تفسیر قرآن

فعالیت مسجد شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی در روزگار شهید

فعالیت‌های مبارزاتی شهید شاه‌آبادی به طور جدی در پایگاه مسجد رستم‌آباد اختیاریه مشهود است. واقعاً مسجد ایشان از مسجدهای بسیار فعال بود که منطقۀ بسیار وسیعی از شمیران و شرق شمیران را تحت تأثیر خودش قرار داده بود. جمع کردن جوان‌های منطقه که بسیاری از آن‌ها بعداً جزء شخصیت‌های خوب و مؤثر انقلاب اسلامی شدند، از کارهای ایشان بود.

بیشتر بخوانید
توجه به درس‌آموزی در سخت‌ترین وضعیت

آخرین باری که آزاد شده بودند برای ما تعریف می‌کردند كه در زندان، از حداقل امکانات برای آموزش و ارتقاء دانش دینی هم‌سلول‌ها و هم‌بندی‌های خود استفاده می‌کردند. تدریس دروس ادبیات عرب، دروس اسلامی و تفسیر قرآن را برای دوستان‌شان شروع کرده بودند. در آن جوّ اختناق زندان سلحشوری و شجاعتی که ایشان داشتند، همه‌ عوامل باز دارنده را تحت شعاع قرار می‌داد و تمام آن‌ها را هیچ و پوچ می‌ساخت. استقامت و تلاش ایشان درحقیقت دشمن را مستأصل كرده بود و آن‌ها نمی‌دانستند با ایشان چگونه باید رفتار کنند.

 

راوی: حجت‌الاسلام هاشمی دماوندی – شاگرد شهید

بیشتر بخوانید

ایشان در سال ۱۳۵۰ یا ۱۳۵۱ به عنوان امام جماعت به مسجد رستم‌آباد تشریف آوردند. چند ماه قبل از اینکه ایشان بیایند، مرحوم آشیخ محمدتقی رستم‌آبادی نوه مرحوم حاج آخوند رستم‌آبادی، که سال­‌ها امام جماعت مسجد رستم‌‌آباد بودند، فوت کردند. بعد از فوت ایشان، با توجه به اینکه مردم در بحبوحه مبارزات اسلامی بودند و بودیم، ما یک عده از جوان­‌های آن زمان رستم‌‌آباد، به دنبال این بودیم که جانشین مرحوم رستم‌‌آبادی کسی باشد که اهل مبارزه باشد.

بیشتر بخوانید
ظهور روحیه جهادی شهید آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی

بنای قسمت شمالی مسجد را ایشان گذاشتند. به دلیل ضرورتی که بود، نيمه‌كاره می‌ماند. چون سالیان سال  است كه آنجا آشپزخانه است و زیرزمین ماند. پایه‌ها را گذاشتند، کارها را انجام دادند، ولی آنجا باید کنده و خاکبرداری می‌شد. این قضیه مربوط به قبل از انقلاب است. اوایل کار ایشان در مسجد و شروع کار ایشان بود.

بیشتر بخوانید
توجه به ریزترین مسائل

ایشان قبل از پیروزی انقلاب به من فرمودند: «شما در جلسات تفسیر قرآن حضور داشته باشید.» آن زمان لازم بود كه اجازه از شهربانی داشته باشیم، ولی ما بدون اجازه از شهربانی تشكیل جلسات می‌دادیم و اعلامیه‌های حضرت امام را بین دوستان و حاضران در جلسه پخش می‌كردیم. تا قبل از ورود امام، از رادیو، تلویزیون، یا اعلامیه‌ها متوجه شدیم كه می‌خواهند همه روحانیت مبارز را دستگیر كنند. حاج‌آقا مهدی آمدند، گفتند: «قرار شده هر کدام از دوستان اتاقی تهیه كند و این آقایان در آنجا مخفی شوند تا از ایشان رفع خطر بشود.» هر كدام از ما خواهرها مسئولیتی را پذیرفتیم.

بیشتر بخوانید