خاطرات ناب

صمیمیت شهید شاه‌آبادی با رزمندگان دفاع مقدس

ایشان به سنگرها می‌رفتند و با رزمندگان صحبت می‌کردند. گاهی حتی این دیدارها آن‌قدر طولانی می‌شد که برنامۀ سخنرانی به هم می‌خورد. خیلی خودمانی و دوستانه صحبت می‌کردند و هیچ فاصله‌ای بین ایشان و رزمندگان نبود. بسیار به جوان‌ها علاقه داشتند و به تمام سؤالات آن‌ها بادقت جواب می‌دادند. معمولاً هم در جبهه‌ها به جاهایی می‌رفتند که می‌دانستند کسی نمی‌رود! رزمندگان هم خیلی حاج‌آقا را دوست داشتند و دور ایشان می‌ریختند و می‌خواستند صورت ایشان را ببوسند و ابراز احساسات کنند.

بیشتر بخوانید
اقدام آیت‌الله نورالله شاه‌آبادی برای آزادی برادر از زندان

اولین بار که ایشان را گرفتند و زندانی کردند، از من خواستند که به وسیله‌ای بتوانم ایشان را از این موقعیت نجات بدهم. دوستی داشتم که در فرهنگ همکار من بودند. آن روز، آن آقا معاون اول مجلس شورای زمان بودند. از آن دکتر خواستم که شما کاری انجام دهید. گفت من فردا می‌روم امریکا، تو را به فردی معرفی می‌کنم که او نمایندۀ اول تهران است. خیلی عذر می‌خواهم، گفتم: «این چه جانوری است که من تهرانی نمی‌شناسمش و این نمایندۀ اول است؟!» گفت: «تو به این کارها کار نداشته باش.»

بیشتر بخوانید
مبارزۀ همه‌جانبۀ شهید شاه‌آبادی با طاغوت، حتی در زندان

زمانی که ایشان را گرفته بودند، با مأموران ساواک خوب مبارزه می‌کرد. به برادرم گفته بودند: «آقا عمامه‌تان را بردارید.» پاسخ داده بود: «عمامه را بر نمی‌دارم.» هر چه اصرار می‌کنند که عمامه را بردارید، می‌گوید: «نه، خودتان بیایید و بردارید.» افرادی که در آنجا بودند، جرأت این کار را پیدا نمی‌کنند. زمانِ سرلشکر علوی‌مقدم بود. رئیس کمیتۀ آن موقع کشیک بوده و با سرلشکر تماس می‌گیرد. می‌گوید: «فلانی را گرفته‌ایم و می‌خواهیم او را به زندان ببریم، اما عمامه‌شان را بر نمی‌دارند.

بیشتر بخوانید

اگرچه بار اول نیست که به موزۀ عبرت می‌آیم، حال و هوای بار اولی که به اینجا آمدم را فراموش نمی‌کنم. آن قسمت از زندان که زندانی وارد می‌شود، وسایلش را می‌گیرد و وارد می‌شود، بار اول، این صحنه خیلی برایم صحنۀ زنده‌ای بود. لحظه‌ای که احساس می‌کنیم یک روحانی وارد اینجا می‌شود، لباس‌هایش را می‌گیرد، لباس زندانی به تن می‌کند و به سلولش می‌رود. ما در ذهنمان این صحنه را بارها و بارها، تداعی می‌کردیم، اما با تصاویر دیگری. وقتی اصل آن تصاویر را می‌بینیم و با حرف‌ها و تصاویر قبلی مطابقت می‌دهیم، جنس آن‌ها خیلی فرق می‌کند.

بیشتر بخوانید
سبک زندگی شهید شاه‌آبادی

زمان انقلاب حاج‌آقا خیلی تلاش می‌كردند و نسبت به رزمنده‌ها حساس بودند و برابرشان احساس شرم و مسئوليت می‌كردند، جوری كه آدم متحير می‌شد. ايشان در شبانه‌روز يكی دو ساعت می‌خوابيدند و در خانه تلفنی هميشه در دسترس بقيه بودند. مثلاً می‌خواستيم با هم غذا بخوريم اما تلفن اجازه نمی‌داد، يک‌بند زنگ می‌زد.

بیشتر بخوانید
آخرین سخنرانی شهید شاه‌آبادی ساعاتی پیش از شهادت

اگر شهادت می‌تواند نظام توحیدی‌مان را حفظ کند؛ اگر شهادت می‌تواند دشمن را ذلیل کند؛ اگر شهادت می‌تواند تفکر و بینش اسلامی‌مان را به دنیا اعلام کند، ما آمادۀ این شهادتیم.

بیشتر بخوانید
سه روایت از اخلاص و ساده‌زیستی شهید شاه‌آبادی

وقتی در شهر بانه، منزل پدر را پيدا كرديم، ديديم كه ايشان مشغول خوردن نان و پنير هستند. زمانی كه از وضع غذای ايشان تفحص كرديم، متوجه شديم كه ايشان در شبانه‌روز، فقط یک وعده غذا می‌خوردند كه...

بیشتر بخوانید

جلسات سخنرانی حاج آقا حساب و کتاب نداشت. گاهی که برای دانشجوها سخن می‌گفتند، در حالی که قرار سخنرانی ۴۵ دقیقه‌ای داشتیم، گاه جلسه ساعت‌ها ادامه پیدا می‌کرد. دانشجوها، که یک روحانی دیده بوند که ساده و خودمانی و دوستانه با آن‌ها صحبت می‌کند، جلسات پرسش و پاسخ برگزار می‌کردند و جلسه ادامه پیدا می‌کرد؛ آنقدر که گاه هوشنگ، راننده پدرم، به مادر زنگ می‌زد و می‌گفت: «حاج‌خانم! شما را به خدا به حاج‌آقا بگویید این چه‌جور سخنرانی است؟»

اصلاً به جوان‌ها که می‌رسیدند آدم دیگری می‌شدند. انگار پابه‌پای آن‌ها جوان می‌شدند.

 

بیشتر بخوانید
کاش زودتر می‌آمد

آن‌قدر برایم احترام قائل بود که گاهی سوءاستفاده هم می‌کردم! البته برای خودش بود. با آن‌همه مشغله و فعالیت تمام‌نشدنی‌اش، می‌خواستم شده ثانیه‌ای استراحت کند. دل من هم تنگ می‌شد خب. گفتم: «شما که دوازده شب به بعد می‌آیید، صدای ماشین در خانه می‌پیچد و اعصابم به هم می‌ریزد. یا زودتر بیایید، یا اصلاً نیایید که صبح هم راحت بروید سر کارتان...

بیشتر بخوانید
شهید شاه‌آبادی همراه شهید چمران

سایت تابناک در مقاله‌ای به یادکردی از شهید شاه‌آبادی پرداخته است. این مقاله که در سالگرد شهادت ایشان منتشر شده، با کلام مقام معظم رهبری دربارۀ آیت‌الله شاه‌آبادی آغاز می‌شود. در ادامه با گزارش تصویری از زندگی این شهید بزرگوار از کودکی تا نمایندگی مجلس شورای اسلامی، به لحظه و علت عروج ایشان می‌رسد. در این قسمت خاطرۀ کامل شهید والامقام سید مصطفی چمران درج شده که شرح کاملی از قصۀ شهادت استادزادۀ امام خمینی (ره) است. مقالۀ «روایت تصویری از شهید شاه‌آبادی» با تصاویری از پیکر شهید و مراسم باشکوه تشییع ایشان به پایان می‌رسد.

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط