زندگی نامه

شروع مبارزات سیاسی-مذهبی شیخ مهدی به سال ۱۳۳۲ش، پس از کودتای ۲۸ مرداد بازمی‌گردد، که برای نخستین‌بار دستگیر و زندانی شد، اما پس از  مدتی آزاد گشت.[۱] وی به مبارزه علیه رژیم سفاک پهلوی، از طرق گوناگون هم‌چنان ادامه داد. یکی از برنامه‌های او در جهت آگاهی و تنویر افکار مردم مناطق محروم و دورافتاده کشور، سفرهای تبلیغی به این مناطق بود. شیخ مهدی در ایام محرم، رمضان و تعطیلات حوزه، به شهرها و روستاهای دوردست با هدف معرفی اسلام واقعی، مبارزه با خرافات، مبارزه با رژیم پهلوی، معرفی مرجعیت حضرت امام و... می‌رفت.

بیشتر بخوانید
زندگی‌نامۀ شهید شاه‌آبادی در موزۀ عبرت

از مادرم که بپرسید در سال ۱۳۰۹ متولد شدم.

در ۱۳سالگی به حوزه رفتم و در ۱۸سالگی ملبس به لباس روحانیت شدم. در ۱۹سالگی پدرم را از دست دادم. تا آنجا که به یاد دارم پدرم استاد اخلاق امام خمینی (ره) بود.

اولین بار ۲۳ سالم بود که دستگیر شدم. پس از آزادی به قم برای ادامۀ دروس حوزوی بازگشتم و در ۲۶سالگی وارد مرحلۀ اجتهاد شدم. در سال ۱۳۳۶ با نوۀ آیت‌الله میرزای شیرازی بزرگ ازدواج کردم. در سال ۱۳۴۲ نامه‌ای سرگشاده را امضا کردم در حمایت از امام خمینی (ره) مبنی بر آزادی ایشان.

بیشتر بخوانید

ايشان‌ هر چند وقت يك‌ بار، چه‌ در دوران‌ طلبگی و چه‌ پس‌ از آن‌، علی­‌رغم‌ فعاليت‌‌های زياد و مستمر خويش‌، همراه‌ خانواده‌ و برای تبليغ‌ دين و نشر احكام‌ و معرفی حضرت‌ امام‌ (ره‌)، به‌ دوردست‌‌ها كوچ‌ می‌كرد و مردم‌ آن‌ سامان‌ را ارشاد می‌فرمود. تقريباً تمامی تابستان‌‌ها و ايّام‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ و ايّام‌ محرّم‌ و صفر را كه‌ دروس‌ حوزه‌‌های علميه‌ تعـطيل‌ هستند، در اين‌ راه‌ می‌گذراند و به‌ بسياری از شهرها و روستاهای كشور بار سفر می‌بست.

بیشتر بخوانید

شهید شاه‌‌آبادي‌ در سال‌ ۱۳۳۶، در ۲۷سالگي‌، زماني كه دورۀ ده‌­سالۀ سطح‌ را به‌ اتمام‌ رساند و دو سال‌ از دورۀ خارج فقه و اصول را نيز پشت‌ سر گذاشت، تصميم‌ به‌ ازدواج‌ مي‌‌گيرد و با بيت‌ مرحوم‌ آيت‌‌الله‌‌العظمي‌ ميرزاي‌ شيرازي‌ بزرگ، كه‌ خانوادۀ علم‌ و فضيلت‌ و جهاد است‌، وصلت‌ مي‌کند.

بیشتر بخوانید

۱۸ساله‌ بود كه‌ در حضور والد ارجمندش‌ و به‌ دست‌ يكي‌ از سادات‌ محترم‌، به‌ لباس‌ مقدس‌ روحانيت‌ ملبّس‌ شد. بيش‌ از يك‌ سال‌ از تلبّس‌ او به‌ اين‌ لباس‌ شريف‌ نگذشته‌ بود كه‌ در سوم‌ آذر ۱۳۲۸ (سوم‌ صفر ۱۳۶۹ ق‌) پدر بزرگوارش‌ به‌ عالم‌ بقاء رحلت‌ كرد؛ پدر گران‌‌قدري‌ كه‌ نه‌‌تنها براي‌ او پدر بود، بلكه‌ معلّم‌، استاد و مراد او بود. وقتي ‌قريب‌ دو سال‌ از وفات‌ پدر گذشت‌، تصميم‌ گرفت‌ جهت‌ ادامۀ‌ تحصيل‌ علوم ‌اسلامي‌ به‌ مهد علم‌ و تقوي‌، قم‌، عزيمت‌ کند.

بیشتر بخوانید
کودکی شهید شاه‌آبادی

سال‌ ۱۳۰۹شمسی‌، اوج‌ اخـتنـاق‌ سنگيـن‌ و شيطـانی رضاخـان بود؛ دورانی كه‌ اين‌ نوكـر استـعـمـار می‌رفت‌ تا حاكـمـيّـت‌ بلامُـنازع‌ استعمـار انگليـس‌ را بر ايـران‌ حاكـم‌ كند. می‌خواست روحانـيّـت‌، اين‌ قشـر پيشتـاز و سـازش‌ناپذير امّـت ‌اسـلامی را سـركوب‌ کند. در چنین اوضاعی،‌ بزرگمردی بود كه‌ به‌جرأت‌ می‌توان ‌گفت که‌ از استوانه‌های عرفان‌ و فقاهت‌ و سياست ‌بود؛‌ عالمی‌ فقيه‌، كه‌ علاوه‌ بر مدارج‌ والای علمـی، از مسائل‌ اجـتماعـی و تحـقـق‌ احكام‌ اسلام‌ در جامعه‌ غافل‌ نبود و در مقابل‌ رضـاخان‌ با قامتی ‌استـوار ايستـاده‌ بود.

بیشتر بخوانید