سبک زندگی اسلامی

شهید شاه‌آبادی در بیان آیت‌الله موحدی کرمانی

من به‌راستى شهيد شاه‌آبادى را دور از هوى يافتم و اين بُعدِ اخلاص، مسئله بسيار مهمى است؛ اگر نگويم تمام مسئله است. انسانى بود كه دنبال نام نبود، دنبال شهرت نبود، دنبال اينكه ديگران بفهمند كه فلان كار را او انجام داده نبود...

بیشتر بخوانید
سه روایت از اخلاص و ساده‌زیستی شهید شاه‌آبادی

وقتی در شهر بانه، منزل پدر را پيدا كرديم، ديديم كه ايشان مشغول خوردن نان و پنير هستند. زمانی كه از وضع غذای ايشان تفحص كرديم، متوجه شديم كه ايشان در شبانه‌روز، فقط یک وعده غذا می‌خوردند كه...

بیشتر بخوانید

جلسات سخنرانی حاج آقا حساب و کتاب نداشت. گاهی که برای دانشجوها سخن می‌گفتند، در حالی که قرار سخنرانی ۴۵ دقیقه‌ای داشتیم، گاه جلسه ساعت‌ها ادامه پیدا می‌کرد. دانشجوها، که یک روحانی دیده بوند که ساده و خودمانی و دوستانه با آن‌ها صحبت می‌کند، جلسات پرسش و پاسخ برگزار می‌کردند و جلسه ادامه پیدا می‌کرد؛ آنقدر که گاه هوشنگ، راننده پدرم، به مادر زنگ می‌زد و می‌گفت: «حاج‌خانم! شما را به خدا به حاج‌آقا بگویید این چه‌جور سخنرانی است؟»

اصلاً به جوان‌ها که می‌رسیدند آدم دیگری می‌شدند. انگار پابه‌پای آن‌ها جوان می‌شدند.

 

بیشتر بخوانید
شهید شاه‌آبادی و همسرش

در یک مهمانی مشکی پوشیده بودم. صاحبخانه گفت: «چرا مشکی پوشیدی؟» گفتم: «پدرم و پسرم تازه از دنیا رفته‌اند. خیلی برایم عزیز بوده‌اند...» تا این حرف را زدم، حاج‌آقا گفتند: «ناشکری نکنید!» طوری صحبت می‌کردند انگار خودشان فهمیده بودند که باز هم قرار است داغدار شوم. من هم خیلی ضربه خورده بودم و تنها بودم. فقط ایشان را داشتم. به همین خاطر خیلی جذب ایشان شده بودم و خیلی از این بابت ناراحت بودم؛ ناراحت که جای خدا در دلم تنگ بشود.

بیشتر بخوانید
کاش زودتر می‌آمد

آن‌قدر برایم احترام قائل بود که گاهی سوءاستفاده هم می‌کردم! البته برای خودش بود. با آن‌همه مشغله و فعالیت تمام‌نشدنی‌اش، می‌خواستم شده ثانیه‌ای استراحت کند. دل من هم تنگ می‌شد خب. گفتم: «شما که دوازده شب به بعد می‌آیید، صدای ماشین در خانه می‌پیچد و اعصابم به هم می‌ریزد. یا زودتر بیایید، یا اصلاً نیایید که صبح هم راحت بروید سر کارتان...

بیشتر بخوانید
زندگی‌نامۀ شهید شاه‌آبادی در موزۀ عبرت

از مادرم که بپرسید در سال ۱۳۰۹ متولد شدم.

در ۱۳سالگی به حوزه رفتم و در ۱۸سالگی ملبس به لباس روحانیت شدم. در ۱۹سالگی پدرم را از دست دادم. تا آنجا که به یاد دارم پدرم استاد اخلاق امام خمینی (ره) بود.

اولین بار ۲۳ سالم بود که دستگیر شدم. پس از آزادی به قم برای ادامۀ دروس حوزوی بازگشتم و در ۲۶سالگی وارد مرحلۀ اجتهاد شدم. در سال ۱۳۳۶ با نوۀ آیت‌الله میرزای شیرازی بزرگ ازدواج کردم. در سال ۱۳۴۲ نامه‌ای سرگشاده را امضا کردم در حمایت از امام خمینی (ره) مبنی بر آزادی ایشان.

بیشتر بخوانید

رهبر معظم انقلاب: شهید شاه‌آبادی یکی از افتخارات روحانیت مبارز ما بود

روزنامه جام جم در یکی از شماره‌های خود به مناسبت سالگرد شهادت شهید شاه‌آبادی مطلبی با عنوان «شهید شاه‌آبادی در کلام چهره‌های انقلاب» منتشر کرده است. آنچه در زیر می‌خوانید قسمت ابتدایی این مقاله است که پس از معرفی شهید و مجاهدت‌هایش، به بیان نظر شخصیت‌های انقلاب اسلامی دربارۀ آن شهید عزیز پرداخته است.

بیشتر بخوانید

«مردی از تبار نور» عنوان ویژه‌نامه‌ای است که روزنامۀ همشهری در فروردین ۱۳۹۰، در آستانۀ فرارسیدن سالگرد شهادت شهید شاه‌آبادی منتشر کرده است. این ویژه‌نامه علاوه بر مقدمۀ زیر، حاوی دو مصاحبه از حجت الاسلام سعید شاه‌آبادی، فرزند شهید، و مهندس مهدی چمران، همسفر آخرین لحظات حیات طیبۀ آن شهید بزرگوار است.

بیشتر بخوانید
شهید شاه‌آبادی در بیان مقام معظم رهبری3

امیدواریم که این بزرگوار، که واقعاً اجر زحمات خود را گرفت و شهید شد، آن هم شهید در جبهه‌های جنگ تحمیلی، به بالاترین مقامات شهدا و در کنار اولیاءالله نائل شود و خدای متعال ایشان را با این زحمات و با آن چهره‌ی منوّر و دل پاک، در قیامت یک‌پارچه نور ان‌شاءالله محشور کند. سلام خدا بر این شهید عزیز و هزاران شهید بی نام و نشان و هزاران خانواده‌ای که شهیدانشان را دادند و هیچ توقعی ندارند و آماده‌اند که باز هم در راه خدا فداکاری کنند...

بیشتر بخوانید

شبکۀ خبر صدا و سیما یکی از قسمت‌های مستند حماسه‌سازان را به بررسی زندگی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی گذرانده است. در این برنامه علاوه بر مصاحبه با خانواده و دوستان ایشان، قسمت‌هایی از بیان رهبری، وصیت‌نامه و اسنادی از ساواک دربارۀ آن روحانی شهید به نمایش درمی‌آید. مستند حماسه‌سازان، علی‌رغم ساخت نه‌چندان قوی‌اش، حاوی نکات آموزنده و جالبی از زندگی شهید شاه‌آبادی است. این مستند بیست دقیقه‌ای در ذیل قابل مشاهده است.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها