امام خمینی

شهید شاه‌آبادی پناهگاه انقلابی‌ها

در فاصله سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۸، فعالیت‌های انقلابی به‌واسطه سخت‌گیری‌های حکومتی دشوار شده بود؛ یعنی از نهضت پانزده خرداد تا انتشار کتاب ولایت فقیه امام خمینی (ره). در فروردین ماه ۱۳۴۶ امام نامه‌ای سرگشاده به عباس هویدا، نخست‌وزیر وقت، می‌نویسد و در آن ضمن برشمردن فجایع آن رژیم و اظهار تأسف از اوضاع نابسامان ایرانیان و فقر روزافزون روستاییان و زحمتکشان، هویدا و همکارانش را از ادامه خیانت به ملت و شاه را از جبهه‌گیری در برابر دولت‌های اسلامی و بازگذاشتن دست اسرائیل برای تسلط بر بازار و اقتصاد کشور برحذر داشت.[۱]

بیشتر بخوانید

شروع مبارزات سیاسی-مذهبی شیخ مهدی به سال ۱۳۳۲ش، پس از کودتای ۲۸ مرداد بازمی‌گردد، که برای نخستین‌بار دستگیر و زندانی شد، اما پس از  مدتی آزاد گشت.[۱] وی به مبارزه علیه رژیم سفاک پهلوی، از طرق گوناگون هم‌چنان ادامه داد. یکی از برنامه‌های او در جهت آگاهی و تنویر افکار مردم مناطق محروم و دورافتاده کشور، سفرهای تبلیغی به این مناطق بود. شیخ مهدی در ایام محرم، رمضان و تعطیلات حوزه، به شهرها و روستاهای دوردست با هدف معرفی اسلام واقعی، مبارزه با خرافات، مبارزه با رژیم پهلوی، معرفی مرجعیت حضرت امام و... می‌رفت.

بیشتر بخوانید
اقدام آیت‌الله نورالله شاه‌آبادی برای آزادی برادر از زندان

اولین بار که ایشان را گرفتند و زندانی کردند، از من خواستند که به وسیله‌ای بتوانم ایشان را از این موقعیت نجات بدهم. دوستی داشتم که در فرهنگ همکار من بودند. آن روز، آن آقا معاون اول مجلس شورای زمان بودند. از آن دکتر خواستم که شما کاری انجام دهید. گفت من فردا می‌روم امریکا، تو را به فردی معرفی می‌کنم که او نمایندۀ اول تهران است. خیلی عذر می‌خواهم، گفتم: «این چه جانوری است که من تهرانی نمی‌شناسمش و این نمایندۀ اول است؟!» گفت: «تو به این کارها کار نداشته باش.»

بیشتر بخوانید
تبلیغ اسلام و جذب جوانان در کوه

شهید شاه‌آبادی در زمان طاغوت، براي آگاهي مردم دست به هر تلاشي مي‌زدند. برای این کار، از مسجد نمی‌توانستند شروع کنند؛ چون می‌دانستند جوان‌ها مسجد نمی‌آیند. از جاهای دیگر شروع می‌کردند. مثلاً در مسیر راه کوه، به آن‌ها اعلامیه، رساله و نوار امام می‌دادند. حرف‌های امام و اهداف امام را برایشان می‌گفتند. رژیم را برایشان معرفی می‌کردند که چه کار با شما می‌کند و چه کار کرده است. میگفتند اين دشمنی است که از ظاهرش نمی‌توانید تشخیص دهید، پس آگاه باشید.

بیشتر بخوانید

پس از دستگیری امام خمینی در جریان نهضت پانزده خرداد ۱۳۴۲، اعتراض‌های گوناگونی در گوشه و کنار کشور علیه این اقدام حکومت وقت به وقوع پیوست. با آغاز سال تحصیلی جدید حوزه‌های علمیه و ادامۀ بازداشت امام خمینی، علما و فضلای حوزه بر آن شدند که نامه‌ای سرگشاده خطاب به هیئت دولت بنویسند و در آن به اقدام‌های حکومتی در سرکوب، دستگیری و تبعید علمای شناخته شدۀ روز اعتراض کنند و خواستار توقف این حرکت‌ها و آزادی امام خمینی شوند. نام شهید شاه‌آبادی، که در این سال ۳۳ساله بود، در ذیل امضاکنندگان این نامه، در کنار استادان برجسته و فضلای وقت حوزۀ علمیۀ قم دیده می‌شود.

بیشتر بخوانید

پیش از انقلاب و در روزهایی که امام خمینی (ره) مبارزات خود را شروع کرد، شهید شاه‌آبادی در هر جا و در هر شهرستانی و به هر نحوی که می‌توانستند مردم را آگاه می‌کردند. به آقایانی که در آن شهر بودند وظیفه‌شان را گوشزد می‌کردند: «باید همه به هم اطلاع بدهیم. باید همدیگر را روشن کنیم تا بتوانیم این نهضت را به سرانجام برسانیم و امام را یاری کنیم. کمک کنیم که قدرت ایشان روز به روز بیشتر شود. کاری کنیم که تمام دنیا حرفی را که می‌زند بپذیرد و تمام دنیا بفهمد که کلام، کلام ایشان است. بدانند که ایشان نائب حقیقی امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) هستند.

بیشتر بخوانید
بالاترین استراحت و لذت شهید شاه‌آبادی

امام خمینی (ره) كه مبارزات خودشان را شروع کردند، شهید شاه‌آبادی بالاترین وظیفه‌‌ها را  برای خود می‌‌دانستند؛ که کمک کنند به چنین شخصیتی که برایشان شناخته‌شده است. خیلی هم خوشحال بودند که این مبارزه را ايشان شروع کرده‌‌اند. چون مي‌‌دانستند كه تنها حضرت امام (ره) مي‌توانند اين كار را  به آخر برسانند و تحت تأثیر هیچ‌جا و هیچ‌کس و هیچ حرفی قرار نمی‌گیرند. تنها امیدشان این بود که ان‌شاءالله ایشان بتوانند این انقلاب را به سرانجام برسانند.

بیشتر بخوانید

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها