همگی زينت حيات دنيا، زينت و نظام پست آن هستند. و این دنیا و نعمت­‌های الهی آن، به هر اندازه كه آدمی گنجايش بهره­‌گیری از آن را دارد، او را بهره­‌مند می‌­سازند.

 

دریافت متن کامل سخنرانی

نظر خودتان را ارسال کنید