تدریس کتاب تحریرالوسیله المقدمة الاولی۳

تدریس کتاب تحریرالوسیله المقدمة الاولی۳

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. «یجب علی الاحوط علی... تأخیر الصلاة أن اول وقتها مع و جاء زوالها فی الوقت الی بالتیمم و انه یجود فیه... الی مع العلم بأرتفاع عذر فی...»

مسئله این است که ممکن است «زوال الاعذار» اول وقت نتوانند نمازشان را بخوانند. مخصوصاً در خواهرها به خاطر اینکه عذر شرعی در تکلیف نماز پیدا می‌کنند، نباید نماز بخوانند. اما روی حساب و قاعده می‌دانند در اواخر وقت پاک می‌شوند و نمازشان را می‌توانند بخوانند، یا حالا عذرهای دیگری دارند، این‌ها بایستی صبر کنند تا آخر وقت. آخر وقت که توانستند پاک بشوند، وضو بگیرند، غسل بکنند، نمازشان را بخوانند. پس می‌داند که تکلیفش امروز می‌آید و وظیفه‌اش انجام نماز مثلاً ظهر و عصر است، اما حق ندارد که اول وقت نمازش را بخواند. واجب است که نماز را از اول وقت تأخیر بیاندازد. در صورتی که  امید از بین رفتن به اصطلاح عذرش در وقت باشد.

حتی در تیمم هم بعضی‌ها گفتند اگر مثلاً احتمال می‌دهد به اینکه فلان زخمی که به صورت هست مانع وضو گرفتن هست، احتمال می‌دهد که تمام می‌شود و دم غروب می‌تواند وضو بگیرد، باید صبر کند تا دم غروب. اما امام اینجا را نمی‌فرمایند. فقط می‌گویند اگر یقین دارد تا غروب خوب می‌شود، پس اول وقت تیمم نکند و نماز نخواند. صبر کند نزدیک غروب، غروب که زخمش خوب شد و می‌توانست وضو بگیرد و آب برای زخم اشکال نداشت وضویش را بگیرد و مثلاً نمازش را آخر وقت با وضو بخواند، نه اینکه اول وقت با تیمم. اما امام می‌فرماید اگر اطمینان داشتی و یقین داشتی که آخر وقت زخم خوب می‌شود، می‌توانی وضو بگیری و به تیمم نیاز نداری. باید صبر کنی. اما اگر احتمال دهی نمی‌توانی، همان اول وقت وضویت را تبدیل به تیمم بکن و نمازت را بخوان. «یجب علی الاحوت» باز اینجا احتیاط واجب می‌کنند «علی ذو الاعذار» بر صاحبان عذر «تأخیر الصلاة عن اول وقتها» مؤخر انداختن نماز از اول وقتش «مع رجاء زوالها فی الوقت» در صورتی که امید داشته باشد عذرش در وقت از بین می‌رود، می‌داند تا آخر وقت پا ک می‌شود و می‌تواند قبل از اینکه وقت به پایان برسد وضویش را بگیرد و نمازش را بخواند. در این صورت لازم هست که آخر وقت نماز بخواند. واجب هست که نمازش را از اول وقت به آخر وقت بیندازد. «الا فی التیمم» مگر در تیمم، در تیمم واجب نیست نمازش را به آخر وقت بیندازد. همان از اول وقت به ظهر که رسید، اذان ظهر که شد، چون می‌بیند که نمی‌تواند وضو بگیرد، باید تیمم بکند. می‌تواند تیممش را بکند و نمازش را بخواند «فانه یجول فیه البدار» زیرا که در تیمم بدار جایز است. یعنی مبادرت و اقدام به سرعت. مبادرت کردن یعنی به‌زودی و به عجله آوردن. پس در بحث تیمم بدار جایز است و مبادرت و سرعت در عمل

«الا مع العلم به الارتفاع العذر فیه» مگر اینکه علم داشته باشد به اینکه عذر در این وقت قبل از پایان وقت برطرف می‌شود. اگر بداند که عذرش برطرف می‌شود، باید صبر کند و این باز در صورتی است که علم به ارتفاع عذر دارد. دستش شکسته بود و گچ بستند. همین‌طوری گچ بسته است، اما دکتر گفته امروز عصر ساعت شش می‌آیم و گچ دست را باز می‌کنم دیگر عیبی ندارد و تو می‌توانی وضو بگیری. حالا از ساعت شش، نیم ساعت، سه ربع تا غروب وقت داریم، پس من باید صبر کنم دکتربیاید گچ دستمم را باز کند تا من بتوانم راحت وضو بگیرم. پس با علم به اینکه دم غروب وقت هست و من می‌توانم بدون عذر، بدون تیمم با وضو نماز بخوانم و در علمش و اطمینان و اعتقادش اشکال نداره، باید صبر کند تا غروب و الا با احتمال اینکه ممکن است  بشود، ممکن است نشود، می‌تواند نمازش را اول وقت بخواند که البته اینجا را خیلی‌ها احتیاط کردند، اما امام هیچ احتیاط نکرده و می‌گویند هیچ اشکالی ندارد.

یک دور دیگر بخوانم: «یجب علی الاحوط علی ذو الاعذار تأخیرالصلاة عن اول وقتها مع رجاء الزوالها فی الوقت الا فی التیمم، فانه یجود فیه البدار الا مع العلم بالارتفاع عذر فیه کما مرقد فی باب.» همچنان که در باب تیمم گذشت. در آنجاهم فرموده‌اند که در تیمم جایز است به دار، مگر در صورتی که انسان اطلاع داشته باشد که عذر در آخر وقت برطرف می‌شود.

نظر خودتان را ارسال کنید