جبهه

چالاکی و نشاط شهید شاه‌آبادی

اولین ویژگی ایشان چالاکی و نشاط بود، به‌طوری که این ویژگی زبانزد خاص و عام بود. هر وقت دربارۀ جبهه کسی ایشان را دعوت می‌کرد، حاج‌آقا اصلاً برای‌شان فرق نمی‌کرد کیست و از کجا زنگ زده است. اگر وقت داشتند، بلافاصله راهی جبهه می‌شدند! آنجا هم که می‌رفتند، اصلاً یک‌جا بند نمی‌شدند و از تمام پادگان‌ها و قرارگاه‌ها بازدید و برای گروه‌های مختلف رزمندگان سخنرانی و اقامۀ نماز جماعت می‌کردند.

بیشتر بخوانید
صمیمیت شهید شاه‌آبادی با رزمندگان دفاع مقدس

ایشان به سنگرها می‌رفتند و با رزمندگان صحبت می‌کردند. گاهی حتی این دیدارها آن‌قدر طولانی می‌شد که برنامۀ سخنرانی به هم می‌خورد. خیلی خودمانی و دوستانه صحبت می‌کردند و هیچ فاصله‌ای بین ایشان و رزمندگان نبود. بسیار به جوان‌ها علاقه داشتند و به تمام سؤالات آن‌ها بادقت جواب می‌دادند. معمولاً هم در جبهه‌ها به جاهایی می‌رفتند که می‌دانستند کسی نمی‌رود! رزمندگان هم خیلی حاج‌آقا را دوست داشتند و دور ایشان می‌ریختند و می‌خواستند صورت ایشان را ببوسند و ابراز احساسات کنند.

بیشتر بخوانید
شهید شاه‌آبادی در جبهه

حقیقتاً خودشان روی احساسی که از بچه‌ها می‌گرفتند و روحیه‌ای که خودشان می‌گرفتند تأکید داشتند. جملاتی که شب عملیات، جوان‌ها به پیرها می‌گویند: «شما چشم وچراغ ما هستید. شما نباید بروید. باید باشید، ما برویم.» آن وقت پیرها به جوان‌ها می‌گویند: «نه، شما اول زندگی‌تان است. ما عمرمان را کرده‌ایم و بیشتر عمرمان در فضای شاهنشاهی بوده و آلوده‌ایم.» از این جملاتی که از بچه‌های رزمنده می‌شنیدند، از این حال و فضا خودشان بعدها در منبرها با یک حال و حزن و اندوه خاصی تعریف می‌کردند.

بیشتر بخوانید
شهید شاه‌آبادی در بیان مقام معظم رهبری5

بعد از پیروزی انقلاب این انسان گویی خواب و استراحت برایش معنا ندارد. چقدر شب‌ها اتفاق می‌افتاد که ساعت ۱۲ و ۱ بعد از نیمه‌شب از جایشان بلند می‌شدند و با بعضی دوستانشان به سراغ بیمارستان‌ها می‌رفتند و به عیادت مجروحان و جانبازها و رسیدگی به وضع بیمارستان‌ها که آیا کسی به بیمارها رسیدگی می‌کند یا نه. و اگر نقصی وجود دارد پیگیری کند و دنبال کند و با مسئولین تماس بگیرد. یک انسان نمونه و استثنائی بود. یک بار من به خاطر ندارم در طول این دوستی چندین ساله‌ای که با این شهید عزیز داشتیم که ببینم از کار خسته شدند، و آثار کسالت و خستگی را هرگز در چهرۀ این مرد عزیز ندیدم.

بیشتر بخوانید

وقتی در مجلس اعلام نیاز به نیروی جبهه کرده بودند، حاج‌آقا گفته بودند من ۴۸ساعت وقت دارم و می‌توانم بروم. چون مجلس در این مدت تعطیل بود. اما بعد از این ۴۸ساعت کلاس داشتند؛ کلاس‌های تحقیق و برنامه‌های دیگر که باید بعد از این به آن کلاس‌ها می‌رسیدند.

بیشتر بخوانید
شهید شاه‌آبادی در بیان فرزندش حمید شاه‌آبادی

شخصیت‌های نامدار و مبارز انقلاب، از منظرهای گوناگون قابل ارزیابی هستند.بی‌تردید یکی از این مناظر، توصیف آن‌ها در قامت یک «پدر» و از سوی «فرزندان» است. در گفت و شنودی که پیش روی دارید، شهید آیت‌الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی از دیدگاه فرزندش حمید شاه‌آبادی مورد روایت قرار گرفته است. امید آنکه مقبول افتد.

بیشتر بخوانید
شهید شاه‌آبادی در مجلس شورای اسلامی

شهيد شاه‌آبادی دورۀ اول مجلس شورای اسلامی، در طول چهار سال نمايندگی، ۸۰۵ طرح يا لايحه را بررسی كرد. اهم مصوبات اين مجلس عبارت بودند از: بررسی مسئلۀ فرجام جاسوسان امريكایی، قانون راجع به حل اختلافات مالی و حقوقی دولت جمهوری اسلامی ايران و دولت امريكا، تصويب طرح عدم كفايت رئيس جمهور وقت، قانون عمليات بانکی بدون ربا و قانون تشكيل وزارت اطلاعات.

بیشتر بخوانید

به مناسبت سالروز شهادت شهید حجت الاسلام و المسلمین مهدی شاه‌آبادی

ششم اردیبهشت سالروز شهادت مجاهد شریف و بزرگ حجت الاسلام و المسلمین مهدی شاه‌آبادی می‌باشد.

شهید شاه‌آبادی فرزند عارف کامل و مرجع بزرگ آیت‌‌الله میرزا محمدعلی شاه‌آبادی است.

بیشتر بخوانید

ایشان برای واپسین بار در جمع رزمندگان لشکر ۲۵ کربلا سخنرانی کردند. پس از جلسۀ سخنرانی و اقامۀ نماز، رزمندگان برای عرض ارادت به ایشان روی آوردند. برای جلوگیری از فشار و ازدحام، اطرافیان از برادران خواستند که از این کار صرف نظر نمایند. ولی آنان، به واسطۀ عشق و علاقۀ بی‌پایانشان نسبت به روحانیت معظم، دست‌بردار نبودند. ایشان در جمع مسئولان پایگاه گفتند: «این‌طور نیست که آن‌ها (رزمندگان) فقط علاقه‌مند باشند که روحانیون را ببوسند؛ بلکه ما هم علاقه‌مندیم آن ها را ببوسیم. اگر رزمندگان سر ناقابل ما را بخواهند، من تقدیمشان می‌کنم و این سر در مقابل آنها ارزشی ندارد.

بیشتر بخوانید

ایشان برای واپسین بار در جمع رزمندگان لشکر ۲۵ کربلا سخنرانی کردند. پس از جلسۀ سخنرانی و اقامۀ نماز، رزمندگان برای عرض ارادت به ایشان روی آوردند. برای جلوگیری از فشار و ازدحام، اطرافیان از برادران خواستند که از این کار صرف نظر نمایند. ولی آنان، به واسطۀ عشق و علاقۀ بی‌پایانشان نسبت به روحانیت معظم، دست‌بردار نبودند. ایشان در جمع مسئولان پایگاه گفتند: «این‌طور نیست که آن‌ها (رزمندگان) فقط علاقه‌مند باشند که روحانیون را ببوسند؛ بلکه ما هم علاقه‌مندیم آن ها را ببوسیم. اگر رزمندگان سر ناقابل ما را بخواهند، من تقدیمشان می‌کنم و این سر در مقابل آنها ارزشی ندارد.»

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها

مطالب مرتبط

شهید شاه‌آبادی در بیان فرزندش حمید شاه‌آبادی
چهارشنبه, ۰۴ مرداد ۱۳۹۶
شهید شاه‌آبادی همراه شهید چمران
دوشنبه, ۰۴ بهمن ۱۳۹۵