تدریس کتاب تحریرالوسیله المقدمة الاولی۲

تدریس کتاب تحریرالوسیله المقدمة الاولی۲

چهار رکعت وقت باقی است. آقا تصمیمش این است که اقامه داشته باشد، مقیم باشد. ده روز قصد عشره دارد. تکبیرة الاحرام را می‌گوید، اما بعد منصرف می‌شود که بماند. در اینجا که وسط نماز، رکعت اول رکعت دوم تصمیم گرفته که باز مسافر باشد و ده روز نماند، امام می‌گویند چون این چهار کعت نماز دوم را شروع کرده، اگر بخواهد نماز عصر را به نماز ظهر برگرداند، مشکل است. یعنی می‌گویند این هم باطل شده. فقط گفتند یک جای احتیاط باقی مانده، یک جای خیلی ظریفی که در حین اینکه دارد تشهد رکعت دوم را می‌خواند دو رکعت بیشتر که وقت ندارد، چون چهار رکعت وقت داشت. دو رکعت بیشتر وقت ندارد. الآن هم اگر نماز را بندازد دور بلند شود بیایستد چکار باید بکند؟ باید به قصد دو رکعت نماز عصر بخواند. حداکثری این است که الآن این نیتش را از عصر به ظهر برگرداند. می‌گوید این را دو رکعتی سر ظهر سلام می‌دهم احتیاطاً (حداکثر احتیاط اینجاست) که می‌گوید من این را نیت نماز ظهر می‌کنم، چون نماز عصر را شروع کرده بود، دیگر چهار رکعت که بیشتر وقت نداشت. حاضرهم بود. باید نمازش چهار رکعتی باشد. بنابراین نماز دومی از نماز عصرش را شروع کرده بود، حالا سر رکعت دوم سر تشهد یک‌هو تصمیم گرفت مسافر باشد. امام می‌گوید این دو رکعت را باید دور بندازی. حالا چون دو رکعت بیشتر وقت نداری که، آدم ولو مسافر هم هست، باید نماز عصرش را در آن دو رکعت بخواند. حالا که می‌خواهد این را دور بیندازد، بگوید: السلام علیکم؛ یعنی به نیت نماز ظهر تبدیل شده و عدول به نماز ظهر کرده. السلام علیکم بدهد بلند شود و ایستاده نماز بخواند. و الا اگر یک رکعت دیگر هم وقت داشته باشد، نمی‌تواند این کار را بکند، باید آن نماز را دور بیندازد. اگر سه رکعت وقت داشته باشد، اول دو رکعت نماز ظهر می‌خواند، بعد هم دو رکعت نماز عصر که یک رکعتش. من یک دور دیگه اینو میخونم. سؤال داشتید، بفرمایید.

نماز مسافر را که نیت می‌کنیم سه رکعت نماز شکسته، درسته؟ مگه نماز سه رکعتی شکسته داره؟ ببینید، آخه مسافر فقط سه تا نمازهای چهار رکعتی‌اش نصف می‌شود. نماز صبح که می‌خواند، نمی‌گوید که دو رکعت نماز مسافر به جا می‌آورم. خب نماز صبح، چه مسافر باشد چه حاضر باشد، دو رکعت است. نماز مغرب را که دیگر نمی‌شود نیت این‌جوری کرد، چه مسافر باشد چه حاضر باشد سه رکعت است. فقط نماز ظهر و عصر و عشا است که دو رکعت و چهار رکعت می‌شود. شما در خانه و زندگی و شهر خودت می‌گویی چهار رکعت نماز ظهر به جا می‌آورم قربتاً الی الله. در مسافرت می‌گویی دو رکعت نماز ظهر به جا می‌آورم قربتاً الی الله.

پس این نماز چهار رکعتی را نمی‌شود گفت چهار رکعت نماز شکسته ظهر می‌خوانم، نه، نماز شکستۀ ظهر دو رکعت است. آدم چیزی را که نمی‌خواهد انجام بدهد مگر به زبان می‌آورد؟ نیت آنی نیست که به زبان آوردی، نیت آن کاری است که می‌خواهی انجام بدهی. تو بلند می‌شوی چه کار کنی؟ بلند می‌شوی دو رکعت نماز بخوانی، بعد می‌گویی چهار رکعت؟ اصلا راحتتان کنم، گفتن ندارد آدم مسافر چند رکعت نماز می‌خواند. بلند می‌شود می‌گوید من نماز ظهر می‌خوانم. تکلیفش دو رکعتی است دو رکعتی می‌خواند. در نماز حاضر چند رکعت نماز باید بخواند؟ باید چهار رکعتی بخواند. بلند می‌شوی می‌گویی من نماز ظهر می‌خوانم. حالا شما باید این هم بگویی؟ چرا می‌گویی چهار رکعت؟ چون مسافر نیستی. در وقتی که مسافر هستی چرا می‌گویی دو رکعت؟ برای اینکه مسافری؟ می‌شود بگویی تصمیم داری دو رکعت بخوانی، بعد بگویی من چهار رکعت نماز می‌خوانم؟ مگر رکعت ذکراست؟ نه رکعت یعنی چهار تا رکوع دارد. چهار تا رکن دارد. «لو کان مسافرا» درسته. «لو کان مسافرا و بقی من الوقت مقدار اربع رکعات، فشرع فی ظهر مثلا ثم نوالاقامه فی... بصر الصلاة و لا یجود له عدول الی الله فیقطعها و یشرع فیها. کما انه اذا کان فی الطرز ناویا للاقامه فشرع فی الله ثم اعدل ان نیت الاقامه یکون العدول الی الاولی مشکلاه. و السلام علیکم و رحمت الله.»

نظر خودتان را ارسال کنید