سخنرانی به مناسبت میلاد پیامبر اکرم (صلوات‌الله‌علیه‌وآله) قسمت دوم

سخنرانی به مناسبت میلاد پیامبر اکرم (صلوات‌الله‌علیه‌وآله) قسمت دوم

·        برترين جايگاه انسان در برابر خدا

انسان بزرگ‌ترین جایگاه را نزد خدا برای تکامل دارد، و آن عظمت و اشرفیت اوست؛ پس چرا حق نداشته باشد لذت‌بخش‌ترین مرحلۀ زندگی‌اش، یعنی ازدواج، این موهبت والا را در جهت الهی سوق دهد؟ و این عنایت خداست که انسان فطرتاً حرکت معنوی و خداگونه را بی‌نهایت دوست دارد. علاوه بر این، این حرکت طبیعی ابتدای یک حرکت نوین آگاهانه و آن واقعاً بدعتی ممتاز است.

اما چرا اکنون که این‌گونه حرکات، مخصوصاً در این لحظات خدایی، می‌تواند کمر شیطان را بشکند، انسان منفعلانه وسُست عمل می‌کند؟ و چرا همانند ائمه (علیهم‌السلام) و در رأس آن‌ها امام علی (علیه‌السلام) که محکم‌ترین پیوندش را با خدا بسته و در شیوۀ ازدواج کردن و سبقت در سلام زیباترین جلوه را به زندگی و بندگی‌اش داده بود، عمل نکند؟

ای انسان! مانند قطره‌ای در این تلاطم روحانی غوطه‌ور شو. و حتی در این شب‌های عزیز، برای زکات نمازی که می‌خوانی نماز بخوان. دست بر پیشانی دعا بخوان و از خدای رحیم  و رحمان بخواه که شیطان ملعون در این حالات روحانی لذت‌بخش تو ذره‌ای دخیل و سهیم نباشد. مخصوصاً كه احساس می‌كنيم در همۀ ذلت‌ها و نكبت‌هايی كه در اين زندگی هست، پُلی به سوی تقوای الهی وجود دارد. و حالا هر چه قداست اين عمل خدامحور بالاتر برود، جهت خدايی‌اش بيشتر می‌شود و با ازدواج و تشکیل خانواده قدرت جامعه بيشتر می‌گردد.

من احساس می‌كنم نيازمندیم كه پیرامون ازدواج برای دختران و پسران جوان صحبتی مبسوط داشته باشیم. گناه بزرگی است، اگر فراموش شود که مجموعۀ لذات هدیۀ خدا به انسان است. هرچقدر در ذات احدیت تفکر کنی، همان اندازه لذت‌بخش بوده و ثواب دارد. اگر كسی می‌خواهد لذت‌ها را ترک كند و اگر بتواند همۀ لذت‌هایش را جهت خدایی بدهد، مشتری‌اش فقط خداست.

اگر در ازای همۀ اعمال خودم، جسمم، جانم، امكاناتم، همه‌چيز را از خدا ببينم و جوانی را كه غير از خدا كسی را در آن مؤثر نمی‌بينم، بالاترین اجر و لذات بدانیم که باری‌تعالی نصیبم ساخته است، و اگر جان و مالم را از خدا که مهم‌ترين هدف، مهم‌ترين كمال و مهم‌ترين مبدأ است بدانم، این نهايت حقيقت است. در ازای هر عملی، اثری، حركتی و نعمتی كه بهره می‌گیرید خدا را ياد كنيد. هرگونه حركتی را در زندگی به طرف خدا و هر بهانه‌ای را وسیلۀ یاد خدا قرار دهید.

جامعۀ ما، جامعه‌ای مكتبی است كه بعضی از افراد باقداست، خداجو، خداگونه و متقی به طرف حق می‌روند و این‌که برای چه به سمت اين معنویات می‌روند را باید در کُنه وجودشان یافت.

همۀ این معيارها را خداوند در این خلقت قرار داده است. و آیا پاک‌تر از او كسی هست که مقتدرانه در اين جامعه و نظام دخیل باشد؟ هوشيارانه نگذاريد شيطان کمترین بهره‌ای از اين ارتباط داشته باشد. و از خدا بخواهيد همين تزلزل فضائل اخلاقی و اخلاقيات و گسترش رذائل را، که پديده‌ای سمی و مُهلک در جامعه است و همگی اثر بی‌توجهی به خدا بوده است، به وجه احسن تغییر دهد.

اين‌ها درد انسان حق‌جو است که نمی‌خواهد شيطان در حركاتش، همۀ صفاتی كه هرچه بيشتر در انسان به وجود بيايد رنگ خدايی‌اش بیشتر می‌شود و حركاتی كه باعث رسیدن انسان به خدا و خداگونه شدن او می‌شود، رخنه کند.

در زندگی اين دنيا همه چيز وسیله‌ای برای سير و تكامل انسان به سوی اخلاقيات است. و انسان نه‌تنها خليفة‌الله است، بلکه حتی این حقوق در مقابل خدا انسان را خداگونه می‌كند و اعمالش رنگ خدایی به خود می‌گیرند. پيداست كه اگر انسان بخواهد خداگونه باشد، بايد اين حالت اطاعت وحضور قلب را حفظ کند و اگر در اعمالش هدفی نباشد كه مورد توجه خدا قرار بگيرد، شاید افکار احمقانۀ شیطانی و كوركورانه نگذارند زندگی انسان به حقيقت و واقعيتی مورد انتظار برسد.

دختر خانمی که زندگی را در ذهنیات خود بسیار تخيلی می‌بیند، وقتی که ازدواج می‌كند و نمی‌تواند زندگی تخيلی با همسرش داشته باشد، از اولِ این درگيری تا زمانی که زندگی به طلاق ختم می‌شود، رنج‌هایش شروع می‌شوند و در تخيلاتش غرق است.

اصولاً چه در زندگی انفرادی و چه در زندگی اجتماعی، جهت‌گیری و هدفمند بودن لازمۀ زندگی است. انسان بی‌هدفی که به خاطر تنفرش از زندگی مشترک، برآورده نشدن نیازهایش و سرکوب شدن تمایلاتش، که ریشه در نداشتن جهت مشخص دارد، در عذاب است، به مجرد پيدا شدن جهت در زندگی‌اش، روحیه و احساس فوق‌العاده‌ای به دست می‌آورد.

انسان هرچقدر در زندگی در سختی باشد، لذت و تحمل سختی‌ها برایش بیشتر می‌شود و بیشتر جنبۀ اجرایی پیدا می‌کند. از اين رو وقتی كارهای مهم اجرایی، با همۀ دشواری‌ها و واقعی بودن انجام می‌گیرند، تصور می‌کنید که رضای خدا را با خود به همراه دارند.

وقتی آرزوهای دور و درازی را كه دوست داريد، به یک سراب که لذت را از زندگی می‌گيرد تبدیل می‌شوند، این سراب عطشی با خود دارد که شبیه حالت تشنج است، که ذاتاً نیروی صعود انسان را با خود دارد. و اگر همین عطش و تمنای آگاهانه که جهت خدایی دارد را انتخاب کنی، خداوند بهترين مشتری آن هم است و بهترين پاداش را به انسان تقدیم می‌کند.

و انسان دشواری‌های این راه را به‌راحتی تحمل می‌كند و به خاطر همین دوام و استقامت عاشقانۀ ناب و همۀ اخلاقيات خداگونه است که نام و راه امام حسین (علیه­السلام) پس از هزار و اندی سال بر پیشانی پر چین و چروک تاریخ می‌درخشد. اين آخرت است که باقی است. آن شرایط و زد و بندهای باطلی که در جامعه وجود دارد، عاملی برای به وجود آمدن تقيه می‌شود. و چه بهتر اگر انسان‌ها نسبت به هم رنجی می‌برند، آن رنج در جهت یک هدف كامل و مقصدی الهی باشد.

آرزوهای ديرينۀ ازدواج با شخص مورد علاقه كه تحقق یافته است و انسان در اين چند روزه به آن آرزوها رسيده است، جهتش به سوی خدا قرار می‌گیرد. در این صورت خدا هم اين ازدواج را دوست خواهد داشت. اگر مقولۀ ازدواج با معيار و محوریت خدا صورت بگيرد، و انسان مراسم آن را ساده برگزار کند، و اگر منِ انسان به نوبۀ خودم، با وجود همه ناملایماتی که در جامعه است، بتوانم به حق خودم برسم و شخصاً بند شیطانی نفس را از پای خود باز کرده، بگذرم، در نتيجه مقداری كه اين هدف به سمت خدا سمت و سو یافت و فهميدم كه رنگ الهی دارد، پيروزی بزرگی برای روحم خواهد بود.

دریافت متن کامل سخنرانی

نظر خودتان را ارسال کنید